1- تعاریف و کلیات
2- اوصاف مرور زمان اسناد تجاری
3- جایگاه و اوصاف مرور زمان در مراجع قانونگذاری و نهادهای قانونی
4- سابقه تاریخی مرور زمان در فقه اسلامی
5- سابقه مرور زمان در تاریخ حقوق ایران
6- بررسی مرور زمان به اعتبار ایجاد یا زوال اصل حق یا ضمانت اجرای آن
7- طرح ویژگی های حقوقی مرور زمان
8- مؤثر بودن مرور زمان در ایجاد یا زوال حق یا در اسقاط دعوی
یکی از علل و عواملی که موجب سقوط دعوی می شود، و برای مدتی مانع رسیدگی به آن دعوی می شود، موضوع مرور زمان می باشد. که مرور زمان یکی از تأسیسات حقوقی اروپایی است که وارد سیستم حقوقی ایران، از آغاز تشکیل دادگستری به سبک نو، در ایران شده پس با توجه به این موضوع (مرور زمان) میتوان چنین بیان نمود که مرور زمان عبارت است از گذشتن مدتی است که به موجب قانون، پس از آن دعوی شنیده نمی شود . مانند واخواهی پس از 10 روز از ابلاغ واقعی به استناد ماده 217 قانون آئین دادرسی کیفری 1378 و 20 روز از ابلاغ واقعی به استناد ماده 306 قانون دادرسی مدنی مصوب 1379، تجدید نظر خواهی بیست روز برای اشخاص مقیم ایران و دو ماده برای اشخاص مقیم خارج صورت میگیرد.
تعریف مرور زمان، در ماده 731 قانون سابق آئین دادرسی مدنی چنین آمده است: «مرور زمان عبارت از گذشتن مدتی است که به موجب قانون پس از انقضای آن مدت، دعوی شنیده نمی شود» بنابراین قاعده مرور زمان برای جلوگیری از احیاء و طرح دعاوی مرده و به منظور کمک به تثبیت وضع حقوقی بنا نهاده شده است حقی که برای مدتی بالنسبه طولانی، مورد تعقیب و مطالبه قرار نگرفته باشد، دیگرثابت و زنده و معتبر تلقی نمی گردد.
از توجه به ماده 319 قانون تجارت استنباط میشود که تدوین کننده قانون تجارت حقوق مندرج در مواد 751 الی 758 قانون آئین دادرسی مدنی را برای صاحب حق بشکل بهتری جبران کرده و با این حال احتیاج نیست که بدون وجود تصریح مقررات قانون آیین دادرسی مدنی در این قسمت به اسناد تجاری تسری داده شود.
این کتاب به بیان جایگاه فعلی «مرور زمان» درنظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران میپردازد که جهت تبیین این هدف خواهد کوشید تا تعریفی از این پدیده به دست داده و ضمن بیان اقسام مرور زمان در نظام های حقوقی برجسته معاصر انواعی از آن که در نظام حقوقی ایران پذیرفته شده مشخص و با اشاره ای کوتاه به سرگذشت تحلیلی جالب آن در سیر قانونگذاری بعد از انقلاب، نقطه نظر حقوقدانان و فقهاء عظام را به اختصار بیان دارند و از این طریق به فرضیات مطروحه شامل: پذیرش عام الشمول پدیده مرور زمان در حقوق کشورها، مقبولیت این تأسیس در نظام حقوقی ایران قبل از انقلاب، بی مهری فقهاء نسبت به پذیرش آن در نظام حقوقی اسلام، نهایتاً اثبات ضرورت پذیرش آن و بروز اختلالات بسیار در نظام مبادلات و قراردادها در صورت طرد این تأسیس از نظام حقوقی کشور به ویژه در بعد روابط بین المللی را مورد بحث و تجزیه و تحلیل قرار دهند و در پایان به نتیجه گیری بپردازند.
ممکن است قوانین تجاری که قانون تجارت از آنها استخراج شده در این مورد مواد صریحی داشته باشد که در امور کلی از قواعد عمومی پیروی و در قانون تجارت آن قسمت استخراج نشده باشد ولی به جهات و دلایل دیگر نمیتوان موارد تعلیق مرور زمانهای عمومی را در مرور زمان تجاری اجراء نمود زیرا در قانون تجارت بیش از 10 قلم مرور زمان پنجساله و سه ساله و سه ماهه و شش ماهه و هشت روزه فرض که در هر مورد هم خود قانونگذار مبدا و مختوم آنرا صریحا معین نموده و چنانچه بنا شود موارد تعلیق دعاوی عمومی را نسبت به اسناد و دعاوی تجاری جاری بدانیم مهلت اضافی مرور زمان سه ماهه یا هشت روزه قانون تجارت را چگونه و با چه مدتی تمدید نمائیم. مضافا به مراتب تفاوت دیگری که بنین مرور زمانهای دعاوی عمومی با دعاوی تجاری دارد این است که مرور زمانهای دعاوی عمومی مسقط است ولی اکثر مرور زمانهای دعاوی تجارت مثبت است یعنی دارنده حق برای اینکه بتواند حق خود را اثبات کند باید در مدتی که قانون معین کرده اعلام حق کند.
مرور زمانهای قانون تجارت از باب تأمین و اثبات حق است: علت اینکه قانونگذار به دارنده برات و سفته حق داده یک دین را از دو نفر مطالبه کند در همان اجازه او را مکلف نموده ظرف سه ماه باید دادخواست تقدیم کرده تا صادر کننده برات و یا ظهر نویس هم بتواند بر قبول کننده برات یا صادر کننده سفته اقامه دعوا کرده و وجهی را که بابت برات یا سفته داده مطالبه کند.