اطلاعات کتاب
۱۰%
موجود
products
قیمت کتاب چاپی:
۲۰,۸۰۰,۰۰۰ريال
تعداد مشاهده:
۳۳۵۶

نگرشی نو به تاثیر کیفی خانواده بر بزهکاری جلد 2

دسته بندی: علوم جنایی - بزهکاری و بزه دیده شناسی

شابک: ۹۷۸۶۰۰۱۹۳۸۸۰۱

سال چاپ:۱۳۹۷/۰۲/۰۳

۶۹۲ صفحه - وزیری (شومیز) - چاپ ۱
قیمت کتاب الکترونیک: ۱۰۴۰۰۰۰۰ريال
تخفیف:۵۰
قیمت نهایی: ۵۲۰۰۰۰۰ ريال

توجه


برای خرید بیش از دو جلد از یک عنوان کتاب‌ چاپی مجد و یا امجد، تخفیف 15 درصد اعمال می‌شود. تعداد را در سبد خرید اضافه کنید.
کتاب‌های الکترونیکی مجد دارای امکانات یادداشت‌نویسی، علامت‌گذاری و جستجوی پیشرفته است و فقط در سیستم ویندوز رایانه یا لپ‌تاب قابل استفاده می‌باشد.
قابل توجه:کتابهای الکترونیکی تنها در سیستم عامل ویندوز (لپ تاب و کامپیوتر) و تنها بر روی یک سیستم قابل اجرا می باشد


1-خانواده درمانی
2- خانواده درمانی مشکلات واختلال سلوک کودکان(بزهکاری)
3- چشم اندازهای خانواده درمانی
4- روان درمانی خانواده‌های سالم و نا به هنجار
5- مشکلات سلوکی درچرخه‌ی خانواده
6- درمان مبتنی بر خانواده
7- ارزیابی وسنجش بزهکاری درخانواده
8- پیشگیری از بزهکاری زود هنگام
9- پیشگیری کنشی از بزهکاری کودکان
10-...

صنعتی شدن زندگی درقرون جدید برای انسان دستاوردهای مثبت و منفی زیادی به همراه داشته است.یکی از ثمرات تلخ این زندگی‌، گرایش کودکان به سمت بزهکاری است، درحالی که هنوز داخل درزندگی اجتماعی نشده‌اند.آنها براثر عوامل اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و...به انواع مفاسد آلوده شده، زندگی‌شان در مسیر تباهی و نابودی قرار می‌گیرد.بزهکاری اطفال به عنوان یک معضل اجتماعی، خاص یک جامعه نبوده، بلکه درتمامی جوامع بشری ملاحظه می‌شود.امروزه این پدیده که رشد سرطانی به خود گرفته، گریبان‌گیر اکثریت اجتماعات انسانی شده است.درتایید این مدعا می‌توان به آمار بزهکاری کودکان و نوجوانان اشاره کرد؛ چرا که آمارها درجوامع مختلف همگی حکایت از پایین آمدن سن بزهکاری و رشد فزاینده آن درقشر آسیب پذیر اطفال دارد.در واقع، رشد روزافزون بزهکاری درمیان قشر کودک و نوجوان‌، آوای ناخوشایند زنگ خطر را درگوش مسئولان جوامع گوناگون طنین انداز کرده و تبدیل به مسئله‌ای بغرنج اجتماعی برای ایشان شده است.کودکان بزهکار امروز، که بدون تردید قسمت عمده‌ای از مجرمان بزرگسال فردا را تشکیل می‌دهند، هزینه‌های زیادی را بر اجتماع تحمیل خواهند کرد. مسئولان امر برای مبارزه با این پدیده شوم به راه‌های گوناگونی متوسل شده‌اند.یکی از این ابزارها که از قدیم همواره مورد استفاده بوده، مجازات و کیفر بوده است‌، اما این وسیله بارها ناکارآمدی خود را به اثبات رسانده است؛ به گونه‌ای که درمیدان کارزار با بزهکاری، امروزه جای خود را به پیشگیری داده است و همگان اتفاق نظر داشته‌اند که پیشگیری بهتراز درمان است؛ به نحوی که سیاست جنایی کشورها هم اکنون سمت و سویی پیشگیرانه به خود گرفته است.امروزه به منظور پیشگیری از جرم و انحراف و در اجرای سیاست پیشگیرانه جوامع، مدل‌های گوناگونی از پیشگیری طراحی و برای آنها اسامی مختلفی درنظر گرفته شده است، مانند: پیشگیری وضعی یا موقعیت مدار، پیشگیری اجتماعی، پیشگیری رشد مدار یا زودرس، پیشگیری اولیه، ‌ثانویه، ثالث و...بی‌شک انسان برای رسیدن به کمال، سعادت و دست‌یابی به آرامش و آسایش، چاره‌ای جز پذیرش و انتخاب زندگی گروهی و همیاری با همنوعان خود ندارد.


امروزه زندگی اجتماعی برای آدمی از چنان اهمیتی برخوردار است که زندگی انفرادی و بدون ارتباط با دیگر همنوعان، نوعی مجازات به شمار می‌آید.از این رو، زندان انفرادی را یکی از شیوه‌های جلوگیری از وقوع جرم دانسته و برخی بر وجود آن تأکید دارند.در عین حال، بر خطرات طولانی‌ شدن زندان انفرادی هشدار داده‌اند؛ زیرا براساس تحقیقی که زندان‌های غالب کشورهای اروپایی به عمل آمده، ثابت گردیده که مدت زندانی بودن یک فرد به صورت انفرادی، باید محدود باشد و گرنه بیماری‌های روانی و جسمی در او پیدا شده و در نهایت، به تعداد مجرمین و بیماران اضافه می‌گردد.[1]


دورکیم نیز معتقد است: اگر از آدمی آنچه را که در پرتو زندگانی اجتماعی نصیبش گردیده، بازستانند، به درجه حیوانات و جانوران تنزل خواهد یافت.نکته قابل تأمل در این زمینه، این است که علی‌رغم تأکید فراوان اندیشمندان دینی و غیر دینی و همچنین آموزه‌ها و متون دینی، بر زندگی گروهی و فواید فراوان حیات جمعی، برخی روایات و نیز در ادبیات انسان را به زندگی فردی تشویق می‌کنند.[2]راز این ترغیب‌ها را باید در جامعه و گروهی که انسان در آن به سر می‌برد، جست وجو کرد؛ زیرا هر چند انسان برای رسیدن به سعادت مادی و معنوی خود چاره‌ای جز گزینش و پذیرش زندگی گروهی ندارد، اما این حقیقت را هم نباید از نظر دور داشت که هر اجتماع انسانی توان مهیا کردن سعادت بشر را ندارد؛ زیرا جامعه منحرف و جمعیت کجرو، نه تنها سعادت بخش نبوده و زمینه به کمال رسیدن را مهیا نمی‌کند، بلکه خود بستر مناسبی است که ریشه حیات فردی آدمی را خشکانده و راه رسیدن به سعادت و کمال انسانی را مسدود می‌کند.[3]


بدین ترتیب، زندگی درجامعه‌ای مفید و مناسب است که درآن کجروی نبوده و رفیق بد نباشد تا بر جان وجهان زند و صد البته وجود چنین جامعه‌ای که در آن هیچ گونه انحرافی نباشد.در حد آرمان است و واقعیت خارجی ندارد؛ چرا که دانشمندان علوم اجتماعی انحراف و کجروی را همزاد با زندگی اجتماعی انسانی و پدیده‌ای طبیعی در اجتماع‌های انسانی برمی‌شمارند.در عین حال، معتقدند که این پدیده، هیچ گونه شباهتی با سایر پدیده‌های اجتماعی ندارد؛ زیرا وجود و رواج آن در جامعه مخل همه ایده‌های مربوط به اخلاق و سیاست اجتماعی بوده و زیانباری و سایر خطرهای تهدیدکننده‌اش، آن را وحشت‌آفرین ساخته است.


براین اساس، در فرآیند تبیین و شناخت علت کجروی و انحرافات اجتماعی، نباید از اراده و اختیار آدمی غافل ماند؛ زیرا غفلت از این حقیقت، نه تنها تبیین علمی درست مسئله را دچار اختلال می‌کند، بلکه پیآمدهای اجتماعی نادرستی را در پی خواهد داشت.از جمله حذف مجازات‌های مؤثر، که موجب کاهش جرم وکجروی می‌شود.به عنوان نمونه، حذف اعدام و قوانین تنبیهی در جامعه مدرن غرب، حاصل تحقیقاتی است که درآن محققان نقش مهم اراده و اختیار در انسان را نادیده گرفته و بیش از هرچیزی، زمینه‌های بروز جرم را، که همان عوامل فیزیکی، روانی و اجتماعی است، مورد توجه وکانون تبیین خود قرار دادند.[4]به تعبیر دورکیم، جوامع مدرن و صنعتی با تکیه بر تحقیقات به عمل آمده، قوانین حقوقی ترمیمی را جایگزین قوانین حقوق تنبیهی نموده‌اند.فرد مجرم را به مثابه فرد بیماری گرفته‌اند که با قوانین حقوق ترمیمی، باید او را اصلاح و مداوا نمود، همچون عضو بیماری که با استفاده از داروی گیاهی یا شیمیایی معالجه می‌گردد.[5]


از منظر دینی، برای یافتن علت اصلی انحراف و رفتار انحرافی، باید به سراغ خود انسان، اراده و اختیار او رفت.نباید کانون توجه خود را معطوف عوامل فیزیکی، روانی و اجتماعی نمود.این حقیقت را می‌توان در قرآن کریم به خوبی ملاحظه نمود؛ آنجا که مجرمان در روز جزا و در پیشگاه الهی، به هنگام محاسبه اعمال انحرافی خود، جامعه آلوده را عامل ارتکاب جرم خود دانسته‌اند، می‌گویند: «کنّا مستضعفین فی‌الارض»[6].در پاسخ به این مجرمان گفته می‌شود «ارض الله واسعه»[7].کنایه از این که می‌توانستید از آن جامعه و جمع، دوری گزینید و به جای دیگری کوچ کنید.یعنی خداوند زمینه‌ساز بودن جامعه آلوده را انکار نکرد، بلکه ناتوان انسان را در برابر آن مورد سؤال قرار داد؛ یعنی آلودگی جامعه و جمع، بدان حد نیست که اراده و اختیار آدمی را از او سلب کند.براساس این حقیقت، که معلمان اخلاق و مروجان ارزش‌ها مأیوس نگردیده و به رغم وجود زمینه‌های انحراف، امید به هدایت و پرورش شخصیت افراد را از دست ندادند و در این زمینه فعالیت می‌کنند.توفیقات فراوانی را نیز در طول تاریخ زندگی اجتماعی انسان داشته‌اند.همان گونه که مخاطبان آنان نیز نمی‌توانند با توجه به این حقیقت یاد شده، عدم التزام و پذیرش ارزش‌های الهی را به جبر روانی، زیستی و اجتماعی ارجاع داده، خود را تبرئه نمایند.اگر گفته شود یکی از علت‌های اصلی نادیده گرفتن ارزش‌ها و مبتلا شدن به رفتار انحرافی، ناآشنایی و عدم آگاهی است، سخن گزافی نیست.نادانی و جهل خود منشأ بروز بسیاری از معضلات اجتماعی و مشکلات انسانی است.بی‌تردید، اگر فرد منحرف توان و استعداد خود در رسیدن به کمال انسانی آگاه باشد و بداند که ارزش‌های حاکم در جامعه، به ویژه ارزش‌های الهی و معنوی، می‌توانند همچون چراغی هدایت‌گر، وی را در نیل به اهداف والای انسانی و خواست‌های مادی و معنوی‌اش کمک کنند، احتمال روی‌گردانی وی ازآن چراغ هدایت بسیار اندک خواهد بود.این حقیقتی است که آیات و روایات آن را تأیید می‌کنند.به عنوان نمونه، آیة «اولئک کالانعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون» [8]، به زیبایی بیان می‌کند که علت سقوط انسان و افتادن وی در ورطه حیوانیت و حتی پایین‌تر از آن، ناشی از جهل و غفلت اوست.[9]


بحث در پیشگیری از بزهکاری است.گذشت که علت اساسی ارتکاب جرم و رفتار انحرافی، عدم آگاهی بشر است.برای حل این معضل، شیوة مؤثری است به نام فرهنگ‌پذیری که با تحقق آن، می‌توان جامعه امن و انسان‌های همنوا و بهنجار داشت.اما اینکه خانواده، یعنی پدر، مادر، برادران و خواهران، خویشاوندان پدری و مادری، چه نقشی در فرهنگ‌پذیری و در حقیقت، پیشگیری از انحراف دارند، موضوع اصلی بحث این نوشتاراست.


بی‌شک خانواده دارای نقش بی‌بدیلی در فرهنگ‌پذیر کردن فرزندان دارد.هیچ یک از عوامل اجتماعی دیگر درجامعه، اعم از مدرسه، گروه‌ها، محافل مذهبی و علمی و رسانه‌ها، به اندازه خانواده در این زمینه مؤثر نیستند؛ زیرا کودک نخستین دوران زندگی، که صد البته مهم‌ترین دورانی هم است که شخصیت او شکل می‌گیرد، را در محیط گرم و صمیمی خانواده می‌گذراند.به علاوه، کودک بیش از هر کس دیگری به خانواده خود اطمینان و اعتماد دارد.مادامی که در میان آنان بسرمی‌برد، احساس امنیت و آرامش می‌کند.بالأخره، خانواده را نسبت به خود دلسوز و مهربان می‌بیند.در معارف اسلامی و براساس تأکیدات متون دینی، خانواده نخستین و شاید بی‌بدیل‌ترین عامل فرهنگ‌پذیرکردن فرزندان است.ایشان اگر دراین امر کوتاهی کنند و رسالت خویش را کامل نکنند، مورد مؤاخذه و سرزنش قرار خواهند گرفت.در حدیثی از رسول خدا (ع) آمده است: «وای به حال بچه‌های آخر‌الزمان از جانب والدینشان.پرسیدند: والدین مشرک؟ حضرت فرمود: نه والدین مؤمنی که واجبات را به فرزندان خود تعلیم نمی‌دهند.» روشن است که تعلیم در اسلام برای پیروان دینی به شیوه فرهنگ‌پذیری مورد تأکید قرارگرفته است.امیرالمؤمنین علی(ع) نیز به فرزند گرامی خود می‌فرماید: «دل طفل چون زمین آماده است.هر چه در آن نهاده شود می‌پذیرد.من به تربیت تو قبل از اینکه دلت سخت شود و ذهنت مشغول گردد، اقدام کردم.»[10]


مسئله پیشگیری از انحرافات اجتماعی یکی از راهکارهایی است که در بخش نظارت و کنترل اجتماعی مطرح می‌شود و نقش اساسی در آن حوزه ایفا می‌کند.در تعریف پیشگیری گفته می‌شود: «پیشگیری، سیاست پیش‌بینی و متشکل از مجموعه راهکارهای مستقیم و غیرمستقیمی است که با هدف ایجاد امکانات و موقعیت‌های بازدارنده از وقوع جرم و کجروی طراحی و تدوین می‌شود.» [11]بین دو مسئله پیشگیری و کنترل، پیوند وثیقی وجود دارد، به طوری که بعضی واژه «کنترل پیشگیری» را در این رابطه بکار می‌برند و در تعریف آن بیان می‌کنند: «پیشگیری، به کنترلی اطلاق می‌شود که قبل از وقوع اتفاق صورت می‌گیرد و از انحراف و تباهی...جلوگیری می‌کند.» [12]


یکی از مهمترین راههای پیشگیری افراد از انحراف، درونی کردن ارزش‌ها و هنجارهای پذیرفته شده یک جامعه است.به طوری که جامعه‌شناسان معتقدند بین میزان فرهنگ‌پذیری و کاهش میزان انحراف و جرم در یک جامعه، رابطه مستقیمی وجود دارد و یکی از علل افزایش نرخ انحراف، فرهنگ‌پذیری ناقص افراد است.[13] زیرا فرد، بعد از پذیرش هنجارها، بدون تأمل و تفکر، رفتار متناسب با آن هنجار را البته نه به خاطر ترس از مؤاخذه دیگران که نوعی نظارت بیرونی تلقی می‌شود؛ بلکه به دلیل نوعی نظارت درونی ناخودآگاه انجام می‌دهد.جامعه‌شناسان برای جامعه‌پذیری نقش بسزایی قائلند تا جایی که تفاوت صفات شخصیتی افراد را نتیجه جامعه‌پذیری افراد می‌دانند و اظهارمی‌دارند: «در هرجامعه‌ای هر فردی، متفاوت از فرد دیگر است و این اختلاف عمدتاً نتیجه جامعه‌پذیری می‌باشد.ما نه تنها در یک جامعه، بلکه در قسمت خاصی از آن متولد شده و زندگی می‌کنیم و بنابراین تحت تأثیر خرده فرهنگ‌های خاص طبقه، نژاد، مذهب، منطقه و نیز تحت تأثیر گروه‌های خاص از قبیل خانواده و دوستان قرار می‌گیریم.»[14] بر مبنای این دیدگاه، هم تشابهات شخصیتی افراد و هم تمایزات و اختلافات آنها عمدتاً به فرآیند جامعه‌پذیری آنها بستگی دارد.بنابراین فرهنگ‌پذیری و جامعه‌پذیری یکی از مهمترین و بهترین راه‌هایی است که می‌تواند در جهت‌ پیشگیری، نقش مهمی داشته باشد.البته به نظر جامعه‌شناسان جامعه‌پذیری دریک جریان زمانی و در دوره‌های مختلف زندگی صورت می‌گیرد، ولی «مهم‌ترین بخش جامعه‌پذیری در طی دوران نوزادی و کودکی یعنی زمانی که پایه‌های بعدی شخصیت گذارده می‌شود، تحقق می‌یابد.» در این دوران خلق و خوها، اعتقادات، حالات و ملکات و آداب و عادات فرد، تنها متأثر از خانواده در تعلیم و تربیت افراد نقش اصلی و اولی را به عهده دارد.لذا اولین مراحل فرهنگ‌پذیری افراد از نهاد خانواده شروع می‌شود.دین اسلام برای نهاد خانواده در امور تربیت فرزندان خصوصاً در مراحل اولیه زندگی، نقش بسزایی قائل است و قلب و روح جوان را بستر مناسبی برای پذیرش هر نوع تربیتی می‌شمارد و آن را به زمین مناسبی برای پرورش هر نوع بذری تشبیه می‌کند.براین اساس گفته می‌شود آنان که در دوران کودکی نادرست تربیت شده‌اند، در جوانی و بزرگسالی راه صحیح زندگی را نمی‌شناسند و با این خلقیات زشت، قادر نیستند خود را با جامعه انطباق دهند، اینان در معاشرت‌های اجتماعی اغلب با ناکامی و شکست مواجه می‌شوند، زیرا به طور ناآگاه فراگرفته‌های غلط ایام کودکی خویش را بکار می‌بندند.[15]


والدین، نخستین کسانی می‌باشند که در محیط خانواده بر خلق و خوی فرزندان تأثیر می‌گذارند.[16] آنها با برخوردها و حرکات و سکنات خود پایه‌های فضائل یا رذائل را در نهاد فرزندانشان پایه‌گذاری می‌کنند و زمینه‌های شکل‌گیری حالات و ملکات اخلاقی حمیده یا رذیله را فراهم می‌کنند.یکی از جرم‌شناسان به نام «دو گرف» در این رابطه می‌نویسد: «اثرات سال‌های عمر بر روی تکوین و تحول آتی شخصیت افراد بسیار بدیهی است و اگر خانواده به وظایف تربیتی خود عمل نماید و روابط بین والدین و فرزند طبیعی بوده و در محیط خانواده، جوّ دوستی و محبت حاکم باشد و در نهایت، اگر تمام نیازهای طبیعی فرزند تأمین گردد، طفل به راحتی اجتماعی شده و همچنین در روابط خانوادگی و خارج از آن، رفتارهای طبیعی و متعادل خواهد داشت، اما اگر شرایط و موقعیت‌ به صورت دیگری باشد، یعنی خانواده از نظر تربیتی دچار نقیصه شده و طفل از کمبود شدید عاطفی رنج ببرد و اگر والدین از هم جدا شده باشند، بدیهی است که نتایج زیان بار آن دیر یا زود در طفل مشاهده خواهد شد.»«رستون» نیز در این باره می‌نویسد: «بدون شک، موقعیت نامناسب خانوادگی، تأثیرات جرم‌زایی بر روی اعضای خود دارد.»[17]


 بنابراین در ارتباط‌ با پیشگیری زودرس، به عنوان یکی از گونه‌های پیشگیری‌، به صورت تخصصی در پی‌جلوگیری و ممانعت از بزهکارشدن کودکان است.«این شاخه از پیشگیری از دهه 1960 به صورت جدی و پیگیرانه درکشورهای آمریکای شمالی و به ویژه کانادا مورد استفاده قرارگرفت»[18] امروزه سایر کشورها نیز به این پیشگیری توجهی ویژه مبذول داشته و به دنبال این هستندکه تا از مجرای این مدل از پیشگیری، به میدان کارزار با بحران بزهکاری کودکان بروند؛ به طوری «‌که کمیته وزیران دولت‌های عضو شورای اروپا درمورد نقش مداخله روان شناختی - اجتماعی زودهنگام در پیشگیری از رفتارهای مجرمانه درتاریخ 16 اکتبر سال 2000 میلادی، تصویب توصیه نامه‌ای مبادرت ورزید».درتعریف این الگو از پیشگیری گفته شده که پیشگیری زودرس به عنوان شاخه‌ای از پیشگیری اجتماعی «درصدد است تا با اتخاذ تدابیر مناسب و به کارگیری به هنگام اقدامات حمایتی، از استقرار رفتارها و تمایلات مجرمانه درافرادی که درسنین پایین و دوران کودکی دچار زودرسی بزهکاری شده‌اند، جلوگیری کند»[19] درحقیقت، پیشگیری زودرس با به کار بستن اقدامات حمایتی در حوزه‌های فردی، خانوادگی و اجتماعی، به مصاف بزهکاری می‌رود.دراین بحث با عنوان پیشگیری زودرس از بزهکاری با رویکرد خانواده محور، بر اساس فرآیند دومرحله‌ای، یعنی شناسایی عوامل خطر و به کارگیری عوامل حمایتی، این شاخه از پیشگیری را با رویکردی خانواده مدار را بررسی می‌کنیم.


  بدون تردید‌، به نتیجه رسیدن یک پروژه‌، مستلزم طی مراحل گوناگونی است.در اجرای هر پروژه‌ای اگر ابتدا طرح کلی ریخته شده، سپس براساس آن مراحل اجرایی به صورت گام به گام و مرحله به مرحله پیاده‌سازی شود، احتمال موفقیت آن پروژه به مراتب بیشتر خواهد بود. در واقع، طی کردن یک پروسه درانجام یک پروژه‌، برای رسیدن به هدف مورد نظر را فرآیند گویند.پیشگیری زودرس نیز، به عنوان یک پروژه‌ی اجتماعی که هدف اصلی آن ممانعت از بزهکار شدن کودکان و نوجوانانی است که بنا به عللی در معرض بزهکاری هستند، دارای یک فرآیند است؛ «در الگوهای علمی ارائه شده برای پیشگیری از بزهکاری کم و بیش مراحل زیردیده می‌شود: 1.شناسایی مسئله جرم و هدف‌گذاری

2.آسیب‌شناسی علل جرم 3.انتخاب اقدامات ویژه و ارائه حل‌های عملیاتی و کاربردی

4.اجرای راهکارهای پیشگیرانه 5.ارزیابی


به هرحال، در این نوشتار براساس شناسایی عوامل خطر و به کاربستن عوامل حمایتی است، با رویکرد خانواده محور به بررسی این گونه خاص از پیشگیری خواهیم پرداخت.برای نیل به این مقصود ابتدا عوامل خطر یا عوامل موجود درسطح خانواده را که موجب تقویت استعدادهای بزهکارانه درکودک می‌شود، مورد بررسی قرار می‌دهیم و سپس به اقدامات حمایتی که به مثابه یک سپر درمقابل عوامل خطر عمل می‌کنند، خواهیم پرداخت.اما مسئله مورد بحث دراین جا عبارت از این است که اگر خانواده به هردلیلی نتواند وظایف خود را عملی سازد، آیا تاثیری بر بزهکارشدن اعضای خود، به خصوص کودکان دارد یا خیر؟درپاسخ به این سوال باید گفت: قریب به اتفاق محققان مسائل بزهکاری کودکان و نوجوانان براین نظر توافق دارند که هسته و منشا اصلی بسیاری از مسائل نابهنجار مربوط به کودکان و نوجوانان را باید درخانواده جستجو کرد.اگر بنا به دلایلی خانواده به وظایف مادی و معنوی خود درست عمل نکند و کودک در جریان رشد خویش دراین محیط نتواند به شکل صحیحی جامعه پذیر شود، کنش و واکنش‌های نامناسبی از خود نشان داده و روز به روز به لبه پرتگاه بزهکاری نزدیک‌تر می‌شود.بسیاری از ناهنجاری‌ها، جرم‌های مرتکب شده‌، بی مسئولیتی، ولگردی، تن فروشی، دیوانگی‌های ظاهری و بسیاری از آسیب‌های اجتماعی دراثر سهل‌انگاری در زندگی خانوادگی و اداره امورآن و تربیت فرزندان است.


« اسمیت و استرن درتحقیق خود (1997‌) این گونه نتیجه‌گیری کردند: ما می‌دانیم در خانواده‌هایی که درآن فقدان صمیمیت و کمبود محبت و حمایت از کودک موج می‌زند، خانواده‌هایی که والدین درآن از مهارت‌های تربیت کودک محرومند و خانواده‌هایی که درآن‌ها اختلاف، کشمکش، ‌خشونت و بدرفتاری چشم‌گیر است‌، کودکان به احتمال زیاد به سوی بزهکاری و انحراف متمایل می‌شوند.این درحالی است که پشتیبانی و حمایت‌های موجود درفضای خانواده می‌تواند از کودک دربرابر هرنوع عامل خطرزای بیرونی محافظت کند[20] ».دراین ارتباط، ‌عواملی چون سطح پایین اقتصادی و اجتماعی خانواده، خلافکار بودن، پدر و مادر، روابط ضعیف پدرو مادر با فرزند، خشونت و یا سهل‌انگاری درتربیت، نظارت ضعیف، از هم گسیختگی خانواده، جدایی از پدرو مادر، غفلت و درگیری درسطح خانواده، ضعف والدین درتربیت فرزند و نداشتن مهارت، سوء رفتار با کودک و...به عنوان عوامل خطر موجود درسطح خانواده شناسایی شده که خطر ابتلا به بزهکاری درکودک و نوجوان را افزایش می‌دهند.البته باید گفت: برخی از عوامل خطر مرتبط با خانواده ایستا هستند‌، درحالی که برخی دیگر دارای ویژگی پویایی هستند.عوامل خطر ایستا یا ثابت‌، مانند سوابق جنایی و مشکلات روانی پدرو مادر بعید است درطول زمان تغییر کند.با این حال عوامل خطر پویا مانند پایین بودن سطح عملکرد و رفتار پدر و مادر، خشونت پدر و مادر درخانواده و یا اعتیاد به مواد مخدر را می‌توان از طریق پیشگیری مناسب و اجرای برنامه‌های درمانی اصلاح کرد.


از موضوعاتی که آسیب‌های بسیارجدی به کودکان وارد می‌کند، اعمال خشونت والدین نسبت به ایشان است.رفتارهای خشونت‌آمیز و الدین، اغلب موجب نفاق، کینه توزی و عداوت درمحیط خانواده می‌شود و فرزندان مجبور می‌شوند واکنش‌های بدی از خود بروز دهند.به عبارت دیگر تندروی و خشونت درتربیت و کیفیت شکل‌گیری روحیه و منش طفل، بالاخص بعد ازدوران طفولیت و سال‌های قبل از بلوغ‌، اثرات بسیارمنفی باقی گذاشته و درسنین بالا نیز حس حسادت، خصومت و خشونت نسبت به دیگران را تقویت می‌کند[21].بنابراین، یکی از مؤلفه‌های منفی اثرگذار که می‌تواند کودک را به ورطه بزهکاری بکشاند وجود خشونت درعرصه زندگی خانوادگی است[22].رشد و نمو کودک درمحیط خانواده‌ای که اعضای آن آلوده به بزهکاری و انحراف هستند، بدون تردید بر رفتار وی تأثیرگذار خواهد بود.ادوین ساترلند معتقد است رفتارهای مجرمانه دراثر تماس و همنشینی با الگوهای جنایی، آموخته می‌شود.هرچه تماس افراد با چنین محیط‌هایی زودتر آغاز شود (سن افراد)، تکرار تماس به دفعات بیشتر باشد (فراوانی معاشرت)، ارتباط نزدیک‌تر و عمیق‌تر باشد (عمق معاشرت) و مدت زمان معاشرت طولانی‌تر باشد، احتمال این که فرد به یک بزهکار تبدیل شود، بیشتر است.به عبارت دیگر، وجود افراد مجرم درخانواده فرصت آموختن و یادگیری انحرافات را برای سایر اعضا فراهم می‌سازد.آمارها نشان دهنده این امر است که معمولاً کودکان بزهکار دارای و الدینی مجرم وسابقه‌دار هستند.به عنوان مثال دریک بررسی که درمنطقه کارگری بوستون به مدت 10 سال بر روی دو گروه 500 نفری از نوجوانان بزهکار و ناکرده بزه‌، که دارای شرایط مشابه بودند، ‌صورت پذیرفت، نتایج به طورقاطع حاکی از این بودند که تبهکاری پدران و مادران تا حد زیادی در بزهکاری کودکان تاثیردارد[23].همچنین مطالعات طولی انجام شده در دانشگاه کمبریج و پیتسبورگ‌، گویای این مطلب است که داشتن پدر‌، مادر، برادر یا خواهری که رفتار بزهکارانه دارند، یک عامل خطر مهم در بزهکاری کودکان پسر است‌، که دراین میان خلافکار بودن پدر، یکی از تاثیرگذارترین عوامل است‌، چرا که مطالعات نشان می‌دهد 63 درصد از پسران هستند به عبارت گویاتر این بررسی نشان داده که کودکانی که دارای والدینی تبهکار بودند‌، بیش از دیگران مرتکب بزه شده بودند.[24]


 با توضیحات گفته شده می‌توان گفت خانواده بعنوان سرچشمه همه آسیب‌ها و یا سلامت‌های روحی و جسمی جوامع بشری شناخته شده است، و مطمئنا تسری بخش آسیب‌ها و سلامت‌ها از طریق نهاد خانواده امری کاملاً پذیرفته شده است، آسیب‌هایی مانند: «آزار جنسی، اخراج از خانه، ازدواج‌های اجباری، افزایش بی‌رویه میزان طلاق، بالا رفتن سن ازدواج، بروز پدیده مشکلات نسل و سیر رو به گسترش آن، تهدید و آزار بدنی و جنسی، خشونت علیه کودکان، زنان و سالمندان، کودک آزاری، اختلافات زناشویی، کشمکش‌ها و جدال‌های خانوادگی شدید و مستمر، روابط آزاد خارج از ازدواج بین دختر و پسر، روابط نامشروع بین زنان و مردان دارای همسر و فاقد همسر، سوء استفاده جنسی به ویژه نسبت به کودکان، ناهماهنگی‌ها، ناسازگاری‌ها و عدم تناوب اخلاق جنسی در روابط زناشویی، عدم تناسب میان جمعیت زنان واقع در سن ازدواج و مردان آماده برای ازدواج، فرار از خانه، فروش فرزندان، ناکارایی و ناکافی بودن هنجارهای جنسی خانوادگی در تأمین نیازهای جنسی افراد خانواده، به ویژه نسل جوان و...تنها از طریق انتقال در نهاد خانواده به فرزندان و بعضاً افراد مرتبط با خانواده صورت می‌گیرد.لذا به دلیل اهمیت این موضوع و به دلیل کمرنگ شدن کارکردهای نهاد خانواده در شرایط کنونی و جامعه معاصر و بررسی تبیینی این مسائل، که همه به نوعی، آسیب زایی نهاد خانواده را در شرایط کنونی و در جامعه معاصر مورد بررسی قرار می‌دهد به مسئله فوق به عنوان ریشه یک کار پژوهشی در نهاد خانواده نیاز می‌باشد.