1- کودکی ، نوجوانی و بزهکاری
2- عوامل مؤثر بر بزهکاری کودکان و نوجوانان
3-بررسی فرار نوجوانان از منزل
4- پیشگیری از ارتکاب بزه کودکان و نوجوانان
5- مسوولیت کیفری اطفال
6- ترتیب رسیدگی به جرایم اطفال
7- مفهوم بزهکاری و انواع آن
8- کودک آزاری و سوء رفتار و بزهکاری
9- راهکارها و پیشگیری
بزهکارى اطفال و نوجوانان امروزه در سطح وسیعى به عنوان یکى از مشکلات و دغدغههاى کشورهاى مختلف تلقى شده و روند رو به رشدى را پشت سر مىگذارد. در پایان جنگ جهانى دوم بزهکارى اطفال تا اندازهاى روبه کاهش نهاده بود اما مجددآ آمار رو به رشدى گزارش شد و درصد قابل ملاحظهاى از اطفال و نوجوانان در ورطه بزهکارى غوطهور گردیدند.
سیر صعودى و پیشرفت فوقالعاده جوامع صنعتى، سستى اعتقادات دینى و مذهبى، جنگ، توسعه غیراصولى شهرها، برخورد ملل و اقوام گوناگون، درهم ریختن و از هم پاشیدگى خانوادهها را مىتوان از علل عمدهاى دانست که منجر به سیر صعودى بزهکارى اطفال و نوجوانان در جوامع امروزى شده است بدین واسطه دستگاه عدالت کیفرى همه روزه با اطفال و نوجوانانى سروکار دارد که به علت از هم پاشیدگى کانون خانواده،بى سرپرستى، اعتیاد و فقر دست به ارتکاب جرم زدهاند؛ اکثرآ اطفالى هستند که همه روزه در خیابانها، پارکها و معابر عمومى با بستههاى آدامس یا شکلات، سد راه عابرین شده و با لابه و زارى تقاضاى خریدن آدامس یا شکلاتى را مىنمایند و یا با در دست داشتن چند شاخه گل و یا دستمال و شیشه پاک کن، منتظر قرمز شدن چراغ راهنما بوده تا چند شاخه گل را فروخته و یا شیشهاى را پاک کنند و مبلغى دریافت نمایند؛این کودکان که به کودکان خیابانى معروف گردیدهاند، خردسالان امروز و بزهکاران آینده هستند که به عنوان «اطفال در معرض خطر» در جرم شناسى مورد مطالعه قرار مىگیرند.
امروزه پدیده بزهکارى اطفال در جوامع جهانى به یک عارضه طبیعى و اجتماعى تبدیل شده است. اگر در سالیان گذشته این پدیده فقط مختص ممالک صنعتى بود امروزه با گذشت صنعتى شدن و کلان شهرنشینى به صورت پدیده جهانى درآمده است. البته بزهکارى اطفال پدیده جدیدى نیست، وجود قوانین اختصاصى در مورد آنان در دوران باستان و در سالهاى بسیار دور نشانگر این حقیقت است که این پدیده همانند بزهکارى بزرگسالان عمرى به قدمت تمدن دارد. مطالعه الواح دوازده گانه رم باستان و قانون سال 306 قبل از میلاد، قوانین ایران باستان همگى نشانه وجود این پدیده و واکنش منعطف جوامع نسبت به آن بوده است ، مجازاتهاى تعیین شده براى اطفال همیشه از مجازات بزرگسالان کم اهمیتتر و سبکتر بوده است.
در رابطه با کارکرد عبارت «بزهکارى جوانان» به نظر مىرسد اولین بار این عنوان در قرن نوزدهم در کشور انگلستان مورد استفاده قرار گرفت و سپس در دنیا عمومیت یافت. علت به کارگیرى این عبارت ظاهرآ ازدیاد بزهکارى نوجوانان و جوانان و محاکمه و محکومیت چند تن از آنان به مجازات اعدام بوده است. گسترش پدیده بزهکارى در جهان در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بالاخص پس از جنگ جهانى دوم در کشورهاى صنعتى از یک طرف و توسعه علم جرمشناسى از طرف دیگر باعث گردید که حقوق اکثر کشورها در زمینه اطفال دگرگون شده وعدم مسوولیت کامل یا نسبى براى اطفال به عنوان یک اصل حقوقى شناخته شود.
دادههاى آمارى نشان مىدهند که تقریبآ در تمام دنیا، به استثناى ایالات متحده، نرخ بزهکارى اطفال در دهه 1990 افزایش یافته است. در اروپاى غربى که یکى از مناطق معدودى است که دادههاى آمارى آن موجود است دستگیرى کودکان بزهکار کم سن و سال، از نیمه دهه 1980 تا اواخر دهه 1990 حدود 50 % افزایش یافته است. کشورهاى در حال گذار نیز شاهد افزایش عجیب در نرخ بزهکارى هستند. از سال 1995 میزان بزهکارى کودکان در بسیارى از کشورهاى اروپاى شرقى و کشورهاى مشترکالمنافع بیش از 30% افزایش یافته است. بسیارى از تخلفات کیفرى به سوءاستفاده از مواد مخدر و استفاده مفرط از الکل مربوط مىشود.[1]
بزهکارى اطفال هر چند از ابعاد کمى و کیفى همانند بزهکارى بزرگسالان خطر فعلى محسوب نمى شوند ولى در صورت عدم توجه، کودکان ناسازگار و بزهکار مبتدى امروز، تبهکاران حرفهاى فردا خواهند بود، و نوعى خطر قریبالوقوع به حساب مىآیند ؛ بنابراین جامعه باید از این نوجوانان مواظبت نموده و با تمام امکانات سعى در از بین بردن زمینههاى انحراف و ناسازگارى آنها داشته باشد. نگاه دقیقتر به مطالعات انجام شده درباره بزهکاران حرفه بزرگسال، وجود رابطه علیت بین ناسازگارى دوران طفولیت و بزهکارى دوران بزرگسالى را به اثبات مىرساند. جامعه باید با آموزش خانوادهها، اعطاى کمکهاى مادى به والدین نیازمند، ایجاد مسکن ارزان براى افرادى که در محلهاى بسیار شلوغ و پرجمعیت، ایجاد اشتغال براى جوانان، تأسیس مهدکودکهاى مناسب براى مادران شاغل، ایجاد مؤسسات خصوصى و عمومى براى نگهدارى اطفال بى سرپرست و خلاصه انجام هر اقدامى که بتواند انگیزههاى جرم زا را نابود سازد، بزهکارى را مهار نماید.[2]