اطلاعات کتاب
۱۰%
موجود
products
قیمت کتاب چاپی:
۱۲,۰۰۰,۰۰۰ريال
تعداد مشاهده:
۹۴۱

جرایم و مجازاتها در اسلام

پدیدآوران:
دسته بندی: حقوق جزا - کلیات حقوق جزا

شابک: ۹۷۸۶۰۰۱۹۳۰۸۱۲

سال چاپ:۱۳۹۱/۰۶/۱۳

۴۰۰ صفحه - وزیری (شومیز) - چاپ ۱

توجه


برای خرید بیش از دو جلد از یک عنوان کتاب‌ چاپی مجد و یا امجد، تخفیف 15 درصد اعمال می‌شود. تعداد را در سبد خرید اضافه کنید.


1- تبیین قواعد و اصطلاحات کلیدی
2- مصلحت
3- عناوین ثانویه و جایگاه آن
4- حق
5- نقش زمان و مکان در کلمات فقها
6- حدود
7- تعزیرات
8- شرایط اجرای مجازاته

انسان براساس خلقت در مسیر تکاملی خود استعداد آن را دارد که به مقام ﺧﻠیﻔﺔ اللّهی برسد، بهگونهای که امر و نهی او در نظام طبیعت با اذن الهی، خواستة خداوندی شمرده شده و طبیعت، ناچار به پذیرش آن باشد. این استعداد به دلیل روح مجرّدی می­باشد که خداوند در انسان دمیده است «و نفخت فیه من روحی.»[1]


انسانی که دارای دو بعد جسمانی و روحانی است زمانی میتواند به چنان مقام والایی دست یابد که به فرامین الهی ابلاغ شده توسط پیامبر عظیمالشأن اسلام عمل نموده و از آن حراست کند، درحالیکه انسان در بعد مادی و جسمانی خود، بهدلیل داشتن غرایز و تمایلات مادی فراوان، پا از مرزها فراتر ­نهاده و به حقوق فرد و جامعه تجاوز می­­کند. از آنجایی که تخلّف از دستورات و قوانین الهی و ارتکاب اعمال مجرمانه مانع رشد و کمال انسانی می­باشد و مبارزه با جرم و انحراف یکی از اهداف مستقیم همه انبیا بوده لذا، اسلام برای جلوگیری از فتنه و فساد و نیز تنبیه، همۀ ابزارها را به­کارگرفته و با توسل به اخلاق و دستورات تربیتی، رشد و تقویّت ایمانی، مشوّقهای ضروری و عبرتآموزیهای تاریخی و نیز یادآوری سنّتهای تغییرناپذیر خداوندی بهمثابه «اخر الدّواالکی»،[2] مجازاتهایی را با نام حدود- تعزیرات- قصاص برای سرکشان و فتنهانگیزان پیشبینی کرده است. اجرای حدود و تعزیرات درواقع نوعی مبارزه با موانع سعادت و رشد و تعالی انسان است و در آموزههای دینی، اعم از قرآن و کلمات معصومان با تعابیر گوناگون بدان پرداخته شد که به نمونههایی از آن اشاره میشود:


1. حیاتبخشی


جامعهای که در آن حقوق فرد و جامعه محترم شمرده ­نشود و بیعدالتی، ظلم، فساد و فتنه در آن رایج باشد، همانند جسمی بیجان و نیازمند دمیدن روح زندگی است. امام کاظم(ع) دربارۀ آیة «یحی­الارض بعد موتها»[3] میفرماید: مقصود این نیست که زمین را تنها با باران زنده می­کند بلکه مقصود بعثت مردانی است که با برقراری عدالت و اقامة حدود، حیات زمین را تداوم می­بخشند؛ زیرا منافع اجرای حدود برای زمین از آمدن باران بهمدّت چهل روز بیشتر است؛ «لیس یحییها بالقطر ولکن یبعثالله رجالاً فیحیون العدل فتحی الارض لاحیاءالعدل، و لاقامه الحدّ لله عزّوجل انفع فی الارض من القطر اربعین صباحاً»[4]


و مولا امیرمؤمنان نیز میفرماید: «لا یسعد احد الاّ باقامه حدودالله و لا یشقی احد الاّ باضاعتها»[5]، یعنی کسی خوشبخت نمیشود مگر با اجرای حدود الهی؛ چنانکه کسی شقی و بدبخت نشود مگر با ضایع ساختن و نادیده گرفتن حدود الهی.


2. پیشگیری


پیشگیری به معنای عام، هر عملی است که بزهکار یا بزه­ناکرده را از ارتکاب جرم باز میدارد. اما پیشگیری در معنای خاص عبارت است از تدابیری که مانع از رسیدن فرد بزه ناکرده به آستانۀ ارتکاب جرم میشود و به تعبیر حقوق کیفری، ارعاب عام یعنی پیشگیری از ارتکاب جرم از ناحیه افراد بزه ناکرده و ارعاب خاص یعنی پیشگیری از اقدام مجدد مجرمان سابقه­دار به ارتکاب جرم. بنابراین، مجازات مجرمان نیز نوعی پیشگیری است؛ زیرا بسیاری از انسانها در صورتیکه بهدلیل مجرمیّت مجازات شوند، از بیم عقوبت بار دیگر به سراغ آن جرم نخواهند رفت. شخصی به­نام «زرّین» چنین نقل میکند: «در وضوخانة مسجد مشغول وضو بودم مردی آمد و وسایلش را در جایی قرار داد و مشغول وضو شد؛ من به او تنه زدم به صورتی که زمین خورد. دستهای خود را حایل قرار داد و از جا بلند شد و وضوی خود را به اتمام رساند و با تازیانه به سرم زد و فرمود: مواظب باش بار دیگر به کسی تنه نزنی تا مجبور به پرداخت غرامت شوی. پرسیدم: این مرد کیست؟ گفتند امیرالمؤمنین علی است.»[6]


3. ارعاب و عبرتگیری


اجرای مجازات بهمنزلة پیشگیری عمومی از انجام جرم است. وقتی افراد جامعه مشاهده می­­کنند که مجرمان بدون هیچگونه تعلّل و با قاطعیّت تمام مجازات میشوند و کیفر میبینند، کمتر به فساد و فتنهانگیزی و جرم روی میآورند. بنابر روایتی چنانچه کسی به­وسیلة حیوان از خود دفع شهوت کند، باید آن حیوان کشته و سوزانده و به مرتکب این عمل نیز 25 ضربه شلّاق زده شود. راوی از امام (ع) سؤال کرد: گناه حیوان چیست؟ حضرت فرمود: «حیوان بیگناه است ولی رسولخدا این عمل را انجام داد تا مردم جرأت نکنند به­وسیلة حیوانات از خود دفع شهوت نمایند و درنتیجه، نسل بشر قطع گردد.»[7] شاید فلسفة اینکه قرآن حضور مؤمنان را در زمان اجرای بعضی از حدود لازم میشمرد[8] آن باشد که چون گناه علنی انجام شده، مجازات نیز علنی اجرا شود تا دیگران عبرت گرفته و از انجام جرم بیمناک باشند. امام رضا در بیان علّت قطع دست سارق میفرماید: «فجعل قطعها نکالاً و عبرﺓً للخلق لئلّا یبتغوا اخذ الاموال من غیرحلّها»[9] یعنی علت تعیین قطع دست در سرقت علاوه بر مجازات شخص سارق آن است که مردم نیز از کیفر او عبرت بگیرند تا با تجاوز به حقوق یکدیگر در پی جمع کردن  اموال نباشند.


4. اصلاح و تأدیب مجرم


به دلیل تفاوت انسانها در سلیقه، گرایش و فرهنگ، روش تربیت و اصلاح آنان متفاوت خواهد بود؛ عدّهای با تشویق و ترغیب و برخی با تهدید و گروهی نیز با خشونت و برخورد فیزیکی تربیت پذیرند. از اینرو، اگر پند و اندرز در مجرمی اثر نکرد و امر به معروف و نهی از منکر کارساز نبود و تهدید و توبیخ نیز افاقه نکرد و آن فرد به جنایت خود ادامه داد در آن صورت جز مجازات و کیفر، راه دیگری باقی نمیماند. در روایت اسحاق­بن عمار از امام صادق(ع) آمده است: اکل المیته و الدّم و لحم الخنزیر علیهم (او علیه) ادب فان عاد أدّب،[10] یعنی خورندة مردار و گوشت خوک و خون باید تأدیب شوند. امام صادق(ع) نقل میکند که گروهی را نزد مولا علی(ع) آوردند که شهود شهادت به سرقت آنان دادند و خودشان نیز به جرم خود اقرار کرده بودند. حضرت دستور داد حدّ سرقت بر آنان جاری شود. بعد به غلامش قنبر فرمود از آنها نگهداری و زخمشان را مداوا کن، وقتی زخم دستشان بهبود یافت مرا خبر کن. بعد از بهبودی، قنبر آنان را به حضور حضرت آورد، امام دستور داد لباسهای فاخر بر آنها بپوشانند و زاد و توشۀ سفر در اختیارشان بگذارند و بعد از بیاناتی فرمود: اگر بعد از اجرای حدّ تا توبه خود را اصلاح کنید میتوانید ضایعهای را که از ناحیة قطع دست بر شما وارد شده جبران کنید.[11] در روایت دیگر مولا علی(ع) فرمود: اگر خود را اصلاح و توبه کنید برای شما بهتر است و خداوند دستهایتان را در بهشت به شما ملحق میکند.[12]


5. تطهیر از گناه


اجرای حدود و تعزیرات درواقع کفارة گناه محسوب میشود. گاهی اشخاصی خطاکار به خدمت امام رسیده، تقاضا میکردند که بهخاطر انجام گناه با اجرای حدّ آنها را پاک کند زیرا عذاب دنیا آسانتر از عذاب آخرت است. گرچه حضرت سعی میکرد تا با تلقین مطالبی، مجرم را از اقرار به گناه خویش بازداشته و او را وادارد که بهجای اقرار، به درگاه الهی توبه نموده و حتیالمقدور از اجرای حدّ خودداری کند؛ ولی چهبسا در نهایت بهدلیل اجتماع شرایط لازم، مجبور میشد که حدّ را جاری سازد.[13]


توضیح اینکه مجرم قبل از افشای جرمش باید به دادگاه الهی توبه کند و عذرخواهی از خداوند در خفا بهتر از اقرار است، امّا اگر جرمش افشا و گرفتار قانون شد، علاوه بر اجرای قانون باید توبه هم بکند؛ زیرا نمیتوان ادّعا کرد گناهکاری که بر او حدّ جاری گردیده یا تعزیر اجرا و از گناه پاک شده، نیازی به توبه ندارد و اگر قبلاً عادل بوده، بعد از اجرای حدّ یا تعزیر نیز دوباره عادل میشود ولو توبه نکرده باشد. نهایتاً چیزی که از این روایات میتوان استفاده کرد این است که چنین اشخاصی دو بار عقوبت نمیشوند و عقوبت دنیوی با اجرای حدّ یا تعزیر، آنها را از عقوبت اخروی مصون میدارد. شاهد این مدعا، آیۀ «فاجلدوهم ثمانین جلدﺓ و لاتقبلوا لهم شهادﺓً ابداً و اولئک هم­الفاسقون الاّالذین تابوا من بعد ذلک»[14] در مورد حد قذف می­باشد که خداوند میفرماید: به آنان هشتاد تازیانه بزنید و هرگز شهادت آنها را نپذیرید، چنین افرادی فاسقاند مگر آنها که به درگاه خدا توبه کنند. این آیه علاوه بر اجرای حدّ قذف توبه را نیز لازم میداند تا بتوان شهادت قاذف را پذیرفت.


6. حفظ مصالح


مصلحتی که اسلام از آن حمایت کرده و عبور از آن را موجب کیفر و مجازات میداند حفظ پنج امر است:


1- حفظ دین 2- حفظ جان 3- حفظ عقل 4- حفظ نسل 5- حفظ اموال.[15] بنابراین چنانچه فرد یا گروهی با یکی از این امور پنجگانه به مبارزه برخیزد، درحقیقت به مصالح عمومی تجاوز کرده و مستحق حدّ و تعزیر است. امام رضا(ع) دربارۀ حدّ قذف که هشتاد تازیانه است میفرماید: لانّ فی­القذف نفی­الولد و قطع­النسل و ذهاب­النسب،[16]  یعنی با قذف رابطۀ پدرفرزندی قطع میشود، نسل بشر در معرض نابودی قرار میگیرد و وابستگی خانوادگی از بین میرود. ایشان در خصوص علّت تحریم هم جنسبازی نیز میفرماید: من انقطاع­النسل و فسادالتدبّر و خراب الدین[17] ، یعنی  این عمل سبب قطع نسل، نابودی فکر و خرابی دنیا میشود. امور یاد شده در این روایات همگی از مصالح عمومی هستند که اسلام طرفدار حفظ آنها و برخورد با متعدّیان به این امور می­باشد.