اطلاعات کتاب
۱۰%
موجود
products
قیمت کتاب چاپی:
۳۲,۷۰۰,۰۰۰ريال
تعداد مشاهده:
۴۱۳۵

حقوق سازمانهای بین المللی

دسته بندی: حقوق بین الملل - حقوق سازمان های بین المللی

شابک: ۹۷۸۶۲۲۲۲۵۴۳۰۸

سال چاپ:۱۴۰۵/۰۲/۱۴

۱۰۲۲ صفحه - وزیری (گالینگور) - چاپ ۱۰
قیمت کتاب الکترونیک: ۱۶۳۵۰۰۰۰ريال
تخفیف:۵۰
قیمت نهایی: ۸۱۷۵۰۰۰ ريال

توجه


برای خرید بیش از دو جلد از یک عنوان کتاب‌ چاپی مجد و یا امجد، تخفیف 15 درصد اعمال می‌شود. تعداد را در سبد خرید اضافه کنید.
کتاب‌های الکترونیکی مجد دارای امکانات یادداشت‌نویسی، علامت‌گذاری و جستجوی پیشرفته است و فقط در سیستم ویندوز رایانه یا لپ‌تاب قابل استفاده می‌باشد.
قابل توجه:کتابهای الکترونیکی تنها در سیستم عامل ویندوز (لپ تاب و کامپیوتر) و تنها بر روی یک سیستم قابل اجرا می باشد


1- ویژگیهای مشترک و عمومی سازمانهای بین المللی
2- علل گسترش سازمانهای بین المللی و موانع آن
3-وضعیت حقوقی سازمانهای بین المللی
4-ساختار،تصمیم گیری و صلاحیت های سازمانهای بین المللی
5- سازمانهای بین المللی جهانی با صلاحیت عام

ستایش و سپاس بیکران نثار مظهر رحمت و صلح جاویدان حضرت حق جلّ و اعلى که امکان داد تا بتوانم براى سومین بار حاصل تلاش‌هاى ناچیز خود را به اصحاب اندیشه و قلم و محققان ارجمند در عرصه‌اى ناچیز از دریاى بیکران علم (حقوق سازمانهاى بین‌المللى) عرضه و از نظرات ارزشمند آنان برخوردار کردم.


سازمانهاى بین‌المللى از عهد عتیق تا عصر حاضر همواره جلوه‌اى از زیست مسالمت‌آمیز، همکارى و حتى وحدت میان اعضاى جامعه بین‌المللى بوده‌اند.


تغییر ساختار جامعه بین‌المللى در وستفالیا و ظهوردولت ـ ملت[1]  سبب شد تا عصر همکاریها بین اعضاى این


جامعه تا حدى گسترش یافته، سازمانهاى بین‌المللى نیز به عنوان وسیله‌اى براى تنظیم و سازماندهى این همکاریها بکار گرفته شوند. البته این همکاریها در ابتدا به علّت عدم وجودهمبستگى از گسترش چندانى برخوردار نبودند. در روزگاران نه چندان دور روابط دولتها بطور عمده منحصر به همکاریهاى فنى بودند. دوران کنگره‌ها و فاصله میان دوجنگ جهانى، عصر طلایى سازمانهاى بین‌المللى فنى را تشکیل مى‌دادند. ظهور نهادهایى همچون اتحادیهارتباطات راه دور و اتحادیه جهانى پُست نمونه‌هاى بارزى از همکاریهاى فنى فیمابین دولتها در آن روزگاران بودند. بروز دو جنگ جهانى «در فاصله یک عمر انسانى» و پیدایش برخى از مفاهیم متعالىهمبستگى همچون «ملل متحد»، «ضرورت حفظ یا اعاده صلح و امنیت بین‌المللى»، «حق تعیین سرنوشت خلقها»، «توسعه و زدودن شکافهاى اقتصادى فیمابین اعضاى جامعه بین‌المللى»، «برقرارىعدالت جهانى» و از همه مهّمتر «لزوم احترام به منزلت، حیثیت و کرامت انسان» سبب شدند تا حصار تنگ همکارى‌هاى عمدتآ فنى فرو ریخته، عرصه‌هاى جدید و فراوانى از همکارى‌ها میان اعضاى جامعه بین‌المللى بروز نمایند. عرصه‌هایى که نهادینه کردنشان امرى ضرورى و غیر قابل اجتناب مى‌نمودند. ایجاد سازمانهاى بین‌المللى متعدد و فراوان با صلاحیت‌هاى عام و خاص از یک سو و، تأسیس سازمانهاى منطقه‌اى و زیر منطقه‌اى و گروه‌هاى مختلف از سوى دیگر، نمادى آشکار از آگاهى اعضاى جامعه بین‌المللى براى دستیابى به همکارى و در صورت امکان بههمبستگى و وحدت جهانى و منطقه‌اى و نهادینه کردن آنها مى‌باشد. به طورى که مى‌توان گفت که هرگز نظام بین‌المللى در فجر هزاره سوم تا به این حدّ سازمان بین‌المللى به خود ندیده است؛ هرگز نهادهاى چند جانبه همکارى و بعضآهمبستگى تا این حدّ گسترده نبوده‌اند؛ و هرگز اشکال همکارى و در مواردىهمبستگى تا این حدّ متنوع نبوده‌اند.


عصر آزاد سازى مبادلات،انقلاب اطلاعاتى، ظهور نهادهاىغیر دولتى، مناطق آزاد، شبکه‌ها... دیگر امکان نمى‌دهند هیچ قلمروى از فعالیتهاى بشرى از همکارى‌هاى بین‌المللى بى نیاز باشد، بطوریکه حتّى خصوصى‌ترین روابط افراد امروز موضوع همکارى‌هاى سیاسى و علمى و تحقیقاتى دولتها قرار گرفته‌اند، که ایدز نمونه مهّم آن مى‌باشد.


معهذا آرمان یک نظم جهانى که امکان فهم،نظارت و پیش بینى تحولّ روابط بین‌المللى را فراهم کند بیش از هر زمانى دور از دسترس مى‌باشد.


پایانجنگ سرد و فروپاشى جهان دو قطبى یکبار دیگر سؤالهاى مهّمى را مطرح ساختند. سؤالهایى که در بدو پیدایش نهاددولت ـملت در 1648، در دوران جنگ‌هاىناپلئون در قرن نوزدهم، در پایانجنگ جهانى اوّل و بالاخره در آخرین روزهاى جنگ جهانى دوم مطرح شده بودند. چگونه مى‌توان به قواعدى براى تضمین صلح و امنیت بین‌المللى دست یافت؟ این قواعد باید میان چه نهادهایى جارى و بر حول چه اصولى بر پا شوند؟ به دیگر سخن چه نوع سازمان براى برخورد با مشکلات ناشى از شکل جدید جهان لازم است؟


اگر بخواهد روابط بین‌المللى جدیدى شکل بگیرد بى شک این سؤال اساسى مطرح مى‌شود که چگونه مى‌توان «به تقسیم صلاحیت» میان دولتها و سازمانهاى بین‌المللى دست یافت؟ آیادولت ـملت، این جرثومه وستفالیایى، هجمه به یکى از مهّمترین عناصر تشکیل دهنده خود یعنى حاکمیت را پذیرا مى‌گردد؟


اگر چه انتخاب سازمانهاى بین‌الدولى بعنوان شریک اصلى دولتها در تقسیم صلاحیت‌ها، به قول ریمون آرون، ناشى از یک نگرش واقع گرایانه (رئالیستى) به جهان و روابط موجود در آن است، امّا قصد ما قطعآ محبوس شدن در چنین اندیشه‌هایى نیست، اندیشه‌هایى که براساس آنهادولت باید مدّبر اصلى زندگى بین‌المللى و دارنده انحصار کلیه اختیارات از جمله انحصار حق تعرض «مشروع» باشد.پذیرش مطلق چنین اندیشه‌هایى منجر به آن مى‌شود که سازمانهاى بین‌المللى فقط بیانگر روابط قدرت شده، فاقد پویایى خاص خود گردیده، صرفآ وسیله‌اى در خدمت دولتها باشند. در چنین نگرشى سازمانهاى بین‌المللى فقط ابزارى براى کمک به دیپلماسى خواهند بود بدون آنکه توان ایجاد تغییر اساسى در آن را داشته باشند.


عوامل متعددى چنین نگاهى به سازماندهى زندگى بین‌المللى را به چالش کشانده‌اند. اوج‌گیرى مهاجرت، جهانى شدن مبادلات، عروج داد و ستدهاى بین‌المللى در قالب شرکتهاى فراملّى، پیشرفت‌هاى شگفت آور فناوریها، فروپاشى نظامهاى سیاسى اقتدار گرا در اغلب کشورها و ظهور نهضت دموکراسى خواهى در جامعه جهانى، نقش فزاینده نهادهاى جامعه مدنى بویژه سازمانهاى مردم نهاد (سمن) در جامعه بین‌المللى توانسته‌اند سنگ بناى اصلى جامعه بین‌المللى وستفالیایى یعنى دولت ـ ملّت را به لرزه در آورند و «قرارداد اجتماعى» ناشى از صلح وستفالیا را با چالشى بنیادین مواجه کنند.


وضعیت امروز جهان به گونه‌اى پیش مى‌رود که تفکیک و تمایز میان اعمال عمومى و خصوصى در حال از میان رفتن هستند. نهادهاى خصوصى و سازمانهاى بین‌الدولى دوش به دوش یکدیگر و حتى در مواقعى در رقابت با یکدیگر در عرصه‌هاى مختلف بین‌المللى اعم از مبادلات و نقل و انتقالات مالى و تجارى، کمک‌هاى بشردوستانه، مسائل حقوق بشر، مشکلات زیست محیطى و... حضور داشته، نقش آفرینى مى‌کنند. این مداخله‌ها تا آنجا پیش رفته‌اند که گاه تشخیص اینکه هر یک از این نهادها دقیقآ چه مى‌کنند، و کدام یک دیگرى را تحت نظارت و کنترل خود دارد غیر ممکن شده است.


جامعه بین‌المللى دیگر محل رقابت و تعامل میان دولتهاى محدود و شناخته شده نیست، بلکه عرصه ایست که به روى مشارکت کنندگان فراوانى با ماهیت‌هاى بسیار متفاوت باز است. به دیگر سخن در عرصه روابط بین‌المللى نه فقط دولتها، بلکه سازمانهاى غیر دولتى، شرکتهاى فراملى، بازارهاى مالى، شبکه‌ها، مناطق آزاد، گروه‌هاى هویت دار و... حضور داشته، مشغول فعالیت هستند.


ظهور جامعه‌اى متشکل از نهادهاى متنوع جدایى سنتى میان بخش داخلى و بین‌المللى و میان سازماندهى داخلى و بین‌المللى روابط قدرت را دستخوش چالش و رکود کرده است. بنظر مى‌رسد چشم انداز آینده نوید بخش دگرگونى عظیمى در این عرصه باشد.


در آغازین سالهاى سده بیست و یکم مشکل سازمانهاى بین‌المللى دیگر فقط حل معضل تنظیم روابط میان دولتها نیست، بلکه باید به هماهنگى و پیش بینى تحوّلات در جهانى توجّه کنند که اعضاى آن هر روز بیش از روز قبل از حیطه نظارت نظام بین‌الدولى خارج مى‌شوند.


مشکل تئورى‌پردازى در مورد پدیده «سازمان بین‌المللى» به معضل دیگرى باز مى‌گردد که همانا اندیشیدن به روابط میان جز و کل در یک نظام بسیار پیچیده بین‌المللى است. ساخت یک شناخت علمى از این پدیده مستلزم توجّه و آشنایى عمیق با ویژگى نهادینه هر یک از سازمانهاى بین‌المللى موجود و رفتار هر یک از نقش آفرینان متکامل بویژه دولتها در درون این سازمانهاست. ضمن آنکه باید به نحوه ارتباط این نقش آفرینان با تحوّلات سیاسى، اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى، ایدئولوژیکى.... بین‌المللى نیز توجّه نمود.


بدون آنکه بتوان منکر عدم حل مشکلاتى از جمله ارتکاب جنایات بین‌المللى، تروریسم، مهاجرتهاى غیر قانونى، اشاعه سلاحهاى کشتار جمعى، استفاده ابزارى از تنوع‌هاى فرهنگى، هویت خواهى، انفجار جمعیت، قاچاق مواد مخدر، خطرهاى زیست محیطى، نابرابرى و عدم تجانس میان اعضاى جامعه بین‌المللى و... توسط سازمانهاى بین‌المللى شد، همت بر آن است تا با تأملى هر چند ناقص بر این سازمانها در قلمروهاى مختلف همکارى و بعضآ همبستگى به تبیین هر چه بیشتر نقش و عملکرد آنها در جامعه بین‌المللى پیچیده امروز کمک شود. باشد که این آشنایى زمینه دستیابى به مفهوم جدیدى از «سازمان بین‌المللى» را در عصر جدید فراهم نماید.


براى نیل به منظور فوق کتاب حاضر در قالب چهار عنوان تنظیم شده است.


ـ عنوان اوّل به شناخت نظرى سازمان‌هاى بین‌المللى و ویژگیهاى کلى آنها مى‌پردازد. این ویژگیها با اندکى فراز و نشیب در مورد کلّیه سازمانهاى بین‌المللى اعم از جهانى و منطقه‌اى و با هر نوع صلاحیتى صدق مى‌کند.


سه عنوان دیگر به گونه‌شناسى سازمانهاى بین‌المللى اختصاصى یافته‌اند، بدین ترتیب که


ـ عنوان دوم سازمانهاى بین‌المللى با صلاحیت عام را مدّنظر قرار داده است.


ـ عنوان سوم سازمانهاى بین‌المللى با صلاحیت خاص را مورد مطالعه قرار مى‌دهد.


ـ عنوان چهارم به بررسى سازمانهاى منطقه‌اى و گروه‌ها اختصاص یافته است.


البته در قسمت مرتبط با گونه‌شناسى سازمانهاى بین‌المللى تلاش شده است که در کنار سازمانهاى بین‌المللى اصلى، ارکان فرعى آنها نیز مورد توجّه قرار گیرند تا مطالعه این سازمانها حتى المقدور کامل باشد.


کتاب حاضر حاصل تلاش چندین ساله نویسنده در ایران و بویژه در مؤسسه حقوق عمومى و بین‌الملل «ماکس ـ پلانک»[2]  آلمان (هایدلبرگ) مى‌باشد، که لازم است سپاس فراوان خود را نثار مدیران، همکاران، دوستان و کارکنان آن                       


مؤسسه به خاطر کمک‌هاى بى دریغ و منابع ارزشمند و بعضآ نایابى که در اختیار نویسنده قرار دادند نماید.


نویسنده در تصحیح نسخ تایپى و تهیه ایندکس الفبایى این کتاب در چاپ اوّل (سال 1389) از کمک‌هاى شایان توجه و بى شائبه سرکار خانم نگار نباتى، مؤلف و کارشناس ارشد حقوق بین‌الملل، برخوردار بوده است که ضرورى است از ایشان تشکر بسیار گردد.


سرانجام نویسنده بر خود واجب مى‌داند از اصلى‌ترین مشوقان خود در تهیه این کتاب یعنى دانشجویان عزیز سپاسگزارى کند.


قدر مسلّم است که کتاب حاضر همچنان داراى کاستى‌ها و معایب فراوانى است. بنابراین نویسنده انتقادها و نظرات ارشادى صاحبان اندیشه و قلم را به دیده منت مى‌پذیرد و امید آن دارد به همانگونه که در چاپهاى قبلى از نظرات و کمک‌هاى آنان در رفع برخى از کاستى‌ها و اصلاح اغلاط تایپى بهره‌مند گردید و از این بابت سپاس فراوان خود را نثار آنان مى‌نماید همچنان مشمول الطاف آن عزیزان بوده، از عنایات و نظرات ارزشمندشان محروم نماند.


در ضمن در این چاپ ضمن اصلاح و اضافه نمودن پاره‌اى از مطالب، برخى از نهادهاى جدید التأسیس که کشور ایران نیز در ایجاد تعدادى از آنها از جمله سازمان همکارى فضایى آسیا ـ اقیانوسیه (آپسکو) نقش داشته است مورد مطالعه گرفته‌اند. امید آنکه در چاپهاى بعدى بتوان نهادهاى شبه سازمانى نظیر «روند بوداپست» را نیز به این مجموعه افزود.