1- تحلیل حق دستدارمی
2- مفهوم، مبانی و ارکان حق دستدارمی
3- مفهوم حق دستدارمی و مبانی آن
4- ارکان حق دستدارمی
5- حقوق و تعهدات ناشی از دستدارمی و جهات زوال آن
6- حقوق و تعهدات زارع
7- حقوق و تعهدات مالک
8- زوال حق دستدارمی
9 - حق دستدارمی در رویهی قضایی
10- ماهیت حقوقی دستدارمی و مقایسهی آن با نهادهای مشابه در رویهی قضایی
11- ماهیت حقوقی دستدارمی
12- مقایسهی حق دستدارمی با نهادهای مشابه در رویهی قضایی
13- قلمرو و آثار حق دستدارمی در رویهی قضایی
14- قلمرو حق دستدارمی در رویهی قضایی
15- آثار حق دستدارمی در رویهی قضایی
زندگی بشر از آغاز همواره وابسته به زمین و منابع آن بوده است. زمین همواره عامل تولید به شمار میرفته و زمین داران بزرگ در همهی جوامع از قدرت اجتماعی بالایی برخوردار بوده اند. به طور معمول در عرف زراعی ایران، زمینهای کشاورزی به دو روش در اختیار زارعین قرار میگیرد. اول این که در اغلب مناطق کشاورزی ایران، مالکین، زمین زراعی خود را در قالب یکی از عقود مانند اجاره یا مزارعه جهت زراعت در اختیار زارعین قرار میدهند و دوم این که از قدیم الایام در مناطقی از ایران مانند مازندران، زارع، زمینهای بایر و غیرقابل کشت را با اذن مالک متصرف میشد و با انجام عملیاتی از قبیل تسطیح زمین، کندن بوتههای بیابانی، قطع درختان بیثمر و ... زمین را مستعد کشاورزی و یا به عبارتی دایر مینمود. بنابراین به واسطهی تصرفات مستمر و کار و فعالیت زارع در احیاء و آبادانی زمین، حقوقی برای وی در نظر گرفته میشد که بسته به شرایط اقلیمی و عرف مناطق مختلف ممکن است صورتهای مختلفی داشته و به نامهای متفاوتی خوانده شود. حق دستدارمی یا دستارمی یکی از این تأسیسات عرفی است که اختصاص به مناطق شمال کشور دارد و خصوصاً در مازندران معمول میباشد که به نامهای کارافه و تبرتراشی نیز خوانده میشود. لذا حق دستدارمی یکی از این تأسیسات عرفی است که اختصاص به مناطق شمال کشور داشته و خصوصاً در مازندران معمول است و از حقوق وابسته به اراضی و برگرفته از عرف و عادت ناظر بر رابطهی حقوقی مالک و زارع در زمین زراعی میباشد.
که به تبع تصرفات مستمر و طولانی زارع در ملک دیگری (مالک) همراه با کار و فعالیت و با ایجاد مرغوبیت و یا ابقای مرغوبیت سابق و در اثر اذن مالک، ایجاد میشود. خواه این حق در عقد تصریح شده باشد و یا به عنوان شرط ضمنی از قرارداد استنباط گردد که با پایان یافتن مدت تصرف و تخلیه ملک، مالک باید مبلغی به زارع پرداخت نماید؛ شبیه آن چه که در املاک تجاری از حق کسب یا پیشه یا تجارت بحث میگردد. همچنین این حق نه تنها در عرف، بلکه در قوانین متعددی مورد اشاره و پذیرش واقع شده و رویه قضایی کشور نیز نظر به پذیرش آن داشته و در آرای بسیاری که از دادگاهها صادر شده؛ حکم به پرداخت حق دستدارمی به نفع زارع داده اند. علاوه بر این، این حق یک نوع حق مالی، عینی و غیرمنقول است که قابلیت انتقال و اسقاط نیز دارد. همچنین در رویه قضایی نیز این حق ،همان حق زارعانه یا حق ریشه میباشد و از این نظر که متضمن حق تقدم برای متصرف ملک است و در نتیجهی کار و فعالیت متصرف ایجاد میگردد؛ با حق کسب و پیشه مشابهت دارد. لذا در این کتاب، با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی به شناخت دقیق مفهوم و ارکان سازندهی حق دستدارمی و سپس شناخت حقوق و تعهدات ناشی از این حق و جهات زوال آن و پس از آن به بررسی و تحلیل این حق در رویه قضایی و شناخت ابهامات موجود در آرای صادره توسط دادگاهها و تلاش برای حل مشکلات مربوط به این حق پرداخته شده است.