اطلاعات کتاب
۱۰%
موجود
products
قیمت کتاب چاپی:
۷,۲۰۰,۰۰۰ريال
تعداد مشاهده:
۲۷۰۹

آسیب شناسی استناد به قواعد تکوینیات در استنباط احکام

دسته بندی: فقه و حقوق اسلامی - اصول فقه

شابک: ۹۷۸۶۰۰۱۹۳۹۵۳۲

سال چاپ:۱۳۹۷/۰۹/۱۲

۲۴۰ صفحه - وزیری (شومیز) - چاپ ۱
قیمت کتاب الکترونیک: ۳۶۰۰۰۰۰ريال
تخفیف:۵۰
قیمت نهایی: ۱۸۰۰۰۰۰ ريال

توجه


برای خرید بیش از دو جلد از یک عنوان کتاب‌ چاپی مجد و یا امجد، تخفیف 15 درصد اعمال می‌شود. تعداد را در سبد خرید اضافه کنید.
کتاب‌های الکترونیکی مجد دارای امکانات یادداشت‌نویسی، علامت‌گذاری و جستجوی پیشرفته است و فقط در سیستم ویندوز رایانه یا لپ‌تاب قابل استفاده می‌باشد.
قابل توجه:کتابهای الکترونیکی تنها در سیستم عامل ویندوز (لپ تاب و کامپیوتر) و تنها بر روی یک سیستم قابل اجرا می باشد


1- ادراکات حقیقی و اعتباری
2- اعتباریات از منظر فقها واصولیین
3- اعتباریات از منظر فقها و اصولیین و موارد خلط
4- مفاهیم حقیقی و قواعد فلسفی استفاده شده در اصول و فقه و بیان امام خمینی(ره) در این مورد
5- قواعد فلسفی استفاده شده در علم اصول
6- سایر موارد خلط بین مفاهیم حقیقی و اعتباری در فقه و اصول
7- اقسام معقولات
8- ایجاد ادراکات اعتباری
9- احکام وضعیه، قیاس جزییت شرعی به انتزاعیات عقلی
10-.....

استنباط احکام الهی مستلزم به کار بردن اصول و قواعد خاصی است که از این اصول و قواعد در علمی به نام «علم اصول» بحث می­شود و از آنجا که این علم اساس استنباط احکام فقهی است و توجه به تأثیر آن در فهم و استنباط احکام شرعی بسیار مهم است از این رو دانشمندان علم اصول، به توسعه و گسترش این علم پرداخته اند و با ارائه نظریات جدید و حل مسائل پیچیده آن به این علم خدمت شایانی نموده اند، که کشیده شدن پای بحث‌های اصولی به حوزه‌های متفاوتی همچون لفظ شناسی، زبان شناسی، فهم شناسی، اراده شناسی، تاریخ شناسی و مبانی شناسی کلامی و فلسفی و... شاهدی گویا بر این مدعاست.


این درگیر بودن با زمینه‌های مختلف، اصول را در تاریخ پر فراز و نشیب خود به دانشی وام گیرنده از سایر دانشها بدل کرده است .یکی از این دانشها که به کرّات و توسط برخی اصولدانان پای به عرصه دانش اصول گذاشته و به تدریج به بخشی از ادبیات آن تبدیل گذشته، فلسفه و قواعد تکوینی است.


پیوند فلسفه با اصول از به کار گیری پر دامنه اصول و قواعد فلسفی توسط برخی از اصولیان در لابه لای نوشته‌های خود آغاز گشته و تا استخدام عمیق ترین و غامض ترین استدلالات در اصول به پیش رفته است.


از آنجایی که علم اصول حوزه‌ها و مکاتب مختلفی را در بر می‌گیرد و هر یک بر اساس شیوه و روش معرفتی خاص خود شکل گرفته و به لحاظ معرفتی میزان تأثیر پذیری آنها از فلسفه متفاوت است و پرداختن به همه آنها در این مجال میسر نمی باشد، در بحث شناسایی مفاهیم حقیقی و فلسفی و تفاوت آن با مفاهیم اعتباری از اندیشه‌های فلسفی علامه فقید محمد حسین طباطبایی وام گرفته ایم که الحق و الانصاف در سطحی بسیار عالی به تحقیق در حوزه فلسفه و قواعد عقلی و تکوینی پرداخته اند و همچنین در حوزه اعتباریات لزوم شناخت صحیح مفاهیم اعتباری را به نحو جدّ احساس کردند و در این زمینه اقدام به تألیف رساله ای مستقل در باب اعتباریات و احکام آن نمودند، بحثی که تا به این حد هیچگاه مورد توجه سایر فلاسفه یا اصولدانان نبوده است.


اما در بحث اصول کتاب ارزشمند «کفایه الاصول»اثر دانشمند بزرگ آخوند خراسانی مبنای کار قرار گرفته، چرا که برجسته ترین ویژگی این اثر در جهت اثبات نظر، استفاده از قواعد ومسایل فلسفی به نحو وسیع است.


انتخاب این کتاب به دلایلی بود از جمله:


1- این کتاب شامل یک دوره کامل مباحث اصول به صورت فشرده است که با بررسی آنها می‌توان تأثیر فلسفه را در کلیه مباحث اصولی نشان داد.


2- کفایه الاصول چه در مرحله سطح چه در مرحله خارج وهمچنین در دانشگاهها در سطوح عالیه، متن اصلی درس به حساب می‌آید و همه صاحب نظران در این علم چه موافقین وچه مخالفینِ به کار گیری قواعد فلسفی در اصول، با این کتاب سرو کار دارند. و تا زمانی که این کتاب حائز اهمیت است فهم درست از پیش فرضهای فلسفی مورد استفاده در آن نیز اهمیت دارد.


هرچند این اقدام آخوند در جهت به کار گیری قواعد فلسفی و تکوینی، در مجموع برای پیشرفت و تکامل علم اصول مفید و موثر بود، اما استفاده از این قواعد در بیشتر مسائل علم اصول با خَلط بین مسائل «مفاهیم حقیقی »و مسائل«مفاهیم اعتباری»همراه بوده است.که نتیجه این نوع استدلالات اصولی در فقه در موارد زیادی خود را نمایان می‌کند. در این راستا سوالاتی از این دست را به وجود می‌آید که اعتباریات و حقائق کدامند ؟و موقعیت علم اصول در بین این دو چیست؟ و این که مسائل علم فقه و اصول اعتباری اند یا خیر؟و در صورت اعتباری بودن همه یا برخی از آنها آیا به کار کیری قواعد فلسفی د رآنها حایز است یا خیر؟


حق آن است که حوزه مفاهیم اعتباری از مفاهیم حقیقی کاملا متفاوت است و هر کدام ویژگی‌ها و احکام خاص خود را دارند و راه دادن احکام حقائق به اعتباریات نادرست است چرا که آثار و نتائج حقائق، قهری، اجتناب نا پذیر و ثابت و لایتغیر است.در حالی که اعتباریات وجودشان بید المعتبر است و هیچگاه اثر و نتیجه در آنها ثابت و قهری و تخلف نا پذیر نیست.که به همین سبب دانشمندان اصولی انتقادات فراوانی را نسبت به بکار گیری قواعد فلسفی در علم اصول و به خصوص متوجه آراء آخوند خراسانی کرده اند .که از جمله علامه طباطبایی در کتاب «حاشبه علی الکفایه» به کرّات استدلالات فلسفی آخوند را مورد نقد قرار داده، و معتقد است استفاده از این قواعد فلسفی که مربوط به عالم تکوین است، در استدلالات اصولی که اعتباری و بید المعتبرند جایز نمی باشد.اما در بین این اصولیان اندیشه‌های امام خمینی(ره)از جایگاه بسیار ویژه و خاصی بر خوردار است .امام خمینی با بیان دیدگاههای نو و ابتکاری و طرح مبانی جدید، نقش بسزایی در روند تکامل دانش اصوا ایفا کردند که این ویژگی در آثار ارزشمند اصولی ایشان به خصوص «تهذیب الاصول» «مناهج الوصول الی علم الاصول » « انوار الهدایه» و «جواهر الاصول » به روشنی پیداست .اندیشه‌ها و آثار امام ویژگیها و امتیازات خاص خود را دارد از جمله این که:


1- نظر ایشان درباره جواز استخدام قواعد فلسفی و تکوینی در باب اعتباریات و به خصوص استدلالات اصولی منفی است. و در جای جای اثرات خود با نقد و بررسی آراء فقهایی مانند شیخ انصاری و میرزای نائینی و به خصوص آخوند خراسانی نظر خودشان را مبنی بر عدم استفاده از قواعد فلسفی و لزوم توجه به عرف و شیوه اعتبار، بیان می‌کنند


2- ویژگی دوم این است که در نقد و بررسی آراء و نظرات دیگران، در ابتدا مبانی آن آراء را بررسی کرده و آن را مورد تدقیق قرار می‌دهند و پس از نقد یا ایراد اشکال یا ردّ آنها، نظریاتی را که بر آن اصول بنا شده بود را بررسی نمی کنند.همچنین در طرح آراء خود نیز به همین شیوه ابتدا در قالب مقدمات، مبانی اصولی و عرفی خود را بیان کرده و بعد نظریاتی که بر آن پایه استوار بود را مطرح می‌کنند که رعایت این سبک یک نوع استحکام و ارتباط منطقی خاصی را بین مباحث به وجود می‌آورد.


3- ویژگی سوم تحقیقات اصولی ایشان تهذیب مباحث و استدلالات اصولی است که مقصود ایشان پیرایش آن از مباحثی است که ریشه فلسفی، کلامی یا عرفانی دارد.