اطلاعات کتاب
۱۰%
موجود
products
قیمت کتاب چاپی:
۵,۵۰۰,۰۰۰ريال
تعداد مشاهده:
۳۲۳۶

مجموعه قوانین شرکتهای دانش بنیان

پدیدآوران:
دسته بندی: مجموعه قوانین - قوانین وزیری شومیز

شابک: ۹۷۸۶۰۰۱۹۳۳۵۱۶

سال چاپ:۱۳۹۵/۰۴/۰۵

۱۸۴ صفحه - وزیری (شومیز) - چاپ ۳

توجه


برای خرید بیش از دو جلد از یک عنوان کتاب‌ چاپی مجد و یا امجد، تخفیف 15 درصد اعمال می‌شود. تعداد را در سبد خرید اضافه کنید.


1- مواردی از قانون برنامه پنجم توسعه اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران
2- قانون عضویت دولت جمهوری اسلامی ایران در انجمن بین المللی پارک های علمی
3- اساسنامه انجمن بین المللی پارک های علمی
4- آیین نامه اجرایی قانون حمایت از شرکت ها و موسسات دانش بنیان و تجاری سازی نو آوری ها و اختراعات
5- شیوه نامه انتخاب و فعالیت شرکتهای ارزیاب
6- شیوه نامه معیارهای کالا / خدمات دانش بنیان
7- حق بیمه قراردادهای حسابرسی و تحقیقاتی و پژوهشی
8- اساسنامه صندوق نوآوری و شکوفایی
9- دستور العمل اجرایی آیین نامه اجرایی بند «و» ماده 80 قانون برنامه ÷نجم توسعه

  1. قرن بیست و یکم رقابت بین‌المللی اقتصادی دولت­ها، بر پایه دانش است. نقش دولت­ها در اقتصاد دانش­بنیان و البته در کشورهای پیشرفته، به شدت متحول شده است. امروزه راهبرد آنها توسعه اقتصاد مبتنی بر دانش است. اگر دانش را یک کالای عمومی تلقی کنیم، بخش خصوصی تمایل کمتری به تولید آن نشان می‌دهد؛ به ویژه اینکه سرمایه‌گذاری در تولید دانش و نوآوری فناورانه، از دیدگاه بازار و بخش خصوصی، با عدم اطمینان بالایی همراه است. بدین­ترتیب یک شرکت تجاری ممکن است رغبت چندانی به این حوزه نداشته باشد. اینجاست که نقش دولت به عنوان یک سیاست‌گذار حرفه‌ای جهت به میدان کشیدن بخش خصوصی و سوق آنها به حوزه تولید فناوری روشن می‌شود. نقش دولت لزوما توزیع یا تخصیص منابع به شرکت­های تجاری جهت تولید فناوری نیست، نقش دولت می­تواند به صورت تسهیل امور تجاری این نوع شرکت­ها، اعمال معافیت­های مالیاتی در تولید فناوری، معافیت از پرداخت عوارض، حقوق گمرکی و ... تجلی یابد. نقش دیگری که می­توان برای دولت تعریف نمود، «خرید تضمینی دانش فنی» است؛ به نحوی که بخش خصوصی را متمایل به سرمایه­گذاری در این حوزه کند. به عبارت روشن­تر مهم‌ترین تقاضاکننده و خریدار دانش فنی، اگر دولت باشد، می‌توان امید داشت بخش خصوصی و شرکت­های تجاری با تمایل و رغبت بیشتری به این حوزه ورود کنند. با این همه، به نظر می‌رسد دولت می‌تواند بخشی از منابع خود را نیز به این حوزه تخصیص دهد و به عنوان یک سرمایه‌گذار خطرپذیر - در برخی حوزه‌هایی که بخش خصوصی ممکن است بنیه مالی کافی جهت ورود به آن را نداشته باشد- ایفای نقش کند. سرمایه­گذاری خطرپذیر دولت، باید بدور از همه بروکراسی‌های اداری، کاغذبازی­ها و دیوان سالاری‌های عریض و طویل دستگاهی باشد. به نحوی که شرکت تجاری در پیچ و خم تخصیص منابع قرار نگیرد و صرفا فرصت و انرژی خود را مصروف تولید فناوری مدنظر نماید. این نوع ورود دولت، در کوتاه مدت نتایج عملی خود را نشان می­دهد و به عنوان یک کاتالیزور در تولید فناوری عمل می‌کند.

  2. بسترهای قانونی شرکت­های تجاری دانش­بنیان، (اگر نگوییم مهم‌ترین زیرساخت)، حداقل یکی از مهم‌ترین و پراهمیت‌ترین زیرساختهای این نوع شرکتهاست. بستر قانونی می‌تواند با ایجاد بروکراسی‌های اداری زائد، پیچ و خم‌های دستگاهی، دیوان­سالاری و ... روند رشد، شکوفایی و بالندگی یک شرکت تجاری دانش­بنیان را به تاخیر اندازد، یا اساسا منجر به اضمحلال این نوع شرکت­ها شود و هم می‌تواند با حذف همه موارد مزبور و با ایجاد مکانیسم‌های الکترونیک بدون ورود سلیقه فردی و انسانی و با ایجاد روندهای شفاف و ساده، روند رشد شرکت، تولید فناوری و تجاری­سازی را تسریع کند.

  3. مقنن ایرانی در سال 1389 با تصویب اولین قانون مادر راجع به حمایت از شرکت­های تجاری دانش‌بنیان، گام­های موثری در حمایت از این نوع شرکت­ها و اعمال سیاست معافیت مالیاتی، معافیت حقوق گمرکی، سرمایه‌گذاری خطرپذیر (البته با احتیاط) و ... برداشت. ایجاد این بستر قانونی، اگرچه در نوع و جایگاه خود بسیار میمون و مبارک است و انعکاس اهتمام دولت و مجلس، در توسعه اقتصاد دانش­بنیان است، اما در همین قانون، در مواردی دچار پیچ و خم‌های جدی اداری و دستگاهی شده است، به نحوی که پس از گذشت بیش از 4 سال از تصویب قانون، هنوز برخی مواد آن اجرا نشده است. برای نمونه واگذاری تمام سهام یا بخشی از سهام مراکز و موسسات پژوهشی قابل واگذاری به این نوع شرکت­ها هنوز صبغه اجرایی به خود نگرفته است. یا ورود دولت به عنوان یک سرمایه‌گذار خطرپذیر در شرکت­های تجاری دانش­بنیان، هنوز در پیچ و خم چگونگی پاسخگویی به مسوولین نظارتی معطل مانده است. در برخی موارد هم موضوعات مورد حمایت آنچنان کلی و مبهم بیان شده است که قوه مجریه هیچ گونه ورودی به اجرای آن ننموده است. برای نمونه ایجاد پوشش بیمه‌ای در تمام مراحل تولید، عرضه و بکارگیری یک محصول دانش­بنیان از وظایف دولت است که تا زمان حاضر، اثری از این نوع پوشش بیمه‌ای در شرکت­های تجاری دانش­بنیان مشاهده نمی‌شود. بدیهی است اگر عزم جدی و راسخ به حمایت از این نوع شرکت­ها داریم و راهکار خروج از اقتصاد نفتی را، اقتصاد دانش­بنیان و مقاومتی می‌دانیم، باید الزامات این نوع اقتصاد را بپذیریم و رعایت کنیم.

  4. از تاریخ تصویب قانون حمایت از شرکت­های دانش­بنیان تا زمان حاضر، این شرکت­ها مواجه با کلاف سردرگم مقررات پراکنده، از هم گسیخته و بعضا متعارض در این زمینه شده­اند. این از هم گسیختگی مقررات تا آنجاست که شرکت را ناگزیر و نیازمند به حضور یک مشاور حقوقی جهت تشخیص مقررات منسوخ و معتبر از یکدیگر نموده است. تدوین مجموعه حاضر در پاسخ به نیاز شرکت­های دانش­بنیان و بی­نیاز ساختن آنها از حضور یک حقوقدان در شرکت بوده است. زیرا کلیه مقررات و قوانین مرتبط با شرکت­های دانش­بنیان مورد مطالعه قرار گرفت و هر جا اصلاحیه یا نسخی راجع به مقررات وجود داشت در قوانین، مقررات و آیین­نامه­های اصلی اعمال گردید، به نحوی که مخاطب به سادگی با آخرین اراده قانونگذار مواجه است. اگر مددی رسد مجموعه به صورت دوره­ای (حداقل سالی یکبار)، مورد بازبینی دقیق قرار می­گیرد و قوانین و مقررات آن، همگام با تغییرات و نسخ­های مقنن بروز رسانی می­شود.

  5. در نگاه اول ممکن است مخاطب تصور کند اگر اصلاحیه­ها در قوانین و مقررات اعمال شده­اند، پس نیازی به اصل اصلاحیه نیست و همان متن اصلاح شده، پاسخگوی نیاز شرکت است، ما به این موضوع بسنده نکردیم و اصلاحی مرجع قانونی را نیز ذکر کردیم. این موضوع به ویژه از این جهت حائز اهمیت است که اگر شرکتی خواستار بررسی سیر تاریخی مصوبات و اصلاحیه­های مقنن گردد، به سادگی در این کتاب می­یابد. مطالعه سیر تاریخی مصوبات، نگرش مقنن و تغییر رویکردی وی را نیز به خوبی نشان می­دهد؛ در حالیکه اگر مخاطب صرفا آخرین اراده مقنن را بدون متن اصلی اصلاحی در دست داشته باشد، امکان بررسی تغییرات رویکردی قانونگذار میسر نیست.

  6. در برخی مقررات، در متن ماده یا تبصره، به مواد یا بخشنامه یا تصویب­نامه دیگری استناد شده است، شرکت دانش­بنیان در مطالعه این نوع مقررات، ناگزیر باید مواد یا بخشنامه­ها یا تصویب­نامه­های مورد استناد را نیز بیابد، از این حیث مواد یا بخشنامه یا تصویب­نامه­های مورد استناد نیز در کتاب حاضر دیده می­شود. (ذکر این نکته خالی از لطف نیست که در برخی موارد قوانین مورد اشاره آنچنان زیاد بود که منجر به حجم نامتناسبی از کتاب حاضر می­شد برای نمونه مقررات حاکم بر مناطق آزاد، خود چندین مجلد است در این کتاب صرفا به دو مورد از موارد مبتلابه شرکت­های دانش­بنیان در مناطق آزاد بسنده شد)؛ لذا مخاطب مجبور نیست مجددا جهت دسترسی به مواد مورد استناد، به کتاب یا مجموعه دیگری مراجعه نماید. البته شایان ذکر است صرفا ماده یا تصویب­نامه مورد استناد در کتاب لحاظ شد. برای نمونه در تصویب­نامه­ای که به ماده 105 قانون مالیات­های مستقیم اشاره می­کند، صرفا ماده مزبور در زیر نویس درج شده است.

  7. نکته مهمی که باید بدان توجه داشت آنکه ماهیت یک شرکت دانش­بنیان، بنیه علمی و کارشناسی این نوع شرکت­هاست. بدین­ترتیب این شرکت­ها از یک پشتوانه علمی-تخصصی برخوردارند. از این حیث مجبور بودم اسناد بالادستی و مصوب و مربوط به فناوری و تحقیقات و حتی سیاست­های کلی نظام راجع به آموزش عالی را، در مجموعه حاضر ذکر کنم. این مهم انجام شد اما با یک مجموعه عظیم چند جلدی مواجه شدم؛ مجموعه­ای که به نظر می­رسید مدیر عامل یک شرکت تجاری دانش­بنیان، رغبتی به مطالعه و بررسی آن نکند. همین تصور، مرا بر آن داشت، برخی اسناد و قوانین را -که اگرچه در جایگاه خود مهمند اما به اصل مجموعه حاضر لطمه می­زنند- حذف نمایم. از سوی دیگر علیرغم اهمیت والای این نوع قوانین و اسناد به دلیل اینکه این نوع اسناد و قوانین راهبردهای کلی را ارایه می­نمایند و ممکن است عملا مورد مراجعه کمتر یک شرکت تجاری دانش­بنیان قرار گیرند، برخی از اسناد و قوانین مذکور انتخاب و به انتهای کتاب منتقل شد.