1- دانش حقوق
2- قواعد حقوقی
3- مبانی و اهداف حقوق
4- نظامهای مهم حقوقی
5- منابع حقوق
6- قلمرو اجرای قواعد حقوقی
7- تفسیر قواعد حقوقی و فنون استنباط
قبل از ورود تفصیلی به هر درس یا مبحثی آشنایی عمومی و اجمالی با مباحث آن درس همانند موضوع، مبنا، هدف، و ... اجتنابناپذیر است. پس، به طریق اولی ضروری است که قبل از ورود به هر علم چهارچوب کلی آن را، از قبیل شناخت عمومی و کلی، رئوس مطالب آن علم، هدف، موضوع، و دیگر امور مقدماتی شناخت و از آن آگاه شد. دانش حقوق نیز از این قاعدهی کلی مستثنی نیست و شایسته است در گام اول، قبل از ورود به مباحث تخصصی و جزئی، با مفاهیم کلی و اجمالی این دانش آشنایی حاصل شود. بدینمنظور، این کتاب مطابق سرفصل جدید شورای تحول و ارتقای علوم انسانی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری، در هفت فصل گردآوری و ارائه میشود.
در فصل نخست، تعریف حقوق، نقش و اهمیت آن در جامعه، ماهیت و موضوع حقوق مورد بررسی قرار میگیرد. حقوق، درجایگاه یک دانش اجتماعی، با دیگر علوم ارتباط دارد، بدین معنی که حقوق در این علوم تأثیر گذاشته است و نیز از این علوم متأثر میشود. در همین فصل رابطهی حقوق با دیگر علوم بررسی میشود. افزون بر این، دانشمندان حقوقی بهمنظور یادگیری و آموزش دقیق و عمیقتر با دستهبندی مسائل حقوقی، احکام مشترک هر شاخه از علم حقوق را استخراج کردهاند و هر موضوع را بهطور اختصاصی در این شاخهها مورد تحقیق و پژوهش قرار میدهند. در این نوشتار، گروههای اصلی و سنتی حقوق، نظیر حقوق عمومی، حقوق خصوصی، و حقوق بینالملل و شاخههای فرعی آنها بهاختصار بررسی شدهاند.
انسانها در زندگی اجتماعی خود تابع قواعد اخلاقی، فرهنگی، و مذهبی بسیاری هستند. در این میان علم حقوق نیز اصول و قواعدِ حقوقی متعددی دارد که بهمنظور تنظیم روابط اجتماعی اشخاص در جامعه وضع شده است. بنابراین ضروری بهنظر میرسد که خصایص این قواعد، انواع، موضوع، و ضرورت آنها را بررسی کنیم و درنهایت، این قواعد را با دیگر قواعد اجتماعی از جمله قواعد اخلاقی، مذهبی، و ... مقایسه نماییم. تعریف و تبیین قاعدهی حقوقی و مقایسهی آن با دیگر قواعد اجتماعی موضوع فصل دوم خواهد بود.
هرچند امروزه حقوق تمامی ابعاد زندگی اجتماعی را دربرگرفته و نفوذ خود را بیشازپیش گسترش داده است، درمورد مبنا و هدف آن اختلافنظرهای فراوانی وجود دارد. علت تبعیت ما از قانون همان مبنای حقوق است. دربارهی مبنای حقوق بحث بسیار است، مکاتب متعدد حقوقی با توجه به دیدگاههای خود علت تبعیت انسان را از حقوق توجیه کردهاند. همین تنوع نظرها و دیدگاههای فلسفی ـ حقوقی درمورد هدف علم حقوق نیز وجود دارد. پس از اینکه در فصل سوم مبانی و اهداف حقوق از منظر مکاتب حقوقی معرفی شد، در فصل چهارم نظامهای حقوقی بزرگ دنیا که براساس این مبانی و اهداف بهصورت مجموعهای بزرگ درآمدهاند، بررسی و مطالعه میشود.
حقوق مجموعهای منسجم از قوانین، آییننامهها، رویهها، عرفها، و ... است. این مجموعه، منابع علم حقوق را تشکیل میدهد که بهمنظور تنظیم امور اجتماعی مبنای کار حقوقدانان قرار میگیرد. در نظامهای حقوقی مختلف با توجه به اختلافهای سیاسی، فرهنگی، مذهبی، و ... منابع حقوق متفاوت است. قانون، درجایگاه مهمترین منبع حقوق ایران، سلسلهمراتبی دارد و با تشریفات خاصی از جمله پیشنهاد، تصویب، امضا، و انتشار وضع و لازمالاجرا میشود. در فصل پنجم سلسلهمراتب قانون و تشریفات وضع آن بررسی میشود و در ادامه دیگر منابع حقوق نیز مورد بررسی قرار میگیرد.
پس از تولد و لازمالاجراشدن قاعدهی حقوقی در جامعهای معیّن، این قواعد، همانند موجودات مادی، پس از مدتزمانی از بین میروند. دورهی حیات قانون از تاریخ لازمالاجراشدن آن شروع میشود و بعد از مدتی، کوتاه یا بلند، زندگی و حاکمیت آن از بین میرود و قواعد حقوقی جدیدی جایگزین آن میشود. در فصل ششم حدود حاکمیت و تأثیر قانون و قلمرو اجرای آن در زمان و مکان مورد بررسی قرار میگیرد. بدین معنی که اثر قانون یا قلمرو آن فقط در محدودهی سیاسی و جغرافیایی کشور است یا خارج از آن نیز حاکم است.
فصل پایانی به این امر اختصاص دارد که حقوقدان برای پاسخگویی به سؤالها و حل مسائل و موضوعهای حقوقی از چه منطق و استدلالی پیروی خواهد کرد. حقوقدانان در حرفهی قضاوت، وکالت، و دیگر مشاغل حقوقی از اصول و فنون خاصی بهره میبرند که هرچند از جهاتی با شیوههای تفسیر و استدلال در علوم دیگر همانندند، ممکن است خصایص منحصربهفرد استدلالهای حقوقی کمی برای غیرحقوقدانان و آنانی که دستی در امور حقوقی ندارند، دشوار و رمزآلود باشد.