1- مفاهیم و مبانی موضوع
2- فلسفه حقوقی و اقتصادی ایجاد سهام بدون حق رأی و سهام با حق رأی چندگانه
3- دلایل حقوقی و اقتصادی مخالفین فایده سهام بدون حق رأی و سهام با حق رأی چندگانه
4- اعتبارسنجی سهام بدون حق رأی و با حق رأی چندگانه در حقوق شرکتها
5- اعتبار سنجی سهام بدون حق رأی
6- اعتبارسنجی سهام با حق رأی چندگانه
7- شرایط و آثار حقوقی ایجاد و اعمال سهام بدون حق رأی و با حق رأی چندگانه
8- شرایط و آثار حقوقی ایجاد و اعمال سهام بدون حق رأی
9- شرایط و آثار حقوقی ایجاد و اعمال سهام با حق رأی چندگانه
10- نقد حقوقی-اقتصادی راهکارهای جایگزین سهام بدون حق رأی و سهام با حق رأی چندگانه در حقوق شرکتها
11- گواهی سپرده سهام بدون وجود نهاد واسط
12- گواهی سپرده سهام با حضور نهاد واسط
13- صندوق سرمایه گذاری تک سهم
یکی از چالشهای اساسی در مسیر رشد فعالیتهای اقتصادی شرکتهای سهامی، دو سو گرایی سهامداران اصلی در حفظ کنترل شرکت و نیاز به سرمایۀ بیشتر میباشد؛ به همین دلیل عموماً سهامداران عمده و مدیران تمایلی به عرضه سهام شرکت ندارند و در بازار سرمایه کشور ما نیز ریسک از دست رفتن توان کنترلی سهامداران عمده شرکتها به عنوان یکی از عوامل حجم کم سهام شناور آزاد در بورس، معرفی شدهاست. اما در هر حال شرکتها برای تقویت تأمین مالی شرکت و استفاده از سرمایههای خرد جامعه نیاز به عرضه عمومی سهام خود به عنوان نوعی از اوراق بهادار در بورس دارند. این اوراق متضمن حقوقی میباشد که حق رأی یکی از بدیهیترین حقوق ناشی از مالکیت سهام است و سهامدار از طریق آن نظر خود در مجامع، امور شرکت از قبیل انتخاب هیأت مدیره، بازرسان، تغییرات سرمایه، تقسیم سود و تصویب صورتهای مالی و حتی انحلال را اعلام میدارد. لذا حق رأی به عنوان ابزار تاثیرگذاری بر اداره و کنترل شرکت جایگاه بسزایی یافته است تا جایی که امروزه مشاهده میگردد، حق رأی که سابقاً در دسته حقوق غیر مالی جای داشت و به طور غیر مستقیم اثر مالی ایجاد میکرد، امروزه به نوعی با تأثیر بسیاری که بر ارزش سهام دارد مسامحتاً میتوان آن را در جرگه حقوق مالی هم قرار داد. به همین خاطر از دست دادن این ابزار برای سهامداران عمده و مدیران مطلوبیت ندارد و به انحاء مختلف سعی در جلوگیری از آن دارند. برای رفع این نگرانیها، قوانین و مقررات بازار سرمایه بعضی کشورهای پیشرفته امکان انتشار سهام بدون حق رأی و یا انتشار سهام با حق رأی بیشتر را برای شرکتها فراهم آورده است. بر این مبنا نوعی از تقسیم بندی سهم شکل گرفته و از قاعده کلی " هر سهم، یک حق رأی " عدول شده و در کنار قاعده مذکور طبقهبندی سهام بر اساس حق رأی بوجود آمده است و شاهد سهام بدون حق رأی و سهام با چند حق رأی هستیم. برخلاف سایر کشورها، علیرغم اهمیت این موضوع و تأثیرات اقتصادی آن، در ادبیات حقوقی ما این مسئله چندان مورد توجه قرار نگرفته است و این احتمالاً به این دلیل است که اساساً دغدغه و سوالی در نظام اقتصادی کشور ما در رابطه با این موضوع وجود نداشته است؛ زیرا همواره ابتدا باید نیازی در حوزه تجارت و اقتصاد ایجاد گردد و پس از آن علم حقوق نسبت به تنظیم ابزار لازم اقدام نماید.
خوشبختانه در سالهای اخیر به علت آشنایی بیشتر عموم جامعه با بازار سرمایه و رونق گرفتن معاملات این بازار، به تدریج کاستیها و خلاءهای حقوقی و قانونی آن نمایان شده است، به طوری که مدیریت تحقیق و توسعه شرکت بورس اوراق بهادار تهران در سال 1393 با توجه به میزان نامطلوب سهام شناور در بازار بورس تهران، تصمیم به ارائه راهکارهایی در این خصوص گرفت، که یکی از این راهکارها با توجه به تجربیات سایر کشورها، انتشار سهام بدون حق رأی بود که با عنایت به عدم صراحت مواد قانونی در ایران، در خصوص اعتبار این سهام و برداشتهای مختلف از قوانین عام مثل قانون تجارت و مقررات خاص مثل قانون بازار بورس و اوراق بهادار، به این نتیجه رسید که امکان انتشار این نوع سهام در کشور وجود ندارد و از تجویز انتشار آن صرف نظر نمود و راهکارهای جایگزین را پیش گرفت. زیرا عدهای از حقوقدانان که در باره نظر آنها به تفصیل بحث خواهد شد، حق رأی را از اساسیترین حقوق ناشی از مالکیت سهام تلقی کردهاند و محروم کردن سهامداران از حق رأی را در اساسنامه هم بلااثر میدانند. از سوی دیگر عدول از اصل تساوی حقوق و امکان انتشار سهامی با قدرت رأی بیشتر از سایر سهامداران نیز یکی از راهکارهایی است که در نظامهای مختلف حقوقی پذیرفته شده است؛ حتی در مقررات تجاری کشور ما نیز این موضوع مورد پذیرش بوده و به عنوان مزیتی خاص برای سهام شناخته میشود بنابراین طبق ماده 24 لایحه قانونی اصلاح قسمتی از قانون تجارت، چنین سهامی در دسته سهام ممتاز قرار میگیرد. اما همین موضوع نیز با تردید هایی هم در ایران و هم در سایر کشورها مواجه شده است؛ زیرا اولاً در قانون ما محدودیتی برای چنین افزایش حق رأیی پیشبینی نشده و این خود دارای توالی فاسد بسیاری است، به همین علت در سطح بین المللی و کشورهایی که این موضوع را پذیرفتهاند، حد بهینه افزایش حق رأی محل مناقشه بوده و بررسیهای حقوقی و غیرحقوقی فراوانی در این خصوص انجام گرفته است؛ ثانیاً به علت اینکه طبق مقررات ایران افزودن هر مزیتی به سهام، آن را در دسته سهام ممتاز قرار میدهد نیز باعث شده عملاً هزینه معاملاتی مربوط به پذیرش شرکتهای دارای چنین سهامی در بازار سرمایه ایران به شدت افزایش پیدا کند و کارایی لازم را از دست بدهد.
همانطور که بیان شد این موضوعات در سطح بینالمللی نیز همچنان محل بحث بوده و صف طویل مخالفان و موافقان آن قانونگذاران را همواره در انتخاب طریق صحیح راهنمایی کرده است؛ اما نکته قابل توجه و مشترک در بررسیهای حقوقی کشورهایی که کاهش یا افزایش حق رأی را پذیرفتهاند یا محدود نمودهاند مانند آمریکا، کانادا، فرانسه، ترکیه و غیره؛ فارغ از نتیجه حاصل، توجه آنها به متقضیات بازار، عرف سرمایهگذاری و تحلیل رفتارهای سهامداران در استفاده از حقوق سهام، برای تصمیمگیری نسبت پذیرش یا عدم پذیرش این طبقهبندی میباشد. اما متأسفانه در کشور ما کارشناسان امر و محققان تا به حال چندان به مزایا و معایب طبقهبندی سهام بر اساس حق رأی توجه نداشتهاند و تنها با استناد به مواد قانونی و تفسیر لفظی آن، رویه هایی مبتنی بر افراط و تفریط در این موضوع را شاهد هستیم، به طوری که بدون توجه به بازار و نقش اقتصاد در حقوق تجارت و تحلیلهای آن، نظر بر عدم اعتبار سهام بدون حق رأی وجود دارد و از سویی دیگر با توجه به رویه سلیقهای حاکم بر اداره ثبت شرکتها، شرکتهایی یافت میشود که برخی سهامداران دارای حق رأی صد برابری نسبت به سهامداران عادی هستند.
لذا ضرورت طرح این بحث، اثر طبقهبندی سهام بر اساس حق رأی، بر میزان توان کنترلی شرکت و رابطه تنگاتنگ آن با نظریه نمایندگی، کارایی شرکت و میزان سهام شناور آزاد در بورس میباشد. عموماً مالکان عمده و مدیران شرکتهای تجاری به علل مختلف تمایلی به ارایه سهام در بازار ندارند زیرا عرضه عمومی را محلی برای تغییر نسبت رأی دهندگان و احتمالاً کنترل شرکت توسط رقبا میدانند؛ در نتیجه میزان سهام شناور آزاد در بورس کاهش مییابد که متاسفانه با توجه به عدم اظهار نظر صریح و قاطع قانونگذار ایران در این مورد و فقدان سابقه مطالعاتی دقیق در این زمینه، شرکتهای ایرانی را در مورد طبقهبندی سهام بر اساس حق رأی سردرگم کرده است.
بر این اساس کتاب حاضر درصدد است با استفاده از روش تحلیل اقتصادی حقوق و مطالعه تطبیقی با مقررات بازارهای پیشرفته مثل آمریکا و فرانسه، ادبیات جدیدی را در حوزه حقوق شرکتهای سهامی مطرح نماید. از اهداف این کتاب، بررسی دکترین داخلی و خارجی در زمینه حدود و ثغور حذف و افزایش حق رأی و امکان سنجی انتشار سهامهای متنوع بر اساس چنین طبقهبندی است. لذا ضروری است که تمام جوانب و وجوه حول محور سهام بدون حق رأی و با حق رأی چندگانه بررسی گردد تا درکنار استفاده از مزایای آنها، ریسکهای ناشی از آنان نیز به حداقل برسد تا با تنوع ابزارهای تامین سرمایه مطلوب و کارا، تمایل شرکتها، مدیران آن ها و سرمایهگذاران استراتژیک به عرضه سهام در بازار افزایش یابد. زیرا دیگر بیم از دست دادن توان کنترلی خود بر شرکت را نداشته و بدون نیاز به ملاحظه نوسانات موقتی ارزش سهم، تمرکز خود را بر حداکثرسازی ارزش معطوف نمایند. همچنین افراد فوق، دغدغه مقابله با تصاحب خصمانه (تهاجمی) ناخواسته شرکتهای رقیب و سرمایهگذاران آتی را نخواهند داشت. لذا در این مسیر با بهرهگیری از تحلیل اقتصادی حقوق در کنار اصول و قواعد حقوقی و فقهی ایران سعی خواهیم کرد به واکاوی آثار و نتایج طبقهبندی سهام بر کارایی بهینه شرکتهای سهامی عام و در سطح کلان آن یعنی بازار سرمایه ایران بپردازیم.
بنابراین این کتاب در کنار کارکردهای آموزشی و پژوهشی که تبیین آن میتواند برای دانشجویان و دانشگاهیان از لحاظ نظری مفید باشد، درصدد آگاهی دادن و تغذیه حقوقی ارکان بازار سرمایه در ارتباط با مزایا، معایب و آثار این نوع سهام در سطح کلان خواهد بود تا با توجه به نتایج این تحقیق بتوانند امکانات و اقتضائات خاص بازار ایران را بررسی کرده و بر اساس آن در کنار قانونگذار در جهت اصلاحات احتمالی قوانین و ساختار شرکتهای تجاری کشور کارایی بهتری داشته باشد علاوه بر این در سطح خرد نیز، مدیران شرکتهای سهامی و سهامداران آنها میتوانند سیاستهای تجاری خود را با توجه به اعتبار یا عدم اعتبار آن تنظیم نمایند.
در رابطه با شناخت ماهیت سهام و حقوق ناشی از آن در کشور ما پژوهشهای متعددی صورت گرفته است ولی تا کنون هیچ یک از این پژوهشها به بحث حق رأی به طور خاص نپرداخته و آثار حقوقی و اقتصادی حاصل از حذف حق رأی از سهام و یا افزایش آن را مطمح نظر قرار ندادهاند. اکثر این تألیفات به حقوق سهامداران اقلیت و اکثریت اشاره داشته و حق رأی را نیز در کنار آنها مدنظر قرار دادهاند و اکثریت قریب به اتفاق مؤلفان، حق رأی را جز حقوق اساسی سهم میدانند که قابل حذف نیست. یکی از نخستین نظرات را در این زمینه جناب دکتر ستوده تهرانی در جلد دوم کتاب حقوق تجارت خویش عنوان کرده و چنین بیان داشتهاند که شرکت نمیتواند سهام بدون حق رأی منتشر کند و در برخی کشورها مثل انگلستان که صدور آن را تجویز کردهاند در حقیقت این گونه اوراق، سهام محسوب نمیشوند بلکه اوراق قرضهای هستند که وامدهندگان در عوض دریافت بهره ثابت در منافع شرکت، شریک میشوند بدون آنکه حق دخالت در امور شرکت داشته باشند. جناب دکتر اعظمی نیز در رساله خویش تحت عنوان «سهم در شرکتهای سهامی» با اشاره به پیش بینی سهام بدون حق رأی در برخی کشورها، به طور اجمالی تحلیل کردهاند که انتشار سهام بدون حق رأی طبق قوانین ایران ممنوع است؛ همچنین در خصوص طبقهبندی سهام بر مبنای حق رأی در ایران، بلژیک و فرانسه که به طور کلی و اجمالی به آن پرداخته اند، معتقدند قوانین تجاری ایران، اصول و ضوابط مخصوص در این مورد وضع نکرده است لذا اعطای دو یا چند حق رأی به هر سهم ممتاز، مطلقاً جایز است و حد وحصری ندارد. جناب دکتر کاویانی در کتاب حقوق شرکتهای تجاری جلد دوم، حق رأی را مهمترین حق شریک در اداره شرکت میدانند و در حالی که اشاره مستقیم به حذف حق رأی از سهام ندارند اما بر این نظر هستند که کاهش یا افزایش میزان این حق، در صورتی که مابهازای معقولی داشته باشد، خلاف مقتضای ذات شرکت نیست. در مقابل در جلد دوم کتاب «حقوق تجارت» جناب دکتر اسکینی، حق رأی به عنوان مقتضای ذات سهام شمرده شده و حذف آن را خلاف نظم عمومی میدانند همچنین ایشان در خصوص سهام با حق رأی بیشتر معتقدند که بر اساس تبصره ماده 75 لایحه قانونی 1347 و وحدت ملاکی که از آن برای سایر مجامع گرفته می شود، هر سهم دارای یک رای خواهد بود مع ذلک قانونگذار در یک مورد اصل نسبیت را مخدوش کرده است و آن زمانی است که در اساسنامه برای سهامدار یا سهامدارانی، سهام ممتاز در نظر گرفته شده باشد و برای مثال سهام ممتاز به صاحب آن حق رأیی چند برابر سهام عادی بدهد. اما در ادامه استدلالی در خصوص نحوه نتیجه گیری مربوط به امکان صدور این گونه سهام و محدودیتها، مزایا، معایب و غیره به چشم نمیخورد. همچنین جناب دکتر هوشنگ عبدالباقی در رساله «اداره شرکتهای سهامی با بررسی تطبیقی حقوق امریکا- انگلیس و فرانسه» با اشاره به ماده 75 لایحه اصلاحی قانون تجارت، بر این نظر هستند که هیچ قرینهای برای پذیرش حذف حق رأی در قانون موجود نیست و حق رأی از طبایع سهام محسوب میشود. البته ایشان در خصوص افزایش حق رأی در قسمتی با عنوان «سهام با حق رأی اضافی» توضیحات مفصلی در خصوص این قسم از سهام ارائه نمودهاند که به علت تمرکز ایشان بر بستر تاریخی و اقتباسی عبارات قانون، منکر وجود این سهام در قانون تجارت ایران بوده و از تحلیل نیازهای روز و همچنین ماهیت، کارکردها، محدودیتها و غیره استفاده نکردهاند. دکتر منصور صقری در کتاب حقوق تجارت خود که جزء نخستین کتب تجارت فارسی میباشد، ذیل مبحث حق رأی در مجامع عمومی که مرتبط با موضوع کلیتر اداره شرکت است، با طرح یک پرسش که آیا ممکن است در اساسنامه شرکت مقرر گردد که برای هر سهم شرکا، حق چند رای قائل شد یا خیر، توضیح میدهد که مطابق مواد 67 و 68 قانون تجارت مصوب 1311 این امکان وجود دارد. اگرچه معتقد است قبول این اصل، مخالف اصل شرکت هر یک از شرکا در اداره شرکت میباشد زیرا سهام ممتاز به سهولت اثر سهام عادی را در مجمع عمومی خنثی میکند. این منبع از این جهت برای ما حائز اهمیت است که جدای از قدمت آن، نگرش کلی نویسندگان مطرح آن دوره راجع به اداره شرکت که میتوان در کلید واژه عدم نفوذ خارجیان خلاصه کرد را نشان میدهد.
اما بر خلاف تألیفات دانشگاهی در کشور، شرکت بورس اوراق بهادار تهران و سازمان بورس و اوراق بهادار، سه طرح تحقیقاتی مجزا را در موضوع طبقهبندی سهام بر اساس حق رأی منتشر نمودهاند. اولین طرح در سال 1393 به نام «راهکارهای افزایش سهام شناور آزاد در بورس اوراق بهادار تهران» است که چند سازوکار در راستای افزایش سهام شناور در کشورهای مختلف مورد بررسی قرار گرفته است که یکی از آنها، سهام بدون حق رأی میباشد اما در آن به بحثهای حقوقی اشاره نشده است. در طرحی دیگر با عنوان «گذاری بر سهام ممتاز و ردههای گوناگون سهام عادی» که توسط مرکز پژوهشهای اسلامی سازمان بورس و اوراق بهادار به عمل آمده است، به مغفول ماندن پذیرش سهام ممتاز در بورس تهران توجه دارد و بر اساس قوانین سایر کشورها، سهام ممتاز را بدون حق رأی معرفی نموده و همچنین ردههای مختلف سهام عادی را نیز با تأکید بر ردههای با حق رأی بیشتر سهام در کشورهای ژاپن، هنگ کنگ و چین به طور مختصر بررسی کرده است، اما در این مقاله تحلیلهای حقوقی در مورد حذف حق رأی و یا افزایش آن صورت نیافته است. در طرح «ایجاد سهام طبقه «ب» با ظرفیتهای کنونی قوانین ایران» که مشترکاً توسط شرکت تأمین سرمایه نوین و بورس اوراق بهادار تهران انجام گرفته، عدم امکان حذف حق رأی طبق قانون ایران را به صورت پیش فرض قبول کرده و صرفاً به روشهای جایگزین آن پرداخته شده است. اما فراتر از مرزهای کشور، این موضوع همچنان محل بحث است ولی تحلیل حقوقی صرف از سهام بدون حق رأی به ندرت صورت گرفته است و بیشتر مطالب را اقتصاددانان مطرح کردهاند، در یکی از معدود تألیفات حقوقی که با تحلیل اقتصادی نیز همراه شده است، خانم پینتو در دانشکده حقوق دانشگاه کلمیبا، با عنوان «چرایی تأکید بر ساختار دو طبقه سهام در آمریکا و برزیل» به ویژگیهای این ساختار در این دو کشور پرداخته که بخشی از آن مربوط به سهام بدون حق رأی است، جدیدترین مقاله حقوقی در این مورد نیز در سال 2017 در دانشکده حقوق دانشگاه شیکاگو توسط دکتر لاند به عمل آمده است که در آن به سهام بدون حق رأی با رویکرد حاکمیت شرکتی توجه داشته و ایشان در مقابل استدلال مخالفان این سهام که آن را موجب ایجاد بحران نمایندگی میدانند، عنوان داشته که این سهام نه تنها منجر به بحران نمایندگی نمیشود بلکه حضور آن در کنار سهام با حق رأی موجب کاهش هزینه نمایندگی هم خواهد شد. نکته مهم این است که در تمامی آثار خارجی، این حق و سایر حقوق مربوط به سهام، در چارچوب حقوق ملی در کنار عرف تجاری و نیاز بازار داخلی و خارجی کشور موضوع بحث، مورد بررسی قرار گرفته است، یعنی دقیقاً آنچه در کشور ما هیچگاه مد نظر قرار نگرفته و کارشناسان تحقیقات خود را محدود به تفسیر لفظی قوانین کردهاند؛ در صورتی که این نکته را در مورد حقوق شرکتها بخصوص شرکتهای سهامی عام که نقش بی بدیلی در اقتصاد کشورها دارند نباید فراموش کرد که حقوقدانان در مقام تشخیص موانع پیش روی شرکتها و ارائه راهکار بی نیاز از شناخت کارکردهای اقتصادی آن نیستند و این حلقه مفقوده تحلیلهای حقوقی در موضوع سهام بدون حق رأی و با حق رأی چندگانه در کشور ما میباشد. در نوشتار حاضر سعی بر مداقه بر این مهم در تحلیلها شده است چراکه رفتار شرکتها همواره تحت تأثیر هنجارهای اجتماعی و رفتارهای بازیگران این عرصه میباشد و تحلیل حقوقی بر اساس متون قانونی مربوط به حداقل نیم قرن پیش به نظر ناصواب بوده و اقتصاد امروز را که شرکت محور است و نیاز به پویایی با توجه به نیازهای روز تجارت داخلی و بینالمللی دارد، از کارایی و توسعه باز میدارد. لذا این مهم بر دوش کتاب حاضر با استفاده از مطالعات تطبیقی در سایر نظام های حقوقی و بهرهگیری از اصول تحلیل اقتصادی حقوق در کنار تفسیر حقوقی و فقهی ادبیات حقوقی ایران میباشد. البته همانطور که اشاره شد تحلیل موضوع انتشار سهام با حق رأی متفاوت در هر کشور با توجه به هنجارهای اجتماعی آن کشور متفاوت بوده و نسخه ترجمه شده سایر کشورها هرچند پیشرفته و مدرن، مسلماً در کشور ما کارایی کافی را ندارد و نیاز به تطبیق و هماهنگسازی تمامی ارکان بازار اعم از فعالان خرد و کلان وجود دارد.
بر این اساس با توجه به اینکه موضوع مذکور، اولین بار است که به طور خاص در ایران به آن پرداخته میشود، این کتاب سعی بر این خواهد داشت که در عین اختصار، به جنبههای مهمی از این موضوع بپردازد به همین روی سؤال اصلی ما چنین مطرح میشود که با توجه به قوانین و مقررات تجاری ایران آیا امکان انتشار و عرضه سهام بدون حق رأی و نیز سهام با حق رأی چندگانه وجود دارد؟
در راستای سوال اصلی، باید به این پرسش فرعی نیز پاسخ داد که اساساً مزایا، معایب و آثار انتشار این دو نوع سهام برای شرکتهای سهامی و اقتصاد مبتنی بر شرکت چیست؟
به نظر میرسد با توجه به ظرفیتهای کنونی قانون تجارت در خصوص افزایش حق رأی و نیز با عنایت به عدم وجود منع صریح انتشار سهام بدون حق رأی در قوانین ایران و فقدان قرینهای که حق رأی را از مقضیات ذات سهام بداند، انتشار هر دو نوع سهام ممکن است اما باید چارچوب خاص و مشخصی برای آنها در نظر گرفته شود. این دو نوع سهام باعث افزایش توان کنترلی و ایجاد انگیزه برای مؤسسین و سرمایهگذاران کلان شده و در بلند مدت کارایی اقتصادی را در پی دارد زیرا مالکان عمده سهام را تشویق به عرضه سهام کرده و میزان سهام شناور آزاد در بورس را افزایش میدهد که رابطه مستقیم با کارایی بهینه بازار دارد.
همانطور که پیشتر بیان شد این بحث از موضوعات میانرشتهای محسوب میشود و مباحث حول محور مدیریت، اقتصاد و حقوق قرار دارند؛ البته به دلیل نوین بودن و گستردگی موضوع، در این کتاب سعی بر این خواهد بود که به مباحثی پرداخته شود تا حدود اعتبار طبقهبندی سهام در ایران مشخص و در همین راستا بر اساس نتایج بدست آمده در مورد اعتبارسنجی، به آثاری که این نتایج بر شرکت، تصمیم سهامداران و بازار سرمایه میگذارد پرداخته شود تا بتواند چراغ راهی برای تحقیقات آینده باشد و در کتاب حاضر کوشش شده تا نگاه حقوقی به عنوان زمینه تخصصی، محور غالب قرار گیرد ولی به دلایلی که ذکر گردید توجه به بحثهای اقتصادی و مدیریتی در این پروژه اجتناب ناپذیر است.
همچنین به جهت تحلیل دقیقتر کشور آمریکا - از آنجایی که مهد انتشار سهام و سپس سهام با حق رأی بیشتر محسوب میشود و سابقهی طولانی نظری و عملیاتی در موضوع دارد- به عنوان محور اصلی بررسی تطبیقی انتخاب شده است و از طرفی نیز با توجه به تنوع نظرات و سازوکارها در کشورهای مختلف در مواجهه با انتشار این سهام، همسو با نیاز هر قسمت، ادبیات حقوقی برخی از این کشورها مثل فرانسه را نیز به فراخور موضوع مطمح نظر قرار دادهایم.
کتاب حاضر پژوهشی توصیفی- تحلیلی، به روش کتابخانهای و میدانی از طرق ذیل است تا به پاسخی مناسب و بر اساس مقتضیات زمان نائل آید:
فیش برداری از کتب، مجلات و سایتهای حقوقی داخلی و خارجی و جمع آوری و بررسی آنها، فیشهای مطالعاتی در منابع فارسی و انگلیسی، مصاحبه و کسب نظر اساتید دانشگاهی در حوزه حقوق تجارت، مدیران و کارشناسان شرکت بورس اوراق بهادار و سازمان بورس و اوراق بهادار تهران، همچنین نظرات و رویههای مراجع فعال در بازار سرمایه از جمله اداره ثبت شرکتها، کمیته تخصصی فقهی سازمان بورس و اوراق بهادار، مدیریت تحقیق و توسعه شرکت بورس اوراق بهادار تهران و غیره و نیز مراجعِ دخیل در امور حقوقی از جمله آراء وحدت رویه و اصراری و نظریات مشورتی اداره حقوقی دادگستری و شورای نگهبان.
این نکته را نیز بیفزاییم که علت توجه به دو سهم ویژه یعنی سهام بدون حق رأی و سهام با حق رأی چندگانه در این کتاب، بواسطه این است که این دو نوع سهم جزو سهام غیرمعمول هستند همچنانکه در حقوق برخی کشورها، از آنها در طبقه سهام عادی غیرمعمول یاد میشود.
مطالب کتاب حاضر را در چهار بخش ارائه میکنیم؛ در بخش نخست، مفاهیم و مبانی موضوع جهت تنویر اذهان و درک سادهتر موضوع و تبیین کارکرد سهام بدون حق رأی و با حق رأی چندگانه مطرح میشود، در بخش دوم به اعتبارسنجی این دو نوع سهم پرداخته شده است؛ در بخش سوم به تحلیل حقوقی- اقتصادی آثار سهام مورد بحث اختصاص دارد. در بخش چهارم نقد راهکارهای جایگزین این دو سهم و مقایسه مزایا و معایب حقوقی- اقتصادی سهام بدون حق رأی و با حق رأی چندگانه نسبت به راهکارهای جایگزین صورت می گیرد و در انتها، نتیجه گیری و ارائه پیشنهادهای مشخص و کاربردی برای گروههای بهره بردار عرضه خواهد شد.