1- اصول تعبیر قانون اساسی/ انجمن قانون اساسی
2- حقوق اساسی و تفسیر/ فیلیپ بوبیت
3 - ایالات متحده آمریکا: مکتب التقاطی در خدمت عملگرایی/ مارک تاشنت
4- مقایسه روشها و فلسفههای تفسیری قانون اساسی در کشورهای منتخب/ جفری گلدورثی
5- شیوههای تفسیری قانون اساسی/ کریگ آر. دوکت
همچون دیگر متون حاوی مفاهیم کلی و بعضاً مبهم و جدلی، متن قانون اساسی نیز در معرض انواع و اقسام تعابیر و تفاسیر و برداشتها قرار میگیرد. بههمین دلیل است که علم تفسیر قانون اساسی، از قدمت و اهمیتی همپایه و همشأن پیدایش قانون اساسی مدون در دنیای مدرن برخوردار است. تفسیر قانون اساسی در پرتو مکاتب و رویکردهای متعدد، با ابزارها و روشهایی متنوع، معانی و برداشتهای مختلفی را برای جامعه سیاسی، و بهطور خاص قضات، به ارمغان میآورد. اما پیش از این، نظریههای تفسیری واجد اهمیت فراوان در برگزیدن هر یک از رویکردها و بهکار گرفتن هر یک از ابزارهای تفسیری، از جمله در تفسیر قانون اساسی است. بیتردید، در هر تفسیر و تعبیری از قانون اساسی، اصول حاکم بر تفسیر قانون اساسی، واجد جایگاهی بسزا و قابل توجهاند. علاوه بر اینها، از آنجا که قانون اساسی در نظام حقوق اساسی بهعنوان قانون عالی بهرسمیت شناخته میشود، و قوانین عادی و دیگر مقررات باید با آن سازگار باشند، تفسیر بند بند مفاد قانون اساسی از حساسیت و ظرافت خاصی برخوردار است.
در این نوشتار، پنج مقاله از صاحبنظران تفسیر قانون اساسی گردآوری و ترجمه شده است. در مقاله نخست، اصول تفسیر قانون اساسی، همان اصول تفسیر قانون موضوعه یا تفسیر قضایی فرض شده و هفت روش اصلی تصمیمگیری قضایی به این شرح تفکیک و توضیح داده شده است: متنی، تاریخی، کارکردی، دکترینی، محتاطانه، برابریخواهانه و طبیعی. همچنین اصولی برای تفسیر یا تعبیر قانون اساسی آمریکا استخراج شده است.
در مقاله دوم این مجموعه، تفسیر قانون اساسی از دو منظر مورد توجه قرار گرفته است: اِعمال قانون اساسی توسط مقامات رسمی حکومتی، و تحلیل آن توسط مفسران دانشگاهی. سپس شش گونه (مشابه با طبقهبندی مقاله نخست) بهعنوان الگوی استاندارد تفسیر قانون اساسی توضیح داده شده است.
در مقاله سوم، بهطور خاص به تفسیر قانون اساسی در ایالات متحده آمریکا پرداخته شده است. در این مقالة مفصل که سرشار از جزئیات و شواهد تاریخی، نمونه پرونده و سوابق قضایی است، نویسنده استدلال کرده است که از رهگذر تفسیر قانون اساسی در ایالات متحده، این قانون در طول زمان اصلاح شده تا ارزشهای کلی جامعه که در قانون اساسی آمده است، با واقعیتهای حاکمیت و اداره جامعه در جهانِ متغیر و پویا، تطبیق یابد.
در مقاله چهارم این مجموعه، نویسنده در قالب دو بخش کلی (با عناوین «مقایسه روشها و فلسفههای تفسیری» و «تبیین تفاوتها»)، به تبیین و توضیح و مقایسه تفسیر قانون اساسی در شش کشور ایالات متحده، کانادا، استرالیا، آلمان، هند، و آفریقای جنوبی، پرداخته است.
در مقاله پنجم، نویسنده بهطور خاص بر نقش بیبدیل دیوان عالی آمریکا در تطور حقوق اساسی و تحولات نظام سیاسی ایالات متحده، متمرکز شده است. نحوه تعامل و اثرگذاری دیوان عالی بهعنوان یک نهاد قضایی در بستر تاریخی آمریکا بر محیط سیاسی، اقتصادی و...، بسیار قابل توجه و آموزنده است. این نکته قابل تأمل است که با وجود اینکه بهنظر، نقشآفرینی قضات و بهطور کلی نهاد قضایی، بر حوزههای غیرقضایی محدود بوده ـ و حتی توصیه به اِعمال محدودیتهای بیشتر در این زمینه میشود ـ چگونه قضات دیوان عالی در ایالات متحده با توسل به ابزارها و شیوههای تفسیر قانون اساسی، در مواردی بهعنوان حافظان اصلی حقوق و آزادیها، به ایفای نقش پرداختهاند.