اطلاعات کتاب
۱۰%
موجود
products
قیمت کتاب چاپی:
۶,۲۰۰,۰۰۰ريال
تعداد مشاهده:
۳۱۳۵

درآمدی بر سیاست جنایی توسعه مدار

دسته بندی: علوم جنایی - عدالت کیفری و سیاست جنایی

شابک: ۹۷۸۶۰۰۱۹۳۲۳۳۵

سال چاپ:۱۳۹۸/۰۲/۱۷

۲۰۸ صفحه - رقعی (شومیز) - چاپ ۲

توجه


برای خرید بیش از دو جلد از یک عنوان کتاب‌ چاپی مجد و یا امجد، تخفیف 15 درصد اعمال می‌شود. تعداد را در سبد خرید اضافه کنید.


1- توسعه؛ مفهوم و سیر تطوّر نظریه شناختی
2- به مثابهِ موضوعی توسعه ای
3- سیاست جناییِ توسعه مدار؛ همگراییِ سیاستهای جنایی و توسعه ای
4- اصل جرم انگاریِ توسعه¬مدار؛ بازـ¬تعریف جرم در بافتِ توسعه ای
5- اصل واکنشِ توسعه مدار؛ تعاملِ کیفر و توسعه
6- اصل تدابیرِ کنشیِ توسعه مدار؛ همنواییِ پیشگیری و توسعه
7- اصل نظام سازمانیِ توسعه مدار

با نام‌گذاری هزارۀ سوم میلادی به عنوان هزارۀ توسعه از سوی سازمان ملل متحد، اقدامات گوناگونی در راستای رسیدن به اهداف مدنظر در سطوح ملی و بین‌المللی انجام شده یا در حالِ انجام است. سیاست‌گذاران این عرصه نیز، برای نزدیک شدن به معیارها و شاخص‌های توسعه­یافتگی، به مقولات متنوعی توجه  نموده­اند که از جملۀ آنها رابطۀ متقابل «جرم و توسعه» است؛ موضوعی که در آن، جرم به عنوان موضوعی کلیدی در مسیر توسعه در نظر گرفته می‌شود.


رابطۀ بزهکاری و جرم را می‌توان از سه منظر بررسی نمود: نخست،

آن­چه که می‌توان آن را جنبۀ جرم‌زاییِ توسعه تلقی کرد؛ از این نظر، توسعه با فراهم آوردن برخی زمینه‌ها،‌ بستری برای بزهکاری انگاشته می‌شود که از جمله­ی آنها می­توان به پیشرفت­های صنعتی در عرصۀ خودرو و آثار آن در افزایش جرایم و حوادث رانندگی و نیز توسعه­ی فناوری و جرایم سایبری است.[1] از منظر دوم، توسعه در نقطۀ مقابلِ کارکردِ جرم‌زاییِ خود قرار گرفته و به نوعی، کارکرد پیش‌گیرانه از جرم به خود می‌گیرد. در این کارکرد، سیاست‌گذاران تلاش می‌کنند با فاصله گرفتن از نظام عدالت جناییِ سنتی

ـ که بر جنبۀ واکنشیِ سزاگرا تکیه دارد ـ به ارتقای ابعاد گوناگون توسعه‌یافتگی، به‌ویژه توسعۀ اجتماعی پرداخته و بر پیش‌گیری از وقوع پدیدۀ دوگانۀ بزه­کاری سرمایه‌گذاری کنند. از منظر سوم، رابطۀ جرم و توسعه و میزان ارتکاب پدیدۀ بزه­کاری، به عنوان معیاری برای ارزیابیِ میزان توسعه‌یافتگی جوامع مختلف درنظر گرفته شده و در تعیین جایگاه آنان در میان سایر کشورها تأثیرگذار انگاشته می‌شود.


بر اساس نتایج حاصل از پیمایش­های بین­المللی ـ که در ادامه به آنها خواهیم پرداخت ـ کنترل جرم در دستیابی به اهداف توسعه­ای دارای اهمیت بالا است. به­طوری که مطابق نتایج این مطالعات، در مناطقی که بسترهای ارتکاب بزه­کاری فراهم بوده و میزان آن در حالِ رشد است، آهنگِ توسعه، آهسته‌ ارزیابی شده است. این موضوع، شکاف‌های اجتماعی را عمیق‌تر کرده و فرار سرمایه‌گذاران و‌ سرمایۀ داخلی و فرار مغزها را نیز در پِی­ خواهد داشت. افزون بر آن، در جوامعی که جرم و انحراف متداول بوده و

به­خصوص، سودِ قاچاق، اقتصاد و اعتبارات بودجه­ای را منحرف ساخته است،‌ دولت در ا
عمال قدرت، انحصاری نداشته و شهروندان اعتماد زیادی به حکم­رانان‌ و نهادهای عمومی ندارند و‌ قرارداد اجتماعی از هم گسیخته و مردم قانون را به‌سانِ وسیله‌ای برای دفاع یا ارتکاب جرایم‌شان می‌پندارند. همچنین سرمایه‌گذاران پول‌های‌شان را در محل‌هایی که قانون، فراگیر و حکم‌فرما نیست، قرار نمی‌دهند و کارگرانِ ماهر در کشورهایی که امنیت جانی در خطر است، ‌اقامت نمی‌گزینند. بنابراین جرم می‌تواند تلاش‌های توسعه‌ای را تضعیف کند.


از سوی دیگر،‌ به لحاظِ تأثیر شاخص­های توسعه­ای در کنترل بزهکاری، گفته می‌شود سرکوبیِ شدید بزهکاری و بزهکاران،‌ به تنهایی نمی‌تواند مشکلات بنیادی را حل کند؛ زیرا فرهنگ تبهکاری نشانه‌ای از رخوت عمیق‌تری است که نمی‌تواند به‌وسیلۀ قرار دادن همه بزهکاران و

به­ویژه نوجوانان سرکش خیابانی در زندان حل شود. بنابراین، توجه به مسئلۀ اساسی یعنی توسعۀ اقتصادی‌ـ ‌اجتماعیِ بلندمدت و حاکمیت قانون، ضروری‌تر از توجهِ صرف به علامت‌ها و نتایج روبنایی از طریق اِعمال قانون
کوتاه‌مدت است.


بر اساس مطالعۀ دفتر مقابله با مواد مخدر و جرمِ سازمان ملل، کشورهای با اختلاف‌های گستردۀ درآمد، چهار برابر بیشتر از جوامع متعادل تحت تأثیر جرمِ خشونت­بار قرار می‌گیرند. در مقابل، همان‌طور که تحقیقات انجام­شده در چند دهۀ اخیر در آمریکای جنوبی نشان داده است، رشد اقتصادی این موج را متوقف می­کند. طبق نتایج تحقیق مزبور، افت ناگهانی شاخص­های اقتصادی می‌تواند میزان قتل را بالا ببرد. به­گونه­ای که در کشورهای انتخاب‌شده، در طول بحرانِ اقتصادی سال‌های 2009 ـ 2008 میلادی، قتل‌های بیشتری اتفاق افتاد که با کاهش تولید ناخالص داخلی، شاخص قیمت مصرف کننده بالاتر و بیکاریِ بیشتر همزمان شده بود.


با توجه به پیامدهای یادشده، سازمان ملل، برنامه‌ها‌یی را برای کاهش اثر مواد مخدر و جرم بر توسعه در مناطقی از جهان تدوین نموده است؛

به­طوری که برخی از دولت‌ها را وا‌داشته است که راهبردهای پیش‌گیریِ کل‌نگرانه از جرم را اجرا نمایند؛ نهادهای توسعه و طرف‌های سرمایه‌گذار و نیکوکاران را توصیه نموده است که موضوعات و مسائل عدالت و امنیت را یکپارچه و ادغام سازند؛ افزون بر آن، اصلاح نظام عدالت جنایی، پیش‌گیری از جرم و سیاست‌گذاری اجتماعی را‌ مهم و اساسی انگاشته و همکاری فنی بین‌المللی را ضروری دانسته است. در این راستا، دفتر یادشده تأکید نموده است که «برای دستیابی به اهداف توسعۀ هزاره، سیاست‌های پیش‌گیری از جرم می‌بایست با توسعه­ی اجتماعی ـ اقتصادی و حکومت مردم­سالارانه (دمکراسی) مبتنی بر حاکمیت قانون ترکیب شوند.»


بدین ترتیب، می‌توان پیوند مباحث توسعه با جرم و کنترل آن را در دو محور کلی بررسی نمود: اول،‌ تأثیر و‌ نحوه­ی یاری‌رسانیِ توسعه به سیاست­ جنایی و کنترل جرم؛ دوم،‌ چگونگیِ هم‌افزایی سیاست­های جنایی در تسریعِ دستیابی به اهداف توسعه در سطح ملی و بین‌المللی و امکان بسترسازی سیاست­های جنایی برای توسعه. در این میان، از منظر سیاست جنایی، می‌توان نقطه تلاقی این دو محور را به مثابه دو روی یک سکه دانسته و آنها را در مفهوم «سیاست جناییِ توسعه‌مدار» سامان داد؛ مفهومی که از یک­سو، بر راهبردهای جرم­انگارانه، واکنشی، کنشی و سازمانیِ عدالت کیفری در قبال پدیدۀ بزه­کاری بر مدارِ توسعه‌ تأکید داشته و در سوی دیگر، سیاستی است که ضمنِ مبارزه با بزهکاری، در راستا و مدارِ تقویت و حمایت از توسعه گام برمی‌دارد. بنابراین، سیاست جناییِ توسعه­مدار در پیدو کارکردِ زمینه­سازی برای دستیابی به اهداف توسعه­ای و استفاده از دستاوردهای توسعه­ای در کنترل جرم است.


در سند چشم­انداز جمهوری اسلامی ایران در افق 1404 هجری شمسی، جامعۀ ایرانی دارای ویژگی توسعه­یافته، متناسب با مقتضیات فرهنگی، جغرافیایی و تاریخی خود، و متکی بر اصول اخلاقی و ارزش­های اسلامی، ملی و انقلابی، با تأکید بر مردم­سالاریِ دینی، عدالت اجتماعی، آزادی­های مشروع، حفظ کرامت و حقوق انسان­ها، و بهره مند از امنیت اجتماعی و قضایی توصیف شده است. از آنجا که طبق این سند ـ که نمایانگر وضعیتِ آرمانیِ کشور در بیست سال است ـ ضروری است قوانین بودجه و

برنامه­های پنجسالۀ توسعه در این مدت بر مبنای آن تصویب شوند، می­توان آن را سند بنیادینِ توسعه در ایران دانست که سایر برنامه­های توسعه­ای مبتنی بر آن بوده در راستای نیل به اهداف آن گام برمی­دارند.


در این راستا، سیاست‌گذارانِ اجتماعی ایران، با اتخاذ اقداماتی توجه خود را به مقولۀ توسعه نشان داده­اند که از جمله مهمترینِ آنها نام‌گذاریِ دهۀ چهارم از استقرار نظام جمهوری اسلامی ایران به نام «دهۀ پیشرفت و عدالت»، ابلاغ سیاست­های کلی نظام در امور مختلف، کوشش برای ترسیم «الگوی توسعه اسلامی‌ـ ‌ایرانی» بر اساس ماده 1 قانون برنامه پنج­ساله پنجم توسعه و نیز پیش‌بینی فصول «حقوقی و قضایی» در برنامه‌های پنج‌ساله توسعه بوده است. بر همین اساس در ایران مباحث پیرامونیِ جرم و سیاست جنایی در بخش­های مربوط به مسائل امنیتی و قضایی و ارائۀ راهکارهایی به منظور کاهش و پیشگیری از بزهکاری در برنامه­های توسعه­ای ـ به خصوص در برنامه­های چهارم، پنجم و ششم توسعه ـ مورد توجه قرار گرفته است؛ زیرا نظام قضایی کشور که سیاست جنایی بخشی مهم از آن را تشکیل

می­دهد، به عنوان یکی از معیارهای سنجش توسعه­یافتگی محسوب می­شود.[2] بنابراین لزوم هماهنگ­سازیِ برنامه­های توسعه­ای و سیاست­های جنایی و نحوۀ هم­افزاییِ این دو امری ضروری است.


البته به­رغم آن­که در سند چشم­انداز بیست­سالۀ 1404، از شاخص­های توسعه­یافتگی، امنیت اجتماعی و قضایی است ولی در این اسناد بالادستی به مقولۀ ارتباط جرم و توسعه،‌ توجه شایسته­ای نشده بود. تا این که در بند 56 سیاست­های کلی برنامه ششم توسعه، «برنامه ریزی برای کاهش جرم و جنایت با هدف کاهش ۱۰ درصدی سالانه مصادیق مهم آن» به­عنوان یک سیاست توسعه­ای مدنظر قرار گرفت. در راستای بند مذکور در قانون برنامه ششم توسعه نیز مقررات و تدابیر قابل توجهی به­منظور کاهش 10 درصدی جرم پیش­بینی شده است. بر این پایه، می­توان گفت در این برنامه، نسبت به برنامه­های قبل، توجه بیشتری به مقولۀ جرم به­مثابه موضوعی توسعه­ای نگریسته اشت. بنابراین ضروری است سیاست جنایی ایران در دهه پیشرفت و عدالت، اقتضائات و ویژگی­های خاصی را در خود لحاظ نموده و به شکلِ یک «سیاست جناییِ توسعه‌مدار» متحول و ایفای نقش نماید.


این­که الگوی آرمانیِ سیاست جنایی مذکور چگونه باید بر مدارِ سیاستِ کلان توسعه تحول یابد، حائز اهمیت خواهد بود. اگر سیاست جناییِ کنونی تابِ همراهی و استعداد پاسخ‌گویی به مسائل و شرایط دهه پیشرفت و عدالت را دارد، و تنها برخی سیاست‌گذاری‌های مقطعی‌ـ موردی در راستای آن، پاسخ‌گوی نیازها است، انجام اصلاحات یا الحاقاتی که در قالب سیاست‌های موردی لازم است. در مقابل، اگر به یک مدل سیاست جنایی نوین با ویژگی­ها، تعاریف، اجزا و بخش­های خاصی نیاز است، در این صورت باید اصول، ویژگی­ها و کارکردهای این مدل سیاست جنایی تبیین شود.


به بیان دیگر، باید کارکرد تزریق راهبرد «توسعه/پیشرفت» را در سیاست جنایی سنجید و آثار، نتایج و تغییرات محتمل در سیاست جنایی سنتی و موجود را با محوریت برنامه­های توسعه، شناسایی و ارزیابی کرد. این امر، منوط به تبیین مبانی و اصول این الگو به شرح آتی است.