اطلاعات کتاب
۱۰%
موجود
products
قیمت کتاب چاپی:
۱۶,۱۰۰,۰۰۰ريال
تعداد مشاهده:
۳۳۷۵

درجه بندی سازی عنصر روانی در قتل «نظریه ای ملهم از منطق فازی»

دسته بندی: حقوق جزای اختصاصی - جرایم علیه اشخاص

شابک: ۹۷۸۶۰۰۱۹۳۳۷۰۷

سال چاپ:۱۳۹۴/۰۵/۰۴

۵۳۶ صفحه - وزیری (شومیز) - چاپ ۱
قیمت کتاب الکترونیک: ۸۰۵۰۰۰۰ريال
تخفیف:۵۰
قیمت نهایی: ۴۰۲۵۰۰۰ ريال

توجه


برای خرید بیش از دو جلد از یک عنوان کتاب‌ چاپی مجد و یا امجد، تخفیف 15 درصد اعمال می‌شود. تعداد را در سبد خرید اضافه کنید.
کتاب‌های الکترونیکی مجد دارای امکانات یادداشت‌نویسی، علامت‌گذاری و جستجوی پیشرفته است و فقط در سیستم ویندوز رایانه یا لپ‌تاب قابل استفاده می‌باشد.
قابل توجه:کتابهای الکترونیکی تنها در سیستم عامل ویندوز (لپ تاب و کامپیوتر) و تنها بر روی یک سیستم قابل اجرا می باشد


1- ماهیت عنصر روانی و تقسیم بندی جرایم برمبنای آن
2- مبانی نظری، سابقه و مفهوم درجه بندی کردن عنصر روانی
3- روش ها و ملاکهای درجه بندی
4- معیار موضوعی درجه بندی عنصر روانی
5- معیار مقام تشخیص
6- معیار موضوع تشخیص(انسان متعارف یا شخص مرتکب)
7- درجه شناسی عنصر روانی قتل(درجات فرضی یا پیشنهادی)
8- قتل های بی عنصر روانی یا درجه صفر
9- درجات عنصر روانی در قتل خطای محض
10- درجات عنصر روانی در قتل شبه عمدی
11- درجات عنصر روانی در قتل عمدی

نگارش هر مکتوب هدفمندی اعم از کتاب، پایان نامه و مقاله، مستلزم رعایت اصول و قواعد خاص نگارشی است که  ضمن آنکه نگارنده را در تبیین بهتر آن موضوع یاری می‌کند، روشی مناسب برای انتقال مفاهیم و وصول به اهداف از پیش تعیین شده، خواهد بود. علاوه بر این، یک نگارش نظام مند، برای خواننده مکتوب نیز، مطلوب، مطبوع و مناسب می‌باشد. در نگارش کتاب حاضر نگارنده برآن است تا در قالبهای مرسوم به تبیین مفاهیم، سابقه، ضرورتها و دلایل توجیهی انتخاب موضوع، روش تحقیق و سایر مسائل مرتبط بپردازد. به همین دلیل در دیباچه، نگارنده به این موارد خواهد پرداخت .


الف : طرح بحث :


  قدمت جرم و مجازات را می‌توان همزاد بشر و شاید از اولین قتلی که طی آن هابیل به دست قابیل کشته شد، دانست. اما در اولین دوره های حقوق جزا، عناوین مجرمانه و کیفرها بسیط، جامد و غیر قابل انعطاف بودند. عقل بشر به موازات تکامل طبیعی و خدادادی و با تأثیر پذیری از ادیان الهی، جمود و محدودیت اصطلاحات مذکور را با ورود عوامل یا عناصری مانند عنصر روانی و مسئولیت کیفری تا حدودی درهم شکست. از این پس، دغدغه بشر علاوه بر نوع کیفر، تعیین میزان و سپس چگونگی اجرای آن بوده است. به مرور، راهکارهایی برای تعدیل نظام کیفرها، مانند اصل تساوی مجازاتها، شخصی و فردی کردن مجازاتها، تناسب جرم ومجازاتها پیش بینی شد. گرچه پیشنهادهای مذکور در قوانین کشورها و از جمله مقررات جزایی ایران جای خود را پیدا کرده اند، اما دغدغه همیشگی اجرای صحیح و واقعی عدالت، نگرانیهای موجود را برطرف نکرده است. نگرانی هایی که به واقعیت های جزایی و میزان استحقاق مجرم برای مجازات، مربوط بوده کاملا ً بر طرف نشده است. در حقوق دنیا و به تبع آن در نظام کیفری ایران تا به حال، راه حل یقینی و دقیقی که بتواند نگرانی های مذکور را بر طرف کند، مشاهده نمی‌شود. با وجود این، شاید بتوان گفت که برخی از روشهای نوین مانند درجه بندی و فازی درحلّ این معظل مفید می باشند.


هرچند درجه بندی در حقوق جزا تا حدودی دارای زمینه و سابقه است، ولی نگارنده در این کتاب با الهام از مباحث فازی که عمر کوتاهی در علم ریاضی دارد، خواسته با انطباق سازی آن با مفاهیم جزایی و خصوصاً یکی از مهمترین جرایم یعنی قتل به نگرشی جدیدتری در حقوق جزا دست یابد.


گفتنی است از منظر منطق ریاضی قدیم، اعداد دارای مفهوم 0 و 1 بوده و بر این مبنا بین عدد صفر و یک هیچ عدد یا گزاره ای قابل تصور نمی‌باشد. این منطق خشک و غیرقابل انعطاف، بعدها مورد انتقاد عدّه ای از ریاضی دانان جدید قرار گرفت و منشأ ظهور اندیشه هایی از جمله «منطق فازی» گردید. در این منطق جدید که اولین بار درسال 1965توسط یک استاد ایرانی‌الاصل ریاضی، دردانشگاه برکلی آمریکا به نام دکتر لطفی زاده، مطرح شد، اعداد بجای مفهوم 0و1، معنای  جدید0 تا 1 پیدا کردند .یعنی بین 0 تا 1 گزاره‌ها، اعداد، حالات و طیفهای دیگری قابل تصورند که هر کدام به فراخور وضعیت خود، می‌توانند تأثیر گذار باشند. بنابراین نباید از نقش گزارههای بینابینی غافل بود. حاصل این منطق، امروزه در علوم و فنون مهندسی، پزشکی، هوا، فضا و غیره منشاء پیشرفت های فراوان گردیده است. برای نمونه یخچال‌های فازی نقش بسیار موثری در کاهش مصرف انرژی، افزایش ماندگاری و نگهداری خوراکی‌ها ایفاء می‌کنند. برخلاف یخچال‌های قدیمی‌که در همه آنها، برودت را برای همه محصولات، بدون تفاوت طبیعتشان به شکل یکنواخت، دریافت می‌کرده و نگهداری می‌کردند، در این نوع یخچال‌ها ضمن جداسازی محصولات برحسب جنس آنها (سبزیجات، میوه‌جات، مواد پروتئینی و ...) میزان برودت یا رطوبت تزریقی تعریف می‌شود. هر محصولی به فراخور طبعش نگهداری می‌شود. به همین خاطر میزان ماندگاری مواد غذایی افزایش خواهد یافت. این منطق گرچه در علوم و فنون ریاضی و تجربی منشأ فناوری‌های نوینی گردیده است که مثال‌های آن در این مختصر نمی‌گنجد، لکن در علوم انسانی، چندان مورد توجه قرار نگرفته است. علت کندی پیوستن علوم انسانی بیشتر به انتزاعی بودن مباحث و کیفی بودن آنها در مقابل کمی‌بودن علوم ریاضی و تجربی و یا غیر یقیینی بودن گزاره های آنها ربط داده می‌شود. اما این کلام خالی از ایراد نیست، زیرا ادعای اولیه و اصلی بانیان منطق فازی، کمی‌کردن امور کیفی با استفاده از گزاره های عددی است. از طرفی دیگر در بسیاری از شاخه های علوم انسانی با استفاده از داده های این منطق، امور کیفی به صورت کمی‌درآمده و با اعداد اثبات می‌شوند، چنانکه در علم مدیریت از این نوع منطق، حظّ لازم برده می‌شود[1]. اما  سایر رشته های علوم انسانی و به ویژه در رشته حقوق، جز شباهت های ذاتی و قدیمی‌که ارتباط مستقیم با درجه بندی کردن ندارد تا به حال نتوانستند از داده ها و نتایج این منطق جدید، بهره وافی و کافی را ببرند.


هر چند در این کتاب، نگارنده مدعی اجرای کامل و دقیق منطق فازی در حقوق جزا و عنصر روانی در قتل نیست، زیرا پیاده سازی چنین منطقی، نیاز به آشنایی لازم و کافی به علم ریاضی و سایر دانشهای فنی دارد و این نه تنها برای کنش گران علم حقوق که با عدد و رقم فرمولهای ریاضی تا حدودی غریبه اند و برای ایشان جذابیت لازم را ندارد، بلکه کار پیاده سازی فازی، علی الاصول باید به دست اهل فن آن قرار گیرد . نگارنده، ضمن اذعان به عدم توانایی کافی و همه جانبه خود در این مقوله و ضمن اجتناب از ورود به عالم اعداد و ارقام ریاضی، حتّی از طریق استفاده از اهل فنّ به دلیل غیر قابل فهم بودن واحتمالاً کسل کننده بودن مباحث، هیچگاه منکر الهام گرفتن موضوع کتاب از این منطق نمی‌باشد .


از این رو علی رغم تبعیت از فکر اولیه و برخی اصول آن در کتاب حتی در عنوان بکار رفته از اصطلاح « منطق فازی» اقتباس نکرده، بلکه اصطلاح دیگری را که قرابت زیادی با آن دارد یعنی « درجه بندی کردن» برای عنوان کتاب بکار گرفته است. ناگفته نماند، عدم توانایی افرادی همچون نگارنده در فازی سازی، به معنای غیرممکن یا ممنوع بودن این امر در حوزه حقوق جزا نیست، بلکه در صورت درک نیاز و ضرورت امر از سوی مراجع ذیصلاح و اراده ی تحقق آن، ایجاد ساز و کارهای لازم با بکارگیری نیروهای زبده و اهل فن، در مرحله ثانویه قرار می‌گیرد. سابقه سیاست جنایی قضایی و اجرایی در بکارگیری دانش رایانه و سایر تکنولوژی های روز دنیا نشان داده که خوشبختانه اراده و همّت متولیان امر، می‌تواند پشتوانه متقنی در راه پرورش بسترهای فکری فازی سازی در دانش حقوق باشد. بنابراین از قوّه به فعل در آمدن این آرزو، بعید نخواهد بود به شرط آنکه بسترهای فکری آن مهیّا گردد. رسالت این کتاب بستر سازی لازم فکری با پرداختن به یک نمونه کوچک، ولی در عین حال بسیار مهمّ خواهد بود، که نگارنده سعی دارد تا در این مسیر، گامی‌کوچک بردارد .


اما گفتنی است ؛ در سیاست جنایی ایران تا بحال در بسیاری از مفاهیم، نگرشی مانند منطق کلاسیک ریاضی یعنی نگاه 0 و 1 وجود داشته و دارد. انعطاف یا تنوع و درجه بندی ای  بین حالات مختلف جرم عمدی یا غیرعمدی دیده نمی‌شود. از این منظر، جرم به لحاظ عنصر روانی به عمدی یا غیرعمدی تقسیم می‌شود. در جرم غیرعمدی تفاوتی میان انواع تقصیر و میزان آنها وجود ندارد. در جرم عمدی نیز شدّت و ضعف عنصر روانی تأثیرمعلومی‌در مجازات ندارد. هرچند درمجازاتهای غیر ثابت (تعزیرات) نقش قاضی در تعیین مجازات غیر قابل انکار است، اما درجایی که مجازات معین قصاص که برای قتل عمدی تعیین شده است، اهمیت درجه بندی کردن بیشتر نمود پیدا خواهد کرد.


حال آنکه در سیاست کیفری  بسیاری از کشورها (بدون تأثیر پذیری از منطق فازی) می‌توان درجه بندی شدن عنصر روانی را چه در جرم عمدی و چه در جرم غیر عمدی مشاهده کرد. تقسیم قتل عمد به قتل باسبق تصمیم و بدون سبق تصمیم با تفاوت در مجازات، در اغلب کشورهای دنیا متداول است. موضوع سوء‌نیت انتقال یافته در حقوق انگلستان نشان از توجه ایشان به درجه‌ای ازعنصر روانی در قتل عمدی دارد. درجه‌گرایی را در تفاوت مسامحه[2]، بی‌پروایی[3]، مسامحه ساده و فاحش در جرم قتل‌ درحقوق انگلستان[4] و یا بی تفاوتی شریرانه[5] درحقوق اسکاتلند و یا «بی اعتنایی فاحش نسبت به جان انسان »[6]درقانون جزای نمونه آمریکا می‌توان مشاهده کرد. در مقررات ICC نیز در مراتب تقصیر، مباحث قابل توجهی دیده می‌شود. توجه به مباحثی همچون قصد مستقیم نتیجه و قصد غیرمستقیم نتیجه، محتمل یا بسیار محتمل می‌توانند در درجه‌بندی کردن عمد یا غیرعمد قابل توجه باشند. کلارکسون از اساتید بنام حقوق جزای انگلستان، در بیان لزوم برخورد متفاوت با اشخاص، بر حسب نوع رفتار، نیت ومسئولیتشان، می‌گوید: «درحقوق انگلستان تقصیر یا سرزنش یک مفهوم مطلق همه یا هیچ نیست. بلکه درجات متفاوتی از آن وجود دارد. وی می‌گوید ما عموماً خلافکار با سوءنیت را بیش از خلافکار مسامحه کار سرزنش نمی‌کنیم. به همین روی ممکن است برخی از فاعلین، را به دلیل این که از  عذری در قبال اعمال خود برخوردارند، کمتر سرزنش کنیم».[7]


در فقه جزایی نیز، سابقه مباحثی همچون فعل مقصود و فعل غیرمقصود طبیعی یا عرفی وجود دارد، که همه این مباحث، می‌تواند به لحاظ درجه‌گرایی و تنظیم کیفر براساس عنصر روانی جرم حائز اهمیت باشد.


گرچه در حقوق جزای ایران به ویژه در قتل، عنصر روانی مبنای تقسیم جرایم به عمد، شبه عمد و خطای محض قرار گرفته است و هر چند قتل عمدی مطابق ماده 290 ق.م.ا.مصوب 1392 انواع مختلفی دارد ولی هیچکدام از این مباحث مدنظر ما نیست. زیرا علی رغم مشاهده تفاوت در بین درجات عنصر روانی در تقسیمات مذکور هیچ تفاوتی در میزان مجازات در بین آنها در عمل دیده نمی‌شود. در حالیکه معنای درجه‌بندی کردن تقسیم‌بندی مؤثر در مجازات است والّا صرف بیان تفاوت درجات، بدون تفاوت درکیفر، اثری برآن، مترتب نخواهد بود.


درجه بندی کردن مبحثی نو و بدون سابقه‌ در حقوق وخصوصاً در حقوق جزا محسوب می‌شود. لکن با اصول مهم حاکم بر حقوق جزا مانند؛ تناسب جرم و مجازات، تساوی مجازاتها و فردی کردن مجازاتها که ریشه درهدف اجرای عدالت دارند، قرابت زیادی دارد.


نکته حائز اهمیتی که باید در اینجا مورد اشاره قرار گیرد آن است که اگر چه در مورد منطق فازی در علوم ریاضی و مهندسی سابقه نوشتاری قابل توجهی وجود دارد و در خصوص ماهیت جرایم علیه اشخاص، قتل، قتل عمد، عنصر روانی و مباحثی چون تناسب جرم و مجازاتها، فردی کردن مجازاتها؛ پایان‌نامه‌ها، و مقالات حقوقی زیادی تا به حال به نگارش در آمده است، حتی « مارک آنسل » در مباحثی نزدیک به موضوع، با طرح پرونده شخصیت به لزوم توجه به شخصیت مجرم وتعیین کیفرمتناسب با عنصر روانی پرداخته است اما درجه بندی کردن در حقوق، عموماً و درحقوق جزا خصوصاً، فاقد سابقه قابل توجهی است، و از این منظر موضوع این کتاب که با الهام از منطق فازی و در قالب درجه بندی در عنصر روانی و اختصاصاً در قلمرو قتل، بحثی کاملاً نو و بی سابقه محسوب می‌شود . 


ب : ضرورت پرداختن به فازی در حقوق


  آنچه از کنکاش های باستان شناسی تا اوّلین قانون مدوّن دنیا، توسط «حمورابی» و «الواح دوازده گانه ژوستی نین » بر می‌آید آن است که از اوّلین ادوار تاریخ تا به امروز، اجرای عدالت از آمال و آرزوهای بشر بوده است. بشر به انحاء مختلف و شیوه‌های گوناگون برای دستیابی به آن به تنظیم برنامه‌های زندگی خود پرداخته است. حقوق به عنوان نماد اصلی برای محک عدالت در صدر این تحولات قرار داشته است. مساعی فراوان جامعه شناسان و حقوقدانان در مبارزه با حکومتهای عصر خود و تلاش برای تنظیم قوانین و مقررات عادلانه، دلالت و شهادت بر نیل به آرمان عدالت دارد .


در بینش آرمانی حقوق جزا، یکی از عناصر لازم برای تحقق عدالت، تعیین جرم و مجازات مناسب و متناسب خواهد بود. در این بستر، عنصر روانی، می‌تواند ابزار و روشی لازم ولی غیر کافی برای برقراری تعادل و تناسب مذکور به حساب آید. با این برداشت تعدیل و تعادل بین جرم و مجازات زمانی میسر خواهد بود که بین حالات مختلف جرم به ازاء عنصر روانی متناسب با آن؛ مجازات مناسبی تعیین گردد. درجه بندی کردن قتل به لحاظ عنصر روانی می‌تواند در تعریف جدیدی از عدالت کیفری، ضروری تلقی شود. امری که، هر چند در گذشته گامهایی برای نیل به آن برداشته شده ولی، مطمئناً تا رسیدن به سر منزل مقصود و مدینه فاضله، رهی بس طولانی و پر فراز و نشیب در پیش، و همّت و اراده ای والا لازم دارد.


توجه جسته، گریخته و شاید ناخودآگاه مقنن به مقوله درجه بندی در مواردی همچون درجه بندی سرقتهای تعزیری (سرقت مسلحانه، سرقت در شب، سرقت مقرون به آزار و تهدید، راهزنی، جیب­بری، سرقت اموال عمومی، سرقت ساده و غیره) یا جعل در اسناد رسمی، جعل در اسکناس و جعل در اسناد عادی و همچنین تخریب اموال عمومی، تخریب مال غیر، همگی نشان ازاهتمام ناقص ولی امید بخش مقنن به آن دارد. معیار های مقنن در درجه بندی ها متفاوت بوده و گاه بر مبنای موضوع، گاه به علت عنصر روانی و یا گاه به علت میزان خطرناکی رفتار و یا به دلایل دیگر بوده است. در باب قتل نیز هرچند تقسیم بندی سنتی عمد، شبه عمد و خطای محض و حتی تقسیم سه گانه انواع قتل عمدی می‌تواند نشانه ای از وجود زمینه های مذکور باشد، ولی آنچه که ما را بر آن داشته تا در این مورد، دست به اقدامی‌بی سابقه یا کم سابقه بزنیم، عدم دقّت و  ظرافت لازم مقنن در توجه هر چه بیشتر به تفاوتهای فازی گونه ی قتلها بوده است. امری که در دنیای امروز حقوق، گرچه تنها بخشی از مسیر - نه بمعنای تامّ وکامل آن توسط برخی از کشورها مانند آمریکا، کانادا و تا حدودی فرانسه پیموده شده است، ولی تا رسیدن به هدف متعالی، تلاشی مضاعف می‌طلبد. 


از همین جا می‌توان به هدف عالیه ی این کتاب پی برد. هدف نگارنده در این اثر را  می‌توان، دست یافتن به مدل جدیدی از نگرش به مباحث حقوقی، عدول از اطلاق‌گرایی به سمت نسبی‌گرایی مطلوب دانست. این نگرش به لحاظ تأثیری که در اجرای بهتر عدالت دارد، می‌تواند فرمول جدیدی را ارائه کند که، هم مقنن را به دسته ‌بندی کردن دقیق مفاهیم حقوقی رهنمون کند و هم سیاست قضایی و اجرایی را در تنظیم بهینه در مواجهه با مجرم و اجرای کیفر رهنمون سازد. فازی کردن عنصر روانی در قتل را می‌توان راهگشای مناسبی برای درجه‌بندی کردن سایر جرایم، از یک سو و فتح بابی برای درجه‌گرایی توأمان عنصر مادی، روانی، مسئولیت کیفری و سایر عناصر و ارکان حقوق جزا تلقی نمود.


نگارنده در تدوین مطالب و طرح مباحث، ضمن اجتناب از طرح مسائل غیر ضروری، سعی داشته با ایجازی ممکن که البته ناقض غرض نباشد، به ارائه ودسته بندی بحث بپردازد. از این روی، بعد از ارائه یک مقدمه نه چندان طولانی در پنج فصل به ارائه مطالب پرداخته می‌شود. هر فصل نیز به چند مبحث و هرمبحث به چند گفتار و هرگفتار به تعدادی بند و هر بند به چند قسمت جزیی تری که با حروف الفبایی تعیین شده، حسب اقتضاء تقسیم شده است. فصل اول به ماهیت عنصر روانی و تقسیم بندی جرایم برمبنای آن، اختصاص یافته است. در فصل دوم در مورد مفهوم و ماهیت درجه بندی کردن عنصر روانی، در فصل سوم راجع به خاستگاه درجه بندی، در فصل چهارم در مورد معیار درجه بندی کردن و نهایتاً در فصل پنجم در خصوص الزامات درجه بندی عنصر روانی در قتل (بایدها و نبایدها) صحبت به میان آمده است.در انتهاء با یک نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات کتاب به انتها می‌رسد. با این کلام با ذکر یک مقدمه موجز به طرح مباحث خواهیم پرداخت.