معناي لغوي و اصطلاحي مالكيت متزلزل و بررسي مفاهيم مشابه
2-علل ايجاد مالكيت متزلزل
3- بررسي حدود اختيارات مالك در مصاديق گوناگون مالكيت متزلزل در صورت اجتماع حق مالكيت با حق عيني و آثار حقوقي تصرفات غير مجاز
4- عقد رهن
5- عقد بيع معلق با شرط تعليقي تا پيش از تحقق معلق عليه
6- معاملات با حق استرداد
7- بررسي حدود اختيارات مالك در مصاديق گوناگون مالكيت متزلزل در صورت اجتماع حق مالكيت با حق خيار و آثار حقوقي تصرفات غير مجاز
8- بيع شرط
9- بيع معلق با شرط فاسخ
10-
یکیاز مسائلی که امروزه در خرید و فروش املاک به وجود آمده و باعث ایجاد دعاوی بسیاری در دادگاهها شده، مشکل خرید و فروش املاکی است که در رهن بانک میباشد. با وجود عقد رهن، عین مرهونه از مالکیت راهن خارج نمیشود، بنابراین وی باید بر طبق اصل تسلیط بتواند هر تصرفی که بخواهد در آن بنماید چون مرتهن نسبت به مال، حق عینی دارد، اصل لا ضرر به راهن اجازه نمیدهد که در مال مرهون تصرفی نماید که منافی با حق مرتهن باشد. بنابراین حدود تصرفاتی که راهن میتواند به عنوان مالکیت در عین مرهونه بنماید، محدود به حق مرتهن میباشد. ملاحظه میکنیم که در این موارد، شخص مالک مالی است اما به علت وجود حق عینی یاحق خیار به نفع دیگری در آن مال، وی مجاز به اعمال انحاء تصرفات مادی و حقوقی مالکانه در مال خود نمیباشد. در این موارد با مالکیت متزلزل مواجه میشویم. در واقع در دوران تزلزل مالکیت، مالک از انجام تصرفات مادی و حقوقی منافی با سایر حقوق موجود در مال منع میشود و هر آن امکان دارد به سببی مشخص، مالکیت خود را از دست بدهد.
طبق مادهی 793 ق.م که ملاک جواز تصرفات راهن را عدم منافات تصرفات مزبور با حق مرتهن، اعلام داشته است و نیز مادهی که 794 نافع بودن و منافات نداشتن با حقوق مرتهن را ملاک جواز تصرف در عین مرهونه برشمرده است، میتوان به ارائهی معیار مناسب برای جواز تصرفات راهن در دوران تزلزل مالکیت پرداخت و همچنین طبق مادهی 460 ق.م که ملاک جواز تصرفات مشتری در مبیع شرطی را عدم منافات با حقوق بایع اعلام داشته است، میتوان ضابطهای درست کرد که با تکیه بر آن، تصرفات مجاز و ممنوع مشتری در زمان خیار بایع شناسایی شود.
و در نهایت پس از تعیین ضابطهی مناسب برای جواز تصرفات مالک در دوران تزلزل مالکیت، در صورت انجام تصرفات مادی یا حقوقی غیرمجاز توسط مالک، مطابق مادهی 793 و 460 ق.م و نظرات حقوقدانان، عمل حقوقی مزبور، غیر نافذ است.
الف) بیان مساله
طبق قاعده فقهی تسلیط، هر مالکی نسبت به مایملک خود، حق هرگونه تصرف و انتفاع را دارد مگر در مواردی که قانون مستثناء کرده است. گاه مواردی پیش میآید که شخص مالک بر خلاف قاعده تسلیط، از اعمال تصرفات مالکانه در مال خود ممنوع میشود؛ مثلاً به دلیل وجود حق عینی یا حق خیار به نفع دیگری در آن مال، وی مجاز به انحاء تصرفات مادی و حقوقی مالکانه در مال خود نمیباشد. در اینجا با مالکیت متزلزل روبه رو میشویم.
بر اساس ماده 460 ق.م مشتری بیع شرط با وجود برخورداری از حق مالکیت نسبت به مبیع شرطی از انجام تصرفات منافی خیار بایع منع میشود. هم چنین بر اساس مواد 793 و 794 ق.م دایره تصرفات مادی و حقوقی راهن به عنوان مالک عین مرهونه، محدود شده است. لازم به نظر میرسد بررسی شود که مالک متزلزل از انجام کدام تصرفات در ملک خویش در زمان تزلزل مالکیت ممنوع شده است و ضابطه مناسب برای جواز تصرفات مالک در دوران تزلزل مالکیت چیست و درصورت انجام تصرفات حقوقی یا مادی غیر مجاز در ملک خویش، وضعیت حقوقی آن عمل از جهت نفوذ یا عدم نفوذ به چه شکل میباشد. بنابراین از طریق شناخت عوامل ایجاد کننده مالکیت متزلزل، با مصادیق آن که شامل کدام عقود میباشند، آشنا میشویم و با تکیه بر مواد 793 و 460 ق.م ضابطهی مناسب برای جواز تصرفات مالک در زمان تزلزل مالکیت را ارائه میدهیم و برای بررسی حدود اختیارات مالک، انحاء تصرفات مالکانه را مطرح میکنیم و در هر تصرف اعم از مادی یا حقوقی، به بررسی نفوذ و یا عدم نفوذ آن میپردازیم و پس از آن به این موضوع میپردازیم که وضعیت حقوقی یک نوع تصرف خاص مثلا (بیع عین مرهونه توسط راهن) با وضعیت حقوقی همان تصرف در مصادیق دیگر مالکیت متزلزل مثلاً (بیع مبیع شرطی توسط مشتری در زمان خیار بایع) یکسان است یا با هم فرق میکند. به عبارت دیگر آیا به طور مطلق میتوان گفت کدام تصرفات در دوران تزلزل مالکیت، نافذ و کدام تصرفات غیر نافذ است و وضعیت تصرفات غیر مجاز چیست.
ب) اهداف تحقیق
هدف از انتخاب موضوع این است که از طریق شناخت عوامل ایجاد کننده مالکیت متزلزل، با مصادیق آن که شامل کدام عقود میباشند، آشنا میشویم و با تکیه بر مواد 793 و 460 ق.م ضابطهی مناسب برای جواز تصرفات مالک در دوران تزلزل مالکیت ارائه دهیم و برای بررسی حدود تصرفات مجاز و ممنوع مالک در دوران تزلزل مالکیت انواع تصرفات مالکانه را مطرح میکنیم و در هر تصرف اعم از حقوقی یا مادی به بررسی نفوذ و یا عدم نفوذ آن میپردازیم و با تکیه بر نتیجه به دست آمده به این موضوع برسیم که آیا به طور مطلق میتوان گفت کدام تصرفات در دوران تزلزل مالکیت نافذ و کدام غیر نافذ است.
ج) پیشینه تحقیق و پژوهش
در خصوص آثار حقوقی تصرفات مالک در مالکیت متزلزل، تالیف و پژوهش خاصی صورت نگرفته است اما در کتب فقهی، مباحثی در مورد تصرفات شخص فاقد حق فسخ در مبیع در ایام خیار مطرح گشته اما در مورد تصرفات مشتری در مبیع در عقد بیع با شرط فاسخ و نیز تصرفات انتقال دهنده در عین مورد انتقال در معاملات با حق استرداد، تحقیقات کمتری صورت گرفته است. همچنین در مورد مصادیق مالکیت متزلزل، از جمله تصرفات راهن در عین مرهونه در متون فقهی و کتب حقوقی و پایان نامه ها و مقالات، تحقیقات متعددی انجام گرفته است.
د) فرضیات تحقیق
1-وضعیت حقوقی تصرفات غیر مجاز مالک در زمان تزلزل مالکیت، عدم نفوذ است.
2-ضابطه جواز تصرفات مالک در دوران تزلزل مالکیت، منافی نبودن تصرفات مزبور با حقوق من له الحق است.
3-آثار حقوقی یک تصرف خاص در یک مالکیت متزلزل (مثلا بیع عین مرهونه توسط راهن) با آثار حقوقی همان تصرف در مصداق دیگر مالکیت متزلزل(مثلا بیع مبیع شرطی توسط مشتری در ایام خیار بایع) یکسان نیست و به طور مطلق نمیتوان کفت کدام تصرفات نافذ و کدام تصرفات غیر نافذ است.
هـ) اهمیت و ضرورت انجام تحقیق
با توجه به اینکه اکثر فقها و حقوقدانان در مورد آثار حقوقی تصرفات مالک در زمان مالکیت متزلزل، به طور خیلی مختصر آن هم در مورد تصرفات راهن در عین مرهونه و تصرفات مشتری در مبیع شرطی در ایام خیار بایع در کتب فقهی و حقوقی خود مباحثی را مطرح کرده اند و ذکری از آثار حقوقی تصرفات بایع در عقد بیع معلق تا پیش از حصول معلق علیه و نیز تصرفات انتقال دهنده در معاملات با حق استرداد و ... نیاورده اند. حال چگونه میشود حکم این موارد را از کدام ایشان استنباط کرد و حکم تصرفات راهن در عین مرهونه و مشتری در مبیع شرطی در ایام خیار را شامل تمام این موارد دانست و آیا تنقیح مناط در این گونه موارد علی رغم تفاوت هایی که بین مصادیق مختلف مالکیت متزلزل وجود دارد، درست است یا خیر. لهذا با توجه به پذیرش این نوع معاملات در عرف مردم و به کار بردن روز افزون چنین معاملاتی به خصوص استفاده از وام های بانکی و وثیقه گذاشتن ملک افراد نزد بانک های مرتهن و نیز تصرفات راهن در عین مرهونه در مدت رهن، با توجه به طولانی بودن مدت وام های بانکی، مسائل مختلفی در زمینه فقه و حقوق مطرح خواهد شد که هر یک حکم خاصی را میطلبد که آن، اهمیت و ضرورت این تالیف را نشان میدهد.