اطلاعات کتاب
۱۰%
موجود
products
قیمت کتاب چاپی:
۱۰,۳۰۰,۰۰۰ريال
تعداد مشاهده:
۳۰۷۲

جرم انگاری افراطی

دسته بندی: علوم جنایی - جرم انگاری و پیشگیری از جرم

شابک: ۹۷۸۶۰۰۱۹۳۰۳۷۹

سال چاپ:۱۴۰۴/۰۷/۲۱

۳۴۴ صفحه - وزیری (شومیز) - چاپ ۲

توجه


برای خرید بیش از دو جلد از یک عنوان کتاب‌ چاپی مجد و یا امجد، تخفیف 15 درصد اعمال می‌شود. تعداد را در سبد خرید اضافه کنید.


1- محتوای حقوق کیفری
2- محدودیت های درونی جرم انگاری
3- محدودیت های بیرونی جرم انگاری
4- نظریه های جرم انگاری جایگزین
5- محتوای جرایم جدید
6- از مجازات تا جرم انگاری
7- جرایم پیشگیری از خطر
8- اخلاق گرایی در حقوق
9- و

دو ویژگى برجسته‌ى نظام عدالت کیفرى فدرال و ایالتى آمریکا در چندین سال گذشته؛ گسترش حیرت‌آور حقوق کیفرى ماهوى و افزایش غیر عادى استفاده از مجازات بوده است. بحث اصلى در این کتاب، درباره نخستین ویژگى مذکور است: رشد انفجارى حجم و محدوده‌ى حقوق کیفرى. به طور خلاصه، جدى‌ترین مسأله‌ى حقوق کیفرى در حال حاضر، ازیاد بى‌رویه آن است از این رو آرزوى نهایى من، ایجاد یک نظریه‌ى صحیح درباره‌ى جرم انگارى است: چارچوبى هنجارمند براى تشخیص قوانین کیفرى بجا از قوانین نابجا.


کاربردهاى این نظریه، مبنایى اصولى را براى وارونه کردن جهت گرایش به تصویب قوانین کیفرى بسیار زیاد، فراهم مى‌آورد.


جرم انگارى افراطى، به دلایل مختلفى که به صورت مختصر به آن اشاره خواهم کرد مهلک است؛ ولى مهم‌ترین دلایل مستلزم بحث در مورد بخش دوم توسعه‌هاى فوق‌الذکر است: یعنى افزایش بى رویه در مجازات دولتى. به نظر من، جرم انگارى افراطى عمدتآ به خاطر پدیدآوردن مجازات بیش‌تر قابل اعتراض است. مسأله‌ى اصلى مجازات، مشابه مسأله‌ى اصلى حقوق کیفرى است: افزایش روزافزون مجازات.


تحمیل مجازات‌هاى بیش‌تر به خاطر این است که مجازات‌ها، ناعادلانه هستند. مجازات‌ها، ممکن است به دلایل مختلفى ناعادلانه باشند. باید این را متذکر شوم که اکثر کارشناسان هم عقیده‌اند که بسیارى از مجازات‌هاى تحمیلى که در حال حاضر در ایالات متحده مورد استفاده قرار مى‌گیرد بخاطر افراطى بودن، ناعادلانه هستند (حتى وقتى به خاطر انجام عملى تحمیل مى‌شوند. به طبع هر انسان معقولى معتقد است که این مجازات‌هاى افراطى باید توسط قوانین کیفرى ممنوع اعلام شوند) ولى، حجم عظیمى از مجازات‌هاى ناعادلانه را هم داریم که دلیل اساسى‌ترى دارند. حجم قابل ملاحظه‌اى از مجازات‌هاى معاصر، به خاطر تحمیل بر اعمالى که اصلا نباید جرم‌انگارى مى‌شدند، ناعادلانه است. (این عرایض اعتقاد و نظر من در زمینه نظام عدالت کیفرى است).


این فصل که حاوى چهار بخش است که نشان مى‌دهد که چرا یک نظریه‌ى مناسب براى جرم انگارى لازم است. در ابتدا، من در خصوص این دو ویژگى نظام عدالت کیفرى به ترتیب به بحث خواهم پرداخت. ما قوانین جزایى و کیفرى بسیارى داریم. اگر چه تعداد موادقانونى بى‌شمارى است ولى بدون یک نظریه‌ى اصولى که به ما بگوید کدام یک از مجازات‌ها و قوانین کیفرى عادلانه هستند، نمى‌توانیم بگوییم آیا ما مجازات یا قوانین کیفرى بى‌شمارى داریم یا نه؟ من در فصل دو و سه از نظریه‌اى دفاع مى‌کنم که به تصمیم‌گیرى در خصوص چنین موضوعاتى کمک کند. در حال حاضر، من با نشان دادن این که آیا مجازات و قوانین کیفرى بیش از آنچه معقول به نظر مى‌رسد، و بیش‌تر از قوانین دیگر کشورها داریم یا نه؟ در صدد ارائه‌ى نمونه‌اى فرضى و قابل درک از نظریه‌ام هستم.


در بخش دوم، رابطه‌ى پیچیده‌ى میان این دو پدیده را بررسى مى‌کنم. گسترش قوانین کیفرى، سطح مجازات را به صورت واضحى با اختصاص دادن مجازات به رفتارى که مستحق آن بوده است افزایش مى‌دهد. ولى فرآیندى که با آن اثبات شود ازدیاد قوانین کیفرى، منجر به افزایش مجازات‌هاى بیش‌ترى مى‌شوند، همیشه آسان نیست. قوانین کیفرى بیش‌تر موجب مجازات‌هاى بیش‌ترى مى‌شوند، زیرا واقعیت‌هاى مربوط به فرآیند جزایى عمومآ از نگاه فلاسفه‌ى حقوق دور مى‌ماند. در بخش سوم، من نمونه‌هایى از قوانین کیفرى مشکوک و طبقه بندى ابتدایى برخى از گونه‌هاى جدید جرم را که قانون‌گذاران به تصویب رسانده‌اند،ارائه خواهم داد. ما نیازمند درک انواع قوانینى هستیم که این نظریه در مورد آنها به کار خواهد رفت مگر این که قرار باشد یک نظریه‌ى جرم انگارى در مورد همه‌ى مصوبات بکار رود.


در بخش چهارم و البته بخش پایانى، بر جزئیات نمونه‌اى مشخص، از چگونگى ایجاد مجازات بیش‌تر توسط قوانین کیفرى بیش‌تر، تمرکز خواهم کرد. البته باید توجه داشت که هیچ نمونه‌اى نمى‌تواند به طور کامل نمایانگر گرایش‌هاى مورد بحث باشد، ولى نمونه‌هاى مورد انتخاب من، حاوى بسیارى از خصایصى هستند، که باید بى عدالتى ناشى از جرم انگارى افراطى را به ما به قبولانند.


این فصل شامل اندکى از محتویات نسبتآ اصولى است؛ ولى اگر مباحث این فصل را معقول بدانیم، من باید زمینه را براى کارى اصولى فراهم کنم که در پى نشان دادن آن نیاز به یک نظریه‌ى جرم انگارى براى کمک به وارونه کردن گرایش ما به سمت قوانین کیفرى بیش‌تر و مجازات افراد خیلى بیش‌تر است.


1 ـ مجازات هر چه بیش‌تر برابر است با افزایش حجم بیش‌تر.


سرانجام، من نتیجه خواهم گرفت که ما در ایالات متحده‌ى امروز، درگیر مجازات بیش از حد و جرایم بسیار زیادى شده‌ایم.


ما هم در مجازات کردن و هم در جرم انگارى زیاده روى کرده‌ایم. گفتن این که، بیش از حد به چیزى مبتلا هستیم، استاندارد یا مبنایى را ایجاب مى‌کند که توسط آن بتوانیم در خصوص این که میزان آن چیز خیلى کم و ناکافى یا دقیقآ اندازه است، قضاوت کنیم. از دید فلاسفه‌ى حقوق، عدالت، معیارى مناسب است. هر چند پیش از دفاع از اصول عدالت براى حمایت از دیدگاهم، باید با نشان دادن این امر که ما به طرزى غیر عادى به سطوح بالایى از مجازات و میزان قابل ملاحظه‌اى از حقوق کیفرى دچار هستیم، آماده‌ى ارائه‌ى نمونه‌اى فرضى و قابل درک در دفاع از آن باشم. این واقعیت که ما دچار افراط در مجازات و قوانین کیفرى هستیم، به ما کمک مى‌کند تا عظمت و فوریت وظیفه‌ى اصولى پیش رویمان را درک کنیم.


افراد منطقى باید انتظار داشته باشند که توجیه سطوح مجازات و میزان حقوق کیفرى در این (مقیاس) گسترده، غیر ممکن باشد.


من با گزارشى کوتاه از محدوده‌ى مجازات در ایالات متحده در عصر حاضر، آغاز مى‌کنم، چرا که درباره‌ى داده‌هاى مربوط به خط مشى‌هاى تنبیهى ما توسط جرم‌شناسان معاصر اطلاع رسانى گسترده‌اى صورت مى‌گیرد و درک آن هم نسبتآ آسان است.