1- كليات
2- مفاهيم
3- پيشينه ي قانوني
4- مباني و اصول حاكم بر اخذ هزينهي دادرسي مدني
5- مباني حاكم بر اخذ هزينهي دادرسي مدني
6- اصول حاكم بر اخذ هزينهي دادرسي مدني
7- معافيت از پرداخت هزينهي دادرسي مدني
8- معافيت معسر
9- معافيت دولت و نهادها و مؤسسات عمومي غيردولتي
10- هزينه دادرسي مدني در رويه قضايي
11- آراء وحدت رويه
12- نظريات مشورتي
ضرورت پرداخت هزینهی دادرسی برای طرح دعوی، در مباحث نظری، دارای موافقین و مخالفینی است. از جمله، در توجیه لزوم آن، به مدیریت دعاوی و کاهش هزینههای اداری سازمانهای عمومی و نیز توسعهی داوری[1] و یا منع از طرح دعاوی واهی[2] اشاره شده است.
مخالفین، ضمن اشاره به وجود اصل رایگان بودن دادگستری در برخی نظامهای حقوقی از جمله فرانسه[3] معتقدند در قضای اسلامی، دادرسی رایگان است. [4]
با این حال، در نظام حقوقی فعلی ایران، دادخواهی و احقاق حق، علیالاصول مستلزم پرداخت هزینه است (مادهی 502 و 519 ق. آ. د. م)، به گونهایکه بند 1 مادهی 53 قانون اخیرالذکر، عدم تأدیهی هزینهی دادرسی یا ناقص بودن آن را از موجبات نقص دادخواست شمرده است؛ هر چند معافیتهایی جهت برخی اشخاص حقوقی و حقیقی در قوانین پراکنده نیز پیشبینی شده که از جملهی این موارد میتوان به معافیتهای ذکر شده در خصوص برخی نهادها و وزارتخانهها مانند بنیاد مستضعفان و جانبازان، سازمان تأمین اجتماعی، سازمان حج و اوقاف و امور خیریه، بنیاد شهید، کمیتهی امداد امام خمینی (ره)، شرکت پست جمهوری اسلامی ایران، جمعیت هلالاحمر جمهوری اسلامی ایران، وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی، وزارت جهاد کشاورزی، صندوق تأمین خسارتهای بدنی و. . . اشاره نمود که با عنایت به قانون آیین دادرسی مدنی و عدم وجود هر گونه معافیتی در آن جز در مورد معسرین، بررسی جایگاه قوانین خاص مستند معافیتهای صدرالذکر و فلسفه و ضرورت آنها نیز حایز اهمیت بسیار است.
از سوی دیگر و در خصوص پیشینهی فقهی موضوع نیز، هر چند اجرت عمل قضاوت برعهدهی بیتالمال دانسته شده اما نباید آن را با پرداخت هزینههای تهیهی اوراق و قلم و جوهر جهت درج رأی یا کتابت اظهارات طرفین و گواهان، که در برخی متون فقهی مورد تأیید قرار گرفته و منع نشده یکسان پنداشت. [5] لذا بررسی فقهی اصل موضوع و تطبیق آن با نظام حقوقی فعلی نیز ضرورتی انکارناپذیر است.
پرداخت هزینههای مربوط به دادرسی، عموماً و علیالاصول توسط خواهان و در ابتدا یا در حین دادرسی، بسته به نوع آن، شامل هزینههای مربوط به طرح و شروع دعوا یا ادامه ی آن، حقالوکالهی وکیل، هزینهی اجرای قرارهای تحقیق و معاینهی محلی و. . . انجام میشود که با حصول شرایطی، در صورت محکومعلیه واقع شدن خوانده یا خواهان، از طرف مقابل، قابل وصول خواهد بود (مواد 515، 519، 520 و 521 ق. آ. د. م).
با همه ی اینها، تحولات قانونگذاری در خصوص میزان و نوع هزینههای دادرسی نیز دارای فراز و فرود بسیاری بوده است. مادهی 3 قانون نحوهی وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین مصوب 1373، در حال حاضر، مبنای قانونی میزان و موارد پرداخت هزینههای دادرسی محسوب میشود که البته در سالیان اخیر طی قوانین سالیانهی بودجه با اعمال اختیارات تفویضی به ریاست قوه قضائیه در سالهای 1389 و 1393 و سالهای بعدی تاکنون، تغییرات قابل انتقادی در میزان و موارد آن به عمل آمده است که از جملهی آنها عبارتند از:
1- فقدان ضابطهی معین در تعیین هزینهها و واگذاری آن به مراجع قضایی با عباراتی مبهم از جمله در تقاضای تأمین دلیل یا تأمین خواسته و دعاوی غیرمالی بسته به نوع دعوی! از چهار صد هزار تا یک میلیون و هشتصد هزار ریال(بند 13 ماده 3 ق. و. د. د)، و یا هزینهی اجرای احکام دعاوی غیرمالی و احکامی که محکومبه آن تقویم نشده و هزینهی اجرای آراء و تصمیمات مراجع غیردادگستری از چهار صد هزار تا یک میلیون و هشتصد هزار ریال (بند 2 ماده 3 ق. و. د. د).
2- اعمال تغییرات به وسیلهی قانون بودجهی سالیانه در قانون ثابت و دایمی نحوهی وصول برخی از درآمدهای دولت و مصرف آن در موارد معین مصوب 1373 و اجرای آن حتی پس از پایان سال مالی مذکور. [6]
در این پژوهش، تلاش میشود تا:
اولاً مبانی لزوم یا عدم لزوم دریافت هزینهی دادرسی جهت رسیدگی قضایی به عنوان خدمتی عمومی روشن گردیده و سابقهی فقهی آن نیز مورد بررسی واقع و رابطهی آن با قاعدهی منع اخذ اجرت از طرفین دعوی توسط قاضی، مشخص شود.
ثانیاً مفهوم و مصادیق و میزان هزینههای دادرسی و از جمله، تغییرات اعمال شده توسط قوانین سالیانهی بودجه در سالهای اخیر مورد نقد و بررسی واقع شده و از جمله، مشخص شود که آیا تغییر قانون دایمی مربوط به هزینههای دادرسی به موجب قوانین سالیانهی بودجه، دارای وجاهت حقوقی است یا خیر؟
ثالثاً با توجه به پراکندگی معافیتها از پرداخت هزینهی دادرسی در نظام حقوقی ایران با جمعآوری قوانین خاص، به تحلیل رابطهی آنها با قانون آیین دادرسی مدنی و وجود یا نسخ معافیتها پرداخته و مشخص شود که آیا با وجود قانون آیین دادرسی مدنی مصوب 1379، معافیتهای مقرر در قوانین پراکنده، همچنان دارای اعتبارند یا منسوخ تلقی میگردند؟
در زمینهی «هزینهی دادرسی مدنی در حقوق ایران»، تا کنون، تحقیق مستقلی بدین شیوه، انجام نشده است. تنها در برخی آثار حقوقی و فقهی، اشارهای به آن شده که از جمله میتوان موارد زیر را بیان نمود:
1- «در نظام حقوقی فعلی، پرداخت هزینه به شکل یکی از اصول دادرسی در آمده و حالت تشریفاتی ندارد؛ این وصف از جهات مختلفی مانند مدیریت دعاوی و. . . کاهش هزینههای اداری سازمانهای عمومی و نیز توسعهی داوری. . . بررسی میشود». [7]
2- «در اسلام دادرسی و قضاوت مجانی است». [8]
3- «قانون نحوهی وصول برخی از درآمدهای دولت مصوب 1373، یک قانون ثابت و دائم است که تغییر برخی از بندهای آن در قانون بودجهی سالانه که برای یک سال تدوین میشود، مستلزم آن است که هر سال در بندهای متعدد آن، بازنگری انجام شود». [9]
4- «اگر در بیتالمال، کاغذی که در آن حکم را مکتوب کنند وجود نداشته باشد، قاضی از کسی که قرار است برای او حقی را ثبت و ضبط کنند، میخواهد که کاغذی برای این کار تهیه نماید ولی او را اجبار نمیکند». [10]
5- «در حین دادرسی نیز میتوان هزینهی مواد و کاغذ را اخذ کرد». [11]
کتاب حاضر، در چهار فصل کلیات؛ مبانی و اصول حاکم بر اخذ هزینهی دادرسی مدنی؛ معافيت از پرداخت هزينهی دادرسي مدنی و هزینه دادرسی مدنی در رویه قضایی ارائه میشود.
در فصل اول، طی دو مبحث، به مفاهیم و پیشینهی قانونی هزینهی دادرسی مدنی میپردازیم.
در فصل دوم طی دو مبحث، مباني (فقهی و حقوقی) و اصول حاکم بر اخذ هزینهی دادرسی مدنی و مباحث مرتبط، بررسی میشود.
در فصل سوم نیز، معافيت از پرداخت هزينهی دادرسي و قوانین ناظر بر امر، و اشخاص معاف از این تکلیف، مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.
و نهایتاً در فصل چهارم نیز به هزینه دادرسی مدنی در رویه قضایی خواهیم پرداخت.