1.فلسفه و حقوق کیفری
2.فلسفه چیست؟
3.حقوق کیفری چیست؟
4.حقوق جزا و اخلاق
5.رابطه اخلاق و حقوق کیفری
6.توجیهات و محدودیتهای اخلاقی
8.اهداف پنجگانه عدالت
9.فایدهگرایی و عدالت
10.فردیسازی عدالت کیفری
11.فلسفه جرم
12.مبانی فلسفی جرم
13.مسئولیت کیفری
14.دفاع از مسئولیت
15.فلسفه جرمانگاری
16.اصل آسیب، اخلاق، پدرسالاری، آزادی
17.فلسفه مجازات
18.مجازات چیست؟
19.نظریههای مجازات «اصلاحی، بازدارندگی، پیامدگرایانه، تلافیجویانه، ترکیبی»
20.فلسفه اسلامی حقوق کیفری
21.فلسفه حقوق اسلامی
22.جنبههای فلسفی مجازات در اسلام
اکثر اوقات برای دانشجویان سؤال است که چرا جرم و چرا مجازات؟ آیا جرم دارای وجود خارجی بوده یا وجودش اعتباری است؟ تفاوت مجازات با جرم چیست؟ مگر نه آنکه ما در مجازات همان راهی را میرویم که مجرم رفته است؟ همان کاری را میکنیم که مجرم به علت ارتکاب آن مجازات میشود؟ چگونه است که اگر همین مجازات را افراد عادی انجام دهند جرم میشود ولی اگر از سوی نهادهای حاکمیتی إعمال شود اسم آن مجازات خواهد بود؟ اصلاً آیا مجازات چیز خوبی است؟ آیا اثرگذار است؟ آیا کسی تاکنون تأثیر آن را دیده است؟ و بسیاری سؤالات از این دست.
آنچه در سال های تحصیل و تدریس آموختم این بود که شارع مقدسی که انسان را آفریده و بهتر از هر مرجع دیگری با حالات، روحیات و ویژگیهای جسمی و روانی او آشناست اصراری بر إعمال و اجرای دقیق و کاملِ مجازات ها ندارد. دلیل آن وجود راههای اثباتی سنگین برای اثبات تحقق مجازات در برخی از جرایم مانند چهار بار اقرار در جلسات دادرسی مختلف و یا حضور همزمانِ چهار شاهد عادل و علاوه بر آن وجود نهاد عالی مرتبه «توبه» است. نهادی که علی رغم تمایل مجازات گرایان از سوی خداوند متعال جاری شده و ارتباطی پنهانی و راهگشا میان بنده و خدا را باعث گردیده است. به شوخی میتوان گفت هیچ انسان عاقلی برای تحمل مکافات دنیوی چهار بار بر ارتکاب جرمی اصرار نخواهد کرد. البته باید این امر را نیز نادیده نگرفت که اسلامِ مقدس بهشدت مراقب حقالناس بوده و در این موارد مراعات حقوق افراد بر حقوق خداوند متعال الزامی دیده میشود. از طرف دیگر وضع مجازات شدید با راه های اثباتی پیچیده حاکی از آن است که شارع مقدس قبل از آن که مکافات گرا باشد به انسان قبح واقعی افعال را نشان داده و نشان دهد که این رفتار با این نوع و میزان مجازات از نظر مقدس او تا چه میزان قبیح است و اگر انسانِ خداشناس، آگاه به نعمات و منت های الهی، لحظهای خود را در عرصه نگاه الهی ببیند از انجام آن فعل قبیح خجالتزده خواهد شد.
سربسته به مثالی زیبا از اساتید گرانقدرم اکتفا میکنم. این نمونه میتواند راهگشای بسیاری از قضات و وکلا در تحقیق و دادرسی امورات کیفری باشد. در یکی از شهرها زمانی که اتباع مشغول ساخت آپارتمانی بودند، رفت و آمدهای همسایگان را زیر نظر داشته و اوقات فراغت خود را اینگونه میگذراندند. در یکی از شب ها یکی از آن ها متوجه ورود غریبه ای به یکی از خانه ها شده که در عدم حضور همسر صاحبخانه رابطهای بین آنها محقق میشود. این فرد به سایر دوستان اطلاع داده و همگی با دقت از ابتدا تا انتهای واقعه را به نظاره مینشینند. پس از کشفِ جرمِ آن دو نفر، اینان در مقام شاهد در محکمه حاضرشده و پس از سوگند به راستگویی تمام آنچه دیده را گفتند. موافق ادله و قوانین موضوعه جرم اثباتشده است. اما قاضی پرونده این شهادتها را نپذیرفت. علت آن نبود که اینان دروغ گفته یا شاید در دیدههای خود اشتباه کرده باشند بلکه علت دقیقاً همین وضوح در مشاهدات و شهادات بود. استدلال قاضی این بود که شرط شهادت عدالت است و آنکه به اصرار نظارهگر آن صحنه بوده و رفقا را هم خبر کرده و آنان نیز به دقت آن صحنه را ملاحظه کردند از عدالت خارجاند نه تنها که مشغول دیدن صحنههایی بودند که نگاه بر آن حرمت دارد که نظاره بر ملک غیر نیز داشتهاند که هر دو معصیت و عاصی خارج از عدالت است. البته این موضوع منافاتی بر مکافات رابطه آن مرتکبین ندارد. که البته در صورت عدم توبه مستحق آن هستند.
علی ایحال این امور باعث شد تا در کنار فقدان علمی و نبود مرجعی مکتوب از اساتید عظام به تدوین این نوشتار مشغول شوم و سال ها تدریس و تحقیق را در کنار تجربیات روزمره و افتخار به تلمذ از اساتید عظام دکتر محمدرضا رهبرپور و دکتر غلامحسین کوشکی از اعضای هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی، دکتر سیدحسین هاشمی از دانشگاه مفید، دکتر سید درید موسوی مجاب استاد دانشگاه تربیت مدرس، دکتر سیدمحمود میرخلیلی و دکتر عباس منصورآبادی اعضای هیات علمی دانشگاه تهران، سرکار خانم دکتر اعظم مهدوی پور از دانشگاه خوارزمی و سایر نامداران عرصه علم و اخلاق با هم جمع کرده به تدوین این اثر نائل آیم. آنچه می بینید طی سال ها تدریس در دانشگاه مورد آزمایش قرار گرفته اما خالی از ایراد نیست که نقد سازنده را در راستای بهتر شدن آن به دیده منت پذیرایم. چرا که ترس از انتقاد مانع انتشار آن خواهد بود و انتشار چنین اثری برای دانشجویان دانشمند و فرهیخته، طلاب علم و دانش و انسانیت از اوجب واجبات است. خطر می کنیم تا دیگران آن را اصلاح کنند و در این راه خشنود به همراهی حضرت خضر بودیم که لسان الغیب فرموده قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن، ظلمات است بترس از خطر گمراهی. همراهی بسیار سختی که حضرت موسی علی نبیّنا و آله و علیه السّلام هم تحمل آن را نداشت، چه رسد بر ما.
آنچه در این نوشتار آمده تلفیقی از فلسفه شرق و غرب در باب هستی، چیستی و چرایی حقوق کیفری است و از آنجا که با اصطلاحات به روز و دست اول مواجه هستیم در پاره ای از مباحث گرفتار زبان ثقیل می شویم که علاوه بر قابل درک بودن راهی تازه برای سایر محققین در راستای پرورش اصطلاحات بومی آن ایجاد کرده است. در این اثر از منابع روز اکثراً 2005 تا 2021 یعنی سال آغاز نگارشِ متنی این اثر استفاده شده هرچند که چشم پوشی از نوشتار دهه های 1970، 1980، و 1990 غیر ممکن بود. به هر طریق آنچه که در بزاعت آمد این بود که سُبْحَانَكَ لَا عِلْمَ لَنَا إِلَّا مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ.( آیه شریفه 32 از سوره مبارکه بقره).