1- اموال مشروع و نامشروع
2- آیات الاحکام عقور
3- احوال شخصیه
4- آیات الاحکام قضا و شهادت
5- آیات الاحکام جزا
تحقیق در مسائل قرآنى و قرآن پژوهى در حدّ تلاش جهت درک مقاصد کلام خدا براى رسیدن به صلاح و سداد فرد و جامعه هر چند یک وظیفه عمومى براى همه مخاطبان قرآن است، لکن براى محقّقان در رشتههاى مختلف علمى، دستیابى به مقاصد این کتاب آسمانى از آن جهت ضرورى و اجتنابناپذیر است که یک مسلمان با درک رابطه بین رشته یا رشتههاى علمى مورد علاقهاش و آیات الهى، خود را ناگزیر از فهم این رابطه مىبیند و همواره این سؤال را در عمق ایمان و وجدان علمى خود مىیابد که دیدگاه قرآن در رابطه با مسائل مورد علاقه او چیست؟ اگر به نظریهاى در قرآن نیز نرسد سعى مىکند حداقل باورهاى علمى او مخالف قرآن نباشد.
این مرحله، نوعى قرآن پژوهى تخصصى را به تناسب علوم و معارف مختلف مىطلبد که رسالت صاحبان تخصص است لکن در این میان، تخصصهاى مربوط به علوم اسلامى جایگاه خاصى در قرآن پژوهى دارند؛ زیرا قرآن، نخستین و متقنترین منبع براى علوم اسلامى است. به هر اندازه که مسائل رشتههاى مختلف علوم اسلامى، مستند به قرآن باشند از اعتبار و اتقان بیشترى برخوردارند.
در میان علوم اسلامى، رابطه فقه و مبانى حقوق اسلامى با قرآن از ویژگى ممتازى برخوردار است. از این سو، بخش قابل توجهى از احکام الهى و قواعد حقوق اسلامى در طى آیات متعدد قرآن بیان شده و از سوى دیگر، یکى از منابعى که احکام فقهى باید به آنها مستند باشد قرآن است. فقه و حقوق اسلامى در هر قدم قبل از هر دلیل و مستند، با قرآن سر و کار دارد و فقیه و حقوقدان مسلمان تلاش مىکند ریشه حکم شرعى و قاعده حقوق اسلامى را از قرآن استخراج و استنباط نماید.
بى گمان، تجزیه و تحلیل آیات الاحکام در هر مسأله را نمىتوان یک استنباط فقهى کامل تلقّى نمود؛ زیرا در کنار آیات قرآن باید سایر ادله اجتهادى نیز مورد بررسى قرار گیرد، لکن مىتوان تفسیر صحیح این آیات را نخستین و مهمترین گام در استنباط احکام به شمار آورد چنان که در کتب معتبر و استدلالى فقهى همواره فقها در آغاز بخشهاى اجتهادى از دلالت آیات سخن به میان مىآورند و وجود و دلالت آیات مربوط به مسأله مورد بحث را بسیار مهم تلقّى مىکنند و بویژه آن که این آیات معمولا با اطلاق و عموم همراه هستند که براى فقیه در ادامه و توسعه مسأله بسیار مهم مىباشد.
آثار بسیار ارزنده، و محققانهاى که از فقها در زمینه آیات الاحکام یا «فقه القرآن» بهجاى مانده، حکایت از این اهتمام قابل ستایش فقهى در استناد به قرآن دارد و خود مبیّن این حقیقت است که وابستگى فقه به دلایلى غیر از قرآن، هرگز نیاز فقه و حقوق اسلامى به قرآن را کمرنگ نمىسازد.
در تقسیم بندى متعارف مسائل حقوق اسلامى که در رشتههاى حقوق خصوصى، حقوق جزا، حقوق عمومى و حقوق بینالملل با پسوند اسلامى در مقاطع مختلف آموزشى مطرح مىشود، بیشترین آیات مورد بحث به مسائل و رشته حقوق خصوصى و حقوق جزاى اسلامى اختصاص مىیابد و آیات الاحکام در مسائل حقوق عمومى و حقوق بینالملل اسلام کمتر مورد توجه قرار مىگیرد.
از این رو، مىتوان گفت که دسته بندى آیات الاحکام در سه بخش خصوصى، جزا و عمومى در این اثر کار جدیدى است که به منظور شمول بیشتر آیات الاحکام نسبت به مباحث حقوق اسلامى انجام پذیرفته است. براى توضیح بیشتر روش تحقیق در آیات الاحکام، لازم است به نکات زیر توجه شود.
1 ـ در موضوع بندى آیات، سعى شده است که مفاد آیات ملاک قرار گیرد نه دیدگاه و سلیقه خاص که معمولا در تقسیم بندى موضوعات، متفاوت است.
2 ـ در اکثر آیات، بخشها از مفاد اجمالى آیه (در حدّ ترجمه) شروع شده و با بیان شأن نزول و توضیح مفردات به احکام فقهى آیه پرداخته شده و براى اجتناب از اطاله بحث از بسیارى از نکات تفسیرى و مطالب خارج از مسائل فقهى چشم پوشى شده و از تفسیر آنها خوددارى گردیده است.
3 ـ سعى شده است براى تشویق محقّقان به مراجعه به منابع دیگر و نیز رعایت اختصار در اکثر موارد به کتابهاى متعدد ارجاع داده شود تا خلأهاى احتمالى به این ترتیب پر گردد.
4 ـ از آن جا که کتاب را نباید به عنوان یک نظر فقهى تلقّى نمود. در سراسر کتاب هدف آن بوده که چنین مطلبى را مىتوان از آیات الاحکام استفاده نمود. بى گمان، تبدیل این نتیجه به یک نظر فقهى احتیاج به بررسى سایر ادلّه و از آن جمله دقّت در مفاد احادیث معتبر دارد که احیانآ ممکن است نتیجه دیگرى از آن حاصل آید.
5 ـ مستند اصلى در سلسله مباحث کتاب، تنها آیات الهى بوده است؛ به این معنى که آیا مىتوان از آیات الاحکام مسائل فقهى را به دست آورد و راه استدلال به آیه در اثبات حکم شرعى چیست؟ بنابراین، طرح روایات تفسیرى که خود نیاز به مباحث طولانىترى دارد از حوزه بحث در این مجال خارج بوده است و این، خود، دلیل دیگرى بر این حقیقت است که آیات الاحکام تنها بخشى از فقه استدلالى است نه تمام آن.
6 ـ انتظار مصونیت از خطا در فهم کلام خدا به دور از خرد است؛ اما انتظار توجّه به خطا، لازمه خرد ورزى است که باید امیدوار بود که بخشى از خطاها با تحقیق مجدّد و بخش دیگر با ارشاد صاحبان این فن و محقّقان صاحب نظر بر طرف و اصلاح گردد.
7 ـ از میان دو روش در آیات الاحکام که برخى به ترتیب سُوَر قرآن و بعضى به ترتیب تقسیم بندى موضوعى فقه القرآن پرداختهاند، شیوه دوم انتخاب شده و در ضمن آیات شماره بندى شده تا دسترسى به آنها در مباحث مختلف، به سهولت انجام گیرد و در این ترتیب آیات مشابه به شمارش نیامدهاند.
8 ـ با توجه به کمبود کمّى و کیفى منابع فارسى در آیات الاحکام به شیوه حقوقى بجاست همه محقّقان علوم اسلامى بویژه آنها که اولویت مسائل حقوقى را در شرایط کنونى مدّنظر دارند به این بخش از مسائل حقوق اسلامى توجه بیشترى نمایند و با رؤیت نواقص و نارسایىهاى این اثر ناچیز، انگیزه تحقیق در آنها پدید آید و به خلق آثار کاملتر همت گمارند.
9 ـ از محقّقان جوان در حوزههاى علمیه و دانشگاهها بویژه در رشتههاى الهیات و حقوق که درصدد انتخاب موضوعات غیر تکرارى و سودمند براى رسالههاى خود هستند، انتظار مىرود با رویکرد به مسائل قرآنى به مباحث خود غنا و طراوت علمى بخشند و بهجاى افتادن در راههاى رفته شده و تکرار مکرّرات با غور در آیات الهى به نوآورى برسند و به قرآن پژوهى غناى بیشترى ببخشند.
10 ـ پس از توفیقى که در سالهاى 46 و سپس در سالهاى 60 به بعد در تدریس مبانى و روشهاى تفسیر قرآن نصیبم گردید و حاصل آن دروس به صورت کتابى با همان عنوان در سال 1364 چاپ و در اختیار علاقهمندان به علوم قرآنى قرار گرفت، بار دیگر توفیق آشنایى با بخشى از علوم و معارف قرآن در دروس آیات الاحکام حاصل شد و مجموعه این درسها به گونهاى که براى دانشجویان رشتههاى حقوق و الهیات سودمند باشد گردآورى و با بازبینى و تصحیح دو باره جناب آقاى ابوالفضل احمدزاده تقدیم محققان علاقهمند به مباحث فقهى و حقوقى و نیز پژوهشگران علوم قرآنى مىگردد و انتظار آن مىرود که مورد استفاده و نقد و طرح عالمانه قرار گیرد.