1. مقدمهای بر تأمین مالی سیاسی
2.اهمیت، مقررات، اجرا و رفتار داخلی احزاب
3. بهبود نظام تأمین مالی سیاسی
4.اهداف و چالشهای اصلاح مقررات
5.ابزارهای تنظیمگری: ممنوعیتها، محدودیتها، تأمین مالی عمومی و گزارشدهی
6.اجرای مقررات
7.آفریقا
8.مشکلات: خرید آراء، وابستگی به کمکهای خارجی
9.منابع درآمد و کمکهزینه عمومی
10.اجرا: نظارت، ضمانتاجراها و نقش جامعه مدنی
11.آسیا
12.مشکلات: فساد، مشتریگرایی، تأمین غیرقانونی
13.منابع درآمد و کمکهزینه عمومی
14.اجرا و پیشنهادها
15.آمریکای لاتین
16.فقدان شفافیت، نفوذ پول غیرقانونی
17.تأمین مالی عمومی و برابری جنسیتی
18.اجرا و پیشنهادها (مبارزه با جرایم سازمانیافته)
19. اروپای شرقی، مرکزی و آسیای مرکزی
20.سوءاستفاده از منابع دولتی، بودجه غیرقانونی
21.منابع درآمد و کمکهزینه عمومی
22.اجرا و نقش جامعه مدنی
22.اروپای شمالی، غربی و جنوبی
23.چالشها: فساد، نابرابری جنسیتی
24.تأمین مالی عمومی و نمایندگی بانوان
25.اجرا و پیشنهادها
26.دموکراسیهای مستقر انگلیسیزبان
27.چالش کلیدی: تعارض آزادی بیان و انتخابات منصفانه
28.تبلیغات ثالث
29.منابع درآمد، کمکهزینه عمومی و دلالتهای جنسیتی
30.اجرا و پیشنهادها
31.زنان در سیاست
32.موانع جذب منابع مالی برای زنان
33.کمکهزینه عمومی برای اجرای سهمیهها
34.ابتکارات احزاب و شبکههای تأمین مالی (فهرست امیلی و ویش)
35.نتیجه و پیشنهادها
در دموکراسیهای کنونی یکی از چالشهای بزرگ، مسئله تنظیم جایگاه و نقش و نفوذِ پول در سیاست و ابعاد و حوزههای مختلف آن است. در واقع, نقش پول در سیاست را باید در دو جهت پارادوکسیکال (مثبت و منفی) در نظر داشت. صرفنظر از مشکلات تأمین مالی یاد شده در فعالیتهای حکومت و اجزای آن (در بودجهریزی)، شاید بتوان گفت چالش بنیادین در خصوص فعالیتهای سیاسی از سوی بازیگران غیر دولتی و تأثیر آن بر حکومت و فعالیتهای آن است. از یکسو پول را باید به عنوان ابزاری مهم و ضروری برای پیشبرد اهداف فعالیتهای سیاسی از طریق اعمال هزینههای مختلف و متعدد در رقابتهای سیاسی برای احزاب و دیگر بازیگران سیاسی، از جمله هزینههای سازماندهی، تأمین نیروی انسانی، تبلیغات و سایر هزینههای مستقیم و غیرمستقیم، دارای نقشی مثبت و تعیینکننده دانست.
با وجود این و از سوی دیگر، حضور پول در سیاست و انتخابات میتواند راههای سوء استفاده و فسادهای مالی، به ویژه از طریق پولشویی یا رشوه و ارتشاء را باز کرده و به سلامت سیاست و انتخابات خدشه وارد کند؛ وضعیتی که بارها و بارها در کشورهای مختلف رخ داده، به وقوع رسواییهای مالی و سیاسی گسترده منتهی شده و به تبع آن، منجر به بیاعتمادی عمومی نسبت به سلامت احزاب و رقابت سیاسی و در مجموع سیاستزدگی شهروندان شده است.
مشخصترین مصداق این بازیگران، احزاب سیاسی هستند؛ احزابی که، تنظیم چارچوب و چگونگی تأمین مالی فعالیتهای آنان در نظامهای سیاسی، همواره از مسائل بسیار مهم در این حوزه بوده است. اهمیت این امر و تأثیر آن در حیات سیاسی کشور، بهویژه در یکی از مهمترین کارکردهای احزاب، یعنی مشارکت سیاسی از طریق رقابت انتخاباتی برای کسب قدرت (در کنار ایفای نقش ناظر بر فعالیتهای گروه حاکم یا اپوزیسیون بهمثابۀ جانشین بالقوه گروه اخیر) دو چندان میگردد. انجام فعالیتهای سیاسی منظم و مطلوب احزاب سیاسی نیازمند تأمین مالی مناسب است و این امر به عنوان هزینههای ضروری دموکراسی اصولاً محل مناقشه و اختلافنظر نیست.
در این راستا سه الگوی اصلی در این رابطه وجود دارد. الگوی اول تأمین مالی عمومی است. با عنایت به اینکه تأمین مالی کامل این فعالیتها از محل منابع عمومی با دو چالش محدودیت منابع عمومی و همچنین تأثیر نامطلوب تأمین مالی عمومی بر استقلال سیاسی احزاب از گروه حاکم، رو به رو است، الگوی تأمین مالی خصوصی نیز مطرح شده است. این الگو نیز البته از ایراداتی مانند وابستگی به منافع ثروتمندان و بازتوزیع نابرابری ناشی از نابرابری در دسترسی به منابع مالی خصوصی مصون نیست. الگوی تأمین مالی نیمهعمومی-نیمهخصوصی به عنوان راهحلی میانه، در تلاش است تا بر ایرادات هر دو الگو غلبه نماید و عرصه سیاست را به عرصهای متعادل و عادلانه برای تمامی صداهای سیاسی تبدیل نماید.
صرف نظر از اینکه کدام یک از الگوهای یادشده به عنوان چارچوب کلی و اصلی نظام تأمین مالی پذیرفته شود؛ رژیم حقوقی مناسب و مطلوب باید از یکسو بتواند به پیشبرد و مطلوبیت کم و کیف تأمین مالی مورد نظر کمک نموده و از سوی دیگر آثار منفی حضور پول در سیاست و بهویژه در تأمین مالی احزاب و کمپینهای انتخاباتی را کمینه سازد. این امر از اهمیتی بنیادین برخوردار است و می تواند به عنوان هزینههای ضروری دموکراسی تلقی شده و همچنین مسدودکننده راههای سوء استفاده و فساد مالی و به تبع آن فساد سیاسی باشد.
کتاب حاضر از جنبه ها و ابعاد مختلف به مسائل یاد شده پرداخته و همه الگوها و نظامهای تأمین مالی را ضمن دستهبندیهای کلی به شیوه موردی در کشورهای مختلف مورد بررسی قرار داده است؛ ضمن اینکه با اشاره به چالشهای هریک از آنها، به تلاشهای ملی و فرا ملی در جهت بهبود آن پرداخته است. وجه تمایز این اثر با سایر آثار در این حوزه را باید در سه محور مشاهده نمود: اول اینکه کتاب با استفاده از دادههای آماری مستند و قابل اعتماد، خود را به عنوان یک منبع مرجع در ادبیات این حوزه معرفی نموده است. دوم آنکه در بررسیهای به عمل آمده از تجربه، الگو، دادهها و وضعیت حقوقی- عملی قریب به اتفاق کشورها، بهره گرفته شده است. مزیت سوم این کتاب را باید در جنبه کاربردی متنوع آن برای مخاطبان مختلف اعم از پژوهشگران، بازیگران سیاسی، مراجع و مقامات و مأمورین رسمی عمومی دانست.
شایان ذکر است؛ چاپ اول کتاب مربوط به سال 2003 بوده و ترجمه آن در سال 1394 توسط مرکز پژوهشهای مجلس منتشر شده و بهصورت دیجیتال در سایت مرکز قابل دسترس است. انگیزه ترجمه مجدد اثر، به دلیل انتشار چاپ دوم کتاب در سال 2014 با دو تغییر کمی و کیفی قابل توجه بوده است. از تقطهنظر کمی چاپ دوم بسیار مفصلتر بوده و از حیث کیفی نیز اطلاعات و داده ها و تحلیلهای مربوط کاملا بهروز رسانی (تا زمان چاپ) شده است. درخصوص بعضی از مناطق مانند آسیا، کشوری مانند افغانستان مورد بررسی قرار گرفته است که با توجه به تغییر نوع حکومت، بسیاری از مطالب امروزه موضوعیت نداشته اما به عنوان بخشی از فرهنگ سیاسی این کشور شایسته توجه بوده است.
درخصوص، ترجمه حاضر که حاصل تلاش گروهی نگارنده و همکاران عزیزم سرکار خانم دکتر میثا کامیاب و سرکار خانم نفیسه فتحعلی است؛ ذکر چند نکته حائز اهمیت بنظر میرسد: به جهت لزوم روانی متن فارسی، ضمن رعایت وفاداری به مؤلفین، سعی در فاصله گرفتن از ترجمه تحتالفظی بوده است. با عنایت به تعدد مترجمین، از طریق بازخوانی متعدد و اصلاحات ادبی و یکسانسازی معادلها، سعی در ایجاد هماهنگی و وحدت میان قسمتهای مختلف شده است. برخی ویژگیهای شکلی اثر اصلی، مانند جداول و تیتربندی، در ترجمه فارسی با تغییرات جزیی همراه بوده است. با وجود همه تلاشها در جهت ارائه ترجمهای مطلوب، بدون شک متن فارسی کنونی خالی از ایراد و نقص نیست. بر همین اساس، از همه خوانندگان عزیز، متواضعانه درخواست میگردد؛ نظرات و پیشنهادات خود را نسبت به متن حاضر اعلام نموده تا با بهرهگیری از ارشادات و راهنماییها در بهبود اثر استفاده گردد.