1.خاستگاه فلسفی نقد مارکسیستی و پسا-مارکسیستی به حقوق بینالملل
2.عناصر تاریخی، فلسفی و سیاسی مارکسیسم در حقوق بینالملل معاصر
3.از پاشوکانیس تا ضرورت گذار از مارکسیسم کلاسیک
4.نقد دولتهای ملی وستفالیایی و میراث مکتب فرانکفورت
5.تاریخشناسی انتقادی حقوق بینالملل (از پیشا-وستفالیا تا امروز)
6.گذار از مفاهیم کلیدی (ازخودبیگانگی، زیربنا-روبنا، امر سیاسی مارکسیستی)
7. حقوق بینالملل در عصر پسامارکسیسم و پسامدرنیسم (قدرت، سیاق جامعه، ناامنی ساختاری)
8.مواجهه با رویکردهای غیرانتقادی کلاسیک (رقیبان ناهمدل)
9.تقابل با حقوق طبیعی (کلاسیک و جدید) بر اساس مفهوم انسان
10.تقابل تاریخی و نظری با لیبرالیسم و نئولیبرالیسم
11.جدال با اثباتگرایی (پوزیتیویسم) و پسااثباتگرایی
12.نقد شکلگرایی (فرمالیسم) حقوقی هانس کلسن
13.مواجهه با ساختارگرایی، واسازی و مشروطهخواهی
14.مواجهه با رویکردهای انتقادی غیرمارکسیستی (رقیبان همدل)
15.نقد نورماتیویسم و تفکیک قواعد (از هارت تا کلسن) با رویکرد پسا-مارکسیستی
16.مواجهه با پسا-مدرنیسم
17.نقد مکتب حقوق و اقتصاد و حقوق و جامعهشناسی
18.مواجهه با آنارشیسم و پسا-آنارشیسم
19.نقد عملگرایی و تجربهگرایی (روش سیاقی در شناخت حقوق بینالملل)
20.روشهای شناخت حقوق بینالملل و تحلیل نوواقعگرایی حقوقی
21.روش رفتاری (اقتصاد رفتاری و اصلاح دادرسی بینالمللی)
22.روش نهادی
23.روش انتقادی
24.روش زبانشناختی و هرمنوتیکی
25.روش ساختارگرایانه
26.ریشههای فلسفی نقد در نظریه و عمل حقوق بینالملل معاصر
27.جریانهای فکری معاصر در مواجهه با مارکسیسم
28. جریانهای برخاسته از مارکسیسم کلاسیک (لنینیسم، چیمنی، رویکردهای جهان سومی، چاینا میهویل)
29.جریانهای انتقادی با بهرهگیری اصلاحی از مارکسیسم (مطالعات حقوقی انتقادی)
30.جریانهای تجدیدنظرخواهانه افراطی (نوواقعگرایی حقوقی و رویکردهای نیوهیون و فرایند حقوقی)
31.حقوق بینالملل موضوعه در مواجهه با فلسفه انتقادی
32.نظریه و عمل در حقهای بشری (نقد مارکسیستی و پسا-مارکسیستی، استثناگرایی امنیتی)
33.نظریه و عمل در امنیت بینالمللی (تأثیر کارل اشمیت، آگامبن و نگری؛ تحلیل بحرانهایی مانند سوریه، اوکراین، مداخلات بشردوستانه و دادگاههای کیفری)
34.اقتصاد سیاسی بینالملل (نقد سرمایهداری، سازمان جهانی تجارت، و فناوری بلاکچین)
35.حکومت قانون و نقد نوواقعگرایی (همزیستی دولت-ملت، قدرت نهادینه، ضمانت اجرا)
36.روابط دوستانه و ارتباطی میان سوژههای حقوق بینالملل (نهادها و سازمانها)
37. تاملی مقدماتی بر مفهوم سوژه (از فوکو، دلوز و دریدا تا روانکاوی و شیزوکاوی)
سنجش امکان یا امتناع گذار از مارکسیسم در نظریههای انتقادی به حقوق بینالملل و در عمل، مسأله اصلی این تحقیق است. بررسی امکان طرح رویکرد پسا-مارکسیسم در نظریههای انتقادی در حقوق بینالملل همانند نظریههای متناظر جدید و معاصر در اقتصاد و سیاست و حرکت فراتر از مارکسیسم کلاسیک مسأله این تحقیق است؛ که با بررسی ریشههای نظریههای انتقادی در حقوق بینالملل در مواجهه با مارکسیسم کلاسیک میسر میشود. همچنین در نهایت در فرض پاسخ ایجابی به امکان گذار از مارکسیسم، ماهیت این گذار نیز تبیین میشود. در نهایت اینکه اگر خاستگاه نقد در حقوق بین الملل، مارکسیسم نیست، و اگر مارکسیسم صرفاً وجهی از نقد در نظریه حقوقی است، وجوه دیگری بر این نقد و عبور از وجه مارکسیستی نقد قابل بررسی است. بطور کلی لزوم و نیاز گذار از مارکسیسم نیز باید مورد بررسی قرار گیرد. این تحقیق با فرض عدم امکان گذار از مارکسیسم به پیش حرکت میکند. دغدغه نقد نظریههای انتقادی با فرضیه امتناع گذار از مارکسیسم، و با بررسی ریشههای نقد در نظم حقوقی بین المللی، مسیر حرکت این تحقیق است. لازم به ذکر است که ترسیم رویکرد مارکسیسم به حقوق بینالملل مسأله این تحقیق نیست؛ هرچند به نحوی اندک در تحقیق شرح داده خواهد شد، به جهت اینکه برای پاسخ به سوال اصلی، باید اندیشههای کلاسیک را مطالعه کرد. رهاوردهای روش شناسانه تحقیق در طرح حرکت از مارکسیسم به پسامارکسیسم در حقوق بین الملل، تقسیم بندی نظریههای انتقادی در حقوق بینالملل با نقد نقد انتقادی و حرکت از فلسفه به حقوق و حرکت رویکرد سلبی است و رهاوردهای تحلیلی و آینده محور تحقیق در امتناع پسامارکسیسم در حقوق بین الملل، حقوق بینالملل به مثابه نظمی حداقلی، فقدان وجود دستگاهی انتقادی در دکترین حقوق بین الملل، و بحث حقوق بینالملل به مثابه خطابه ایدئولوژیک و پدیده ای سیاسی به سمت حقوق فراملل است.
این تحقیق برگرفته از رساله دکتری نویسنده با عنوان خاستگاه نقد در حقوق بین الملل: گذار از مارکسیسم به راهنمایی دکتر ابراهیم بیگ زاده است که در شهریور 1402 در دانشکده حقوق دانشگاه شهیدبهشتی دفاع شد. مطالب تحقیق حاضر همچنین نوشتههای پراکنده نویسنده که پیش از دوره دکتری و پس از اتمام دفاع از رساله گردآوری شده بود را نیز در بر دارد. نویسنده بر خود واجب میداند که از زحمات بی دریغ استاد دکتر ابراهیم بیگ زاده که از سال 1391 و از دوره کارشناسی حقوق در دانشکده حقوق دانشگاه شهیدبهشتی افتخار شاگردی ایشان را داشته کمال تشکر و قدردانی را بعمل آورد. همچنین شایسته است که از زحمات دکتر سید محمد قاری سیدفاطمی (استاد دانشکده حقوق دانشگاه شهیدبهشتی) که استاد راهنمای نویسنده در دوره کارشناسی ارشد و استاد مشاور در دوره دکتری بوده اند قدردانی شود. در ادامه محقق بر خود لازم میدارد که از زحمات دکتر سید هادی محمودی و دکتر رضا نجف زاده (اساتید مشاور رساله دکتری) کمال سپاس را تقدیم دارد که ایشان همواره با دلسوزی قدم به قدم سعی در روشن نگه داشتن چراغ پر فروغ راه تحقیق بوده اند. تلفیق گفتارهای حقوق، علوم سیاسی و اجتماعی، فلسفه، ادبیات و روانکاوی همواره دغدغه محقق بوده است و در دهه اخیر که همواره در تلاطم و تکاپو میان کلاسهای دانشگاهی در رشتههای حقوق، علوم سیاسی، جامعه شناسی، فلسفه، روانکاوی، و ادبیات در دانشکدههای دانشگاههای تهران و بهشتی بوده است، سعی بر تداوم جستجوگری در این مسیر را وجهه راه خود قرار داده است. این نوشتار تمهیدی مقدماتی است و تاملاتی ابتدایی از شناختی انتقادی را به دست میدهد و در تلاش است که مقدمه ای برای شناخت تفصیلی تاریخ فلسفه سیاسی و حقوقی را فراهم کند. قطعاً کاستیهای فراوانی در پیش روی این نوشتار است که نویسنده بر خود لازم میداند از پژوهشگرانی که وقت گرانمایه خویش را برای مطالعه این اثر اختصاص میدهد استدعا دارد که دیدگاههای عالمانه و ارزشمند خویش را در اختیار نویسنده قرار دهند.