1.اجرت المثل
2.اعتراض ثالث
3.اعتراض به عملیات اجرایی
4.استرداد جهیزیه
5.اجازه ازدواج
6.اثبات رجوع
7.اثبات زوجیت
8.اعسار و تقسیط
9. تنصیف دارایی
10. حجر
11. امین موقت
از آنجا که حقوق مربوط به خانواده یکی از مهم ترین بخش های حقوق مدنی است که جنبه صرف حقوقی ندارد بلکه با مسایل اجتماعی، اخلاقی و مذهبی درهم تنیده است و بیشتر قواعد آن مربوط به نظم عمومی و اخلاق حسنه است و از این جهت با بخشهای حقوق مدنی تفاوت دارد.
اهمیت حقوق خانواده تا حد زیادی مربوط به ارزش و مقام والای خانواده است. خانواده هسته اولیه اجتماع است اولین اجتماعی است که فرد در آن گام مینهد و آداب زندگی و اصول و رسوم اجتماعی و تعاون و همکاری و از خودگذشتگی در آن رشد می نماید.
خانواده کانون حفظ سنن ملی و مذهبی و اخلاقی و مرکز ریشه عواطف و احساسات است خانواده نه تنها مرکز آموزش تعاون و همکاری است بلکه مرکزی است برای حمایت از آنان است کسانی که از حمایت خانواده برخودار نیستند بیپناهد و در معرض انواع فساد و تباهی قرار میگیرند. و به عکس خانواده در حفظ گسترش قدرت ملی نقش مؤثری ایفا میکند و تباهی خانوادهها، سقوط و انحطاط ملتها را به دنبال دارد.
خانواده از نظر اقتصادی نیز در گذر تاریخ نقش مهمی برعهده داشته است و اکنون نیز دارد. بسیاری از واحدهای صنعتی، کشاورزی، بازرگانی با همکاری و مساعدت اعضای خانواده شکل میگیرد و اداره میشود و کسی که دارای خانواده است به زندگی و فعالیت های گوناگون تمایل بیشتری دارد بیشتر کار میکند تا بتواند زندگی خود و خانوادهاش را به نحو بهتری اداره کند و این خود در توسعه اقتصادی کشور مؤثر است.
اهمیت اجتماعی و اقتصادی خانواده قانونگذاران را بر آن داشته است که قوانین در جهت حفظ و حمایت از خانواده وضع نماید. بدیهی است که در قوانین مربوط به خانواده باید به عرف و عادت و سنن اخلاقی و اعتقادات مذهبی در نظر گرفته شود. وگرنه اجرای قانون با اشکالات بسیاری مواجه خواهد شد.
خانواده نه تنها در قوانین داخلی مورد توجه واقع شده بلکه در اسناد و مقررات بین المللی نیز مورد حمایت و توجه قرار گرفته است چنانچه در بند 3 ماده 12 اعلامیه جهانی حقوق بشر در این مورد میگوید «خانواده رکن طبیعی و اجتماعی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهرهمند گردد.» بنابراین حقوق خانواده که قواعد مربوط به خانواده را مورد بحث قرار میدهد از اهمیت خاصی برخوردار است اهمیت موضوع تنها ناشی از نقش اجتماعی و اخلاقی و اقتصادی خانواده نیست بلکه موضوع از لحاظ علمی و عملی هم شایان توجه است.
خانواده به عنوان واحد بنیادین جامعه در بررسی های عملی و علوم اجتماعی انسانی، جایگاه خاص و اساسی دارد و هر رشتهای از دیدگاه خاص و با معیارهای مشخص ماهیت و واقعیت خانواده را در تحلیلهای خود لحاظ مینماید برای مثال در روان شناسی ـ جامعه شناسی، علوم اقتصادی و غیره نقش خانواده به عنوان واحد جامعه مورد بحث و بررسی قرار میگیرد و در دید کلان موقعیت و مقررات حاکم بر خانواده را در زمینههای مختلف به جامعه تعمیم و تسری میدهد.
رشته حقوق به نوبه خود در خصوص مسایل خانواده جایگاه ویژهای دارد و با ایجاد مقررات و قوانین تلاش در استحکام مبانی خانواده دارد و از این مجرا با حفظ خانواده و ارکان آن درصدد بقای جامعه و سلامت آن است. از آن جایی که حقوق مجموعه مقررات و نظاماتی است که روابط افراد را در هر اجتماعی تنظیم مینماید و برای آن ضمانت اجرایی قرار میدهد در روابط بین افراد خانواده نیز ناچاراست تا ضوابط خاص بین افراد خانواده بالاخض بین زوجین را ترسیم و ضمانت اجرایی آن را پیش بینی نماید . اما از آن جهت که محیط خانواده به دلیل تقدس آن واصل آزادیهای فراوان آن نسبت به محیط اجتماع و هم چنین عاطفی و احساسی بودن از وضعیت ویژه ای برخوردار است.
همیشه قانونگذاران و اساتید رشته حقوق و هم چنین قضات و وکلا به طور کلی جامعه حقوقی در وضع قوانین و رسیدگیهای قضایی و برخورد آمرانه با افراد این کانون به خصوص زوجین با مشکلات و دشواریهایی مواجه بودهاند زیرا مواد خشک قانون نمیتواند در اخلاق حاکم بر خانواده و محیط آن نفوذ کامل داشته باشد و آن را تحت تأثیر کلی خود قرار دهد.
اما به هر حال نمیتوان از کنار نقش حقوق در خانواده نیز بی تفاوت عبور کرد و برای برقراری حداقل نظم و عدالت به ویژه در برخورد با افرادی که تسلیم موازین اخلاقی نیستند قانونگذار موظف به تنظیم روابط و یادآوری تکالیف بوده تا در موارد خاص به هر حال برای جلوگیری از تالی فاسد و احتمالی، مجرای قانونی به مساعدت زوجین آمده و از خطرات بعدی جلوگیری نماید. دخالت وسیع اخلاق در محیط خانواده و سفارشات اخلاقی اکید مکتب اسلام در این زمینه قانونگذار ایران را شدیداً تحت تأثیر قرار داده است و به همین دلیل ماده 1103 قانون مدنی تأکید دارد که زن و شوهر مکلف به حسن معاشرت با یکدیگرند و در ماده 1104 همین قانون عنوان شده است که زوجین باید در تشیید مبانی خانواده و تربیت اولاد خود به یکدیگر معاضدت نمایند که کلا نکات اخلاقی را قید میگردد در بحث ضمانت اجرا در این قبیل موارد منتفی و یا کم رنگ است. شاید غیر از این چارهای نیست و به حضور پررنگ قضات، در حل مسایل و مشکلات خانواده را ستودو به تصمیمات آن گردن نهاد.
در رابطه بین زن و شوهر و در زندگی کودک هزاران نکته لطیف و ظریف وجود دارد که حقوق نه میتواند و نه میخواهد آن را پیش بینی نموده و دستگاه قضایی و قضات نیز در اجرای آن به قدر متیقنی اکتفا میکنند در خانواده نمیتوان حقوق و اخلاق را از هم جدا ساخته و مرز بین قواعد آن را ترسیم کرده زیرا مسایل خانوادگی، طلاق، رابطه زوجین با اطفال مسایلی نیست که مشخصاً در چارچوب قوانین بطور کامل حل و فصل گردد یا قوانین بتواند آن را به کمال برساند. بلکه این ها مسایلی است که افراد جامعه بایستی آنها را درک نموده بخواهند و دوست داشته باشند انجام دهند زیرا نظام حاکم بر آن نظام عاطفه محبت و گذشت است بهر حال در این جلد پارهای از آرا تجدیدنظر استان تهران که کاربرد بیشتری دارد تقدیم جامعه حقوقی کشور اعم از دانشجویان حقوق و کارآموزان قضایی میگردد بی شک و تنظیم و گردآوری این مجموعه بیکاستی نخواهد بود و چنانچه نظرات یا پیشنهادی به هر صورت مطرح گردد و بطور قطع مورد توجه قرار خواهد گرفت.